جنگ دائمی امارات علیه ایران و الگوی مداخلات در خاورمیانه

امارات به عنوان یک بازیگر کلیدی در خاورمیانه، به عادیسازی جنگ دائمی علیه ایران ادامه میدهد. این وضعیت بهویژه در سایه مداخلات نظامی و دیپلماتیک آمریکا و اسرائیل رخ میدهد.
به گزارش تیترستان؛ به نقل از عصر ایران، دیوید هرست، نویسنده و تحلیلگر ارشد بریتانیایی، در یادداشتی مفصل در پایگاه خبری میدل ایست آی به بررسی ابعاد مداخلات نظامی و دیپلماتیک آمریکا، اسرائیل و امارات متحده عربی در خاورمیانه و شمال آفریقا پرداخته است.
هرست به توصیف جنگها توسط رهبران جهان اشاره کرده و مینویسد: ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، ۱۰ ماه پس از آغاز جنگ در اوکراین از واژه «جنگ» استفاده کرده است. در حالی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، پس از شش ماه از آغاز دومین حمله به ایران، هنوز در توهماتی درباره این نبرد به سر میبرد.
ترامپ این منازعه را به «مسئلهای کوچک» یا «انحرافی کوتاهمدت» تعبیر میکند. با این حال، خدمه ناو هواپیمابر یواساس آبراهام لینکلن که پس از ۲۸۶ روز دریانوردی در سواحل تایلند پهلو گرفتهاند، دیدگاه متفاوتی دارند. خبرنگاران پنتاگون از ملوانان نقل کردهاند که این ماموریت سختترین و دردناکترین دوران خدمت آنها بوده است.
هرست همچنین به تصویر ناو هواپیمابر اشاره کرده که به نماد بیحاصلی جنگی تبدیل شده که ترامپ توان پایان دادن به آن را ندارد.
بر اساس آخرین اطلاعات، ایران با درک عمیقتری از توانمندیهای دفاعی و موشکی خود، مصممتر از گذشته در برابر فشارهای واشنگتن ایستاده است. سرتیپ محمد اکرمینیا، سخنگوی ارتش ایران، تصریح کرده که دکترین نظامی ایران از حالت دفاعی به پیشدستی و بازدارندگی فعال تغییر یافته است.
دیوید هرست همچنین به الگوی امارات در ایجاد جنگهای دائمی اشاره میکند و میگوید که آمریکا و اسرائیل تنها بازیگران این عرصه نیستند. محمد بنزاید، رئیس امارات، خود را در وضعیت جنگ همیشگی میبیند.

ابوظبی با تکیه بر دلارهای نفتی، نیروهای مزدور و ناوگان هوایی پنهان خود، امپراتوری دریاییاش را گسترش داده است. این کشور بدون حضور نظامی مستقیم از طریق سه ابزار اصلی عمل میکند: پشتیبانی لجستیک، تامین تجهیزات نظامی برای گروههای شبهنظامی و بهرهگیری از بازیگران غیردولتی.
بندر بپوساسو در پونتلند سومالی، که به ظاهر برای مصارف تجاری اجاره شده، در واقع به عنوان پایگاه نظامی برای ارسال تسلیحات به جنگهای داخلی لیبی و سودان استفاده میشود.
اصل کلیدی در سیاست خارجی امارات «انکارپذیری» است که به این کشور اجازه میدهد تا در ظاهر متحد استراتژیک غرب باقی بماند. در حالی که امارات خود را نماد توسعه معرفی میکند، در واقع به پلی برای قاچاقچیان و دورزنندگان تحریمها تبدیل شده است.
بنزاید از زمان به قدرت رسیدن با سازماندهی و تامین مالی جنگها در مصر، لیبی، یمن و سودان، مداخلات خود را شدت بخشیده است. او همچنین در ایجاد ارتباط میان محمد بنسلمان و نتانیاهو نقش داشته است.
محور اماراتی-اسرائیلی بهطور علنی در حال همسو شدن با راستگرایان افراطی است. پس از اظهارات نتانیاهو درباره بریتانیا، تحلیلگران وابسته به امارات نیز به تبلیغاتی درباره «توطئه اسلامی» دامن زدهاند.
با وجود نسلکشی در غزه و کرانه باختری، قرارداد ۲.۳ میلیارد دلاری میان شرکت نظامی اسرائیلی البیت سیستمز و امارات امضا شده است. همزمان، مداخلات امارات در آفریقا فاجعههای انسانی به بار آورده است. جنگ داخلی سودان تاکنون ۵۹ هزار کشته و ۱۴ میلیون آواره بر جای گذاشته است.

طلاهای غارتشده از سودان به دبی منتقل میشوند و جامعه جهانی در مواجهه با این مسائل از اقدام جدی طفره رفته است.
هرست در پایان یادآور میشود که این اقدامات پیچیده در بلندمدت با شکست مواجه خواهند شد. تونس در آستانه فروپاشی مالی است و در لیبی، مداخله ترکیه خلیفه حفتر را ناکام گذاشته است. در نهایت، قدرت نرم بر قدرت سخت پیروز خواهد شد و این همان دلیلی است که چرا ابوظبی در نهایت روی اسب بازنده شرطبندی کرده است.
در حال بارگذاری نظرات...