شاعرها معلم نمیشوند؛ روایتی زنانه از عاصیشدن

«شاعرها به معلم تبدیل نمیشوند» با یک مدیتیشن واقعی و به نسبت طولانی، آغاز میشود. مرد عاصی و جمعگریز شدهی قصه، از تمام دنیای پرطمطراق چخوفیاش، اسلحهاش را با خود آورده و در شرایطی که زنش رو به موت است، نگران بند گمشدهی کفشهایش شده؛ انگار دغدغههایش هم همچون آرامشی که به دنبال آن است، پوشالی و در آستانهی نابودیست.
مطالعه در منبع اصلی
در حال بارگذاری نظرات...