قتل داماد با انگیزه دستیابی به ثروت

نزدیک ظهر بود و آفتاب بیرمق زمستانی از پشت پنجره خود را تا وسط اتاق رسانده بود. با لیوانی چای در دست کنار پنجره نشسته و به رفت و آمد ارباب رجوع در محوطه حیاط اداره چشم دوخته و غرق در افکارم بودم که صدای سلام یک زن مرا به خود آورد، وقتی برگشتم زنی جوان را در آستانه در اتاق دیدم، مضطرب و آشفته گفت: «جناب سرهنگ، نامزدم شب گذشته از خانه ما در محدوده غرب تهران خارج شد تا به خانهاش در محدوده شیان بر…
مطالعه در منبع اصلی
در حال بارگذاری نظرات...