اظهارنظر جنجالی یک استاد آمریکایی درباره تنگه هرمز؛ تحولی که هیچ جنگی در ۳۰ سال گذشته رقم نزده است!

به گزارش تیترستان؛ در شرایطی که تنشها در منطقه خاورمیانه و بهویژه در آبراه راهبردی تنگه هرمز به اوج خود رسیده است، اظهارات تازه یک استاد برجسته علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، توجه رسانههای بینالمللی را به خود جلب کرده است. رابرت پیپ، که یکی از نظریهپردازان مطرح در حوزه روابط بینالملل به شمار میرود، در تحلیلی که کانال تلگرامی IranicTV آن را منتشر کرده، مدعی شده است که اگر ایران بتواند کنترل خود بر تنگه هرمز را تثبیت و حفظ کند، این وضعیت پیامدهایی شبیه به «دایرههای متحدالمرکز» خواهد داشت که به تدریج گسترش مییابد. او معتقد است در نهایت این تحول میتواند ایران را به چهارمین مرکز قدرت در جهان تبدیل کند؛ ادعایی که به گفته خودش «شگفتانگیز» است و تحلیلگران را به واکنش واداشته است. پیپ در ادامه تأکید میکند که اختلال در تنگه هرمز به شکلی بر زندگی روزمره آمریکاییها اثر گذاشته که هیچیک از جنگهای طولانی این کشور از سال ۱۹۹۱ میلادی تاکنون چنین تأثیری نداشته است. این سخنان در حالی مطرح میشود که تنگه هرمز همچنان به عنوان شریان حیاتی انتقال نفت و گاز جهان، در کانون توجه قدرتهای بزرگ قرار دارد و هرگونه تهدید علیه آن، بازارهای انرژی و معادلات امنیتی را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد.
تنگه هرمز؛ گلوگاهی که میتواند معادلات جهانی را بازتعریف کند
تنگه هرمز، این آبراه باریک اما استراتژیک، روزانه میزبان عبور میلیونها بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی است که بخش عمدهای از آن به سمت بازارهای آسیایی و اروپایی روانه میشود. اهمیت این تنگه تا حدی است که کارشناسان آن را «گلوگاه انرژی جهان» مینامند و هرگونه اختلال در آن میتواند به افزایش چشمگیر قیمت نفت و در پی آن، تورم جهانی منجر شود. در همین راستا، اظهارات رابرت پیپ درباره کنترل ایران بر تنگه هرمز، صرفاً یک تحلیل دانشگاهی نیست، بلکه بازتابی از نگرانی عمیق غرب از قدرتگیری روزافزون ایران در این منطقه حساس است. او میگوید که اثرگذاری این وضعیت بر زندگی آمریکاییها بیسابقه بوده و حتی جنگهای طولانی مانند جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ یا جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ نتوانستهاند چنین تأثیری بر زندگی روزمره شهروندان آمریکایی بگذارند. این سخنان نشان میدهد که تنگه هرمز نه فقط یک مسیر آبی، بلکه ابزاری برای اعمال قدرت و فشار بر اقتصاد جهانی است و ایران با در اختیار داشتن کنترل آن، میتواند اهرم فشار بیسابقهای در دست داشته باشد.
از سوی دیگر، تحلیلگران معتقدند که کنترل تنگه هرمز به ایران این امکان را میدهد که در مذاکرات بینالمللی، به ویژه با کشورهای غربی، دست برتر را داشته باشد. این در حالی است که آمریکا و متحدانش همواره تلاش کردهاند با حضور نظامی در خلیج فارس، این آبراه را «آزاد» نگه دارند، اما تحولات اخیر نشان میدهد که توازن قدرت در این منطقه در حال تغییر است. رابرت پیپ در تحلیل خود اشاره میکند که اگر وضعیت فعلی تثبیت شود، پیامدهای آن به شکل دایرههای متحدالمرکز گسترش خواهد یافت؛ به این معنا که ابتدا بر بازار انرژی، سپس بر اقتصاد جهانی و در نهایت بر ساختار قدرت بینالمللی تأثیر خواهد گذاشت. به باور او، این فرآیند میتواند ایران را به یکی از قطبهای اصلی قدرت در جهان تبدیل کند، جایگاهی که تا پیش از این تنها برای آمریکا، چین و روسیه متصور بود. این اظهارات در حالی است که بسیاری از ناظران، آن را بیش از آنکه یک پیشبینی دقیق باشد، هشداری به سیاستمداران غربی برای جدی گرفتن قدرت ایران در منطقه میدانند.
واکنشها و پیامدهای بینالمللی؛ از نگرانی قطر تا سکوت معنادار واشنگتن
اظهارات رابرت پیپ بازتاب گستردهای در رسانههای منطقهای و بینالمللی داشته است. در همین رابطه، خبرگزاریها و کانالهای تلگرامی نزدیک به محور مقاومت، با برجستهسازی این تحلیل، آن را نشانهای از افزایش قدرت ایران و انزوای بیشتر آمریکا در منطقه تفسیر کردهاند. از سوی دیگر، مقامات قطری نیز اخیراً اعلام کردهاند که آمریکا در مذاکرات مربوط به تنگه هرمز کارشکنی میکند؛ موضوعی که نشان میدهد حتی متحدان واشنگتن در منطقه نیز نسبت به سیاستهای آن در قبال این آبراه دچار تردید شدهاند. همچنین رسانههای غربی مانند گاردین نیز در گزارشهای خود به تسلط ایران بر «گلوگاه دیجیتال جهان» اشاره کردهاند که خود نشانهای دیگر از ابعاد گسترده قدرت ایران در حوزههای مختلف است. در همین حال، مقامات روسی و چینی نیز در تحلیلهای خود بر لزوم حل ریشهای بحرانهای منطقه تأکید کرده و خواستار پایان یافتن تنشها شدهاند، اما در عمل هیچیک از قدرتهای بزرگ حاضر به چشمپوشی از منافع خود در این منطقه نیستند.
در داخل آمریکا نیز این اظهارات با واکنشهای متفاوتی روبهرو شده است. برخی تحلیلگران نزدیک به دولت ترامپ، آن را اغراقآمیز خوانده و تلاش کردهاند اهمیت آن را کمرنگ جلوه دهند، اما در مقابل، کارشناسان مستقل تأکید میکنند که تنگه هرمز به یک نقطه ضعف استراتژیک برای واشنگتن تبدیل شده است. به گفته آنان، جنگهای طولانی آمریکا در منطقه از سال ۱۹۹۱ تاکنون نتوانسته است امنیت پایدار را برای این کشور به ارمغان بیاورد، در حالی که ایران با تکیه بر موقعیت جغرافیایی و توانمندیهای نظامی خود، توانسته است معادلات را به نفع خود تغییر دهد. این وضعیت باعث شده است که حتی متحدان سنتی آمریکا مانند ژاپن و کره جنوبی نیز نسبت به تأمین امنیت انرژی خود نگران شوند و به دنبال تنوع بخشیدن به مسیرهای واردات انرژی باشند. در مجموع، به نظر میرسد که اظهارات رابرت پیپ، هرچند ممکن است در ظاهر اغراقآمیز به نظر برسد، اما واقعیتی را آشکار میکند که نمیتوان آن را نادیده گرفت: تنگه هرمز به کانون اصلی رقابت قدرتها در قرن بیست و یکم تبدیل شده است.
آینده پیشرو؛ آیا ایران میتواند جایگاه چهارمین قدرت جهان را تثبیت کند؟
برای درک بهتر این ادعا، باید به پیشینه قدرتگیری ایران در منطقه و وضعیت فعلی آن پرداخت. ایران طی سالهای گذشته با تکیه بر توانمندیهای بومی در حوزههای موشکی، پهپادی و دریایی، توانسته است حضور نظامی خود را در خلیج فارس و دریای عمان به طور چشمگیری افزایش دهد. این کشور همچنین با اتکا به موقعیت ژئوپلیتیک خود، همواره به عنوان یکی از بازیگران اصلی در تأمین امنیت انرژی جهان شناخته شده است. اکنون با توجه به ناآرامیهای اخیر در منطقه، از جمله حملات یمن به تأسیسات نفتی عربستان و افزایش تنشها میان ایران و آمریکا، به نظر میرسد که کنترل تنگه هرمز به یک برگ برنده استراتژیک برای تهران تبدیل شده است. رابرت پیپ در تحلیل خود تأکید میکند که اگر این وضعیت تثبیت شود، ایران میتواند به چهارمین مرکز قدرت جهان پس از آمریکا، چین و روسیه تبدیل شود؛ جایگاهی که پیش از این برای هیچ کشوری در خاورمیانه متصور نبود. این پیشبینی، هرچند بلندپروازانه به نظر میرسد، اما با توجه به روندهای فعلی، نمیتوان آن را کاملاً غیرممکن دانست.
با این حال، کارشناسان هشدار میدهند که رسیدن به چنین جایگاهی بدون چالش نخواهد بود. آمریکا و متحدانش قطعاً اجازه نخواهند داد که کنترل تنگه هرمز به طور کامل به ایران واگذار شود و ممکن است با اقدامات نظامی یا تحریمی، تلاش کنند تا این روند را متوقف کنند. از سوی دیگر، وابستگی اقتصاد ایران به درآمدهای نفتی و تأثیرپذیری آن از تحریمهای بینالمللی، از جمله عواملی است که میتواند مسیر تبدیل شدن به قدرت جهانی را دشوار کند. اما در مقابل، ایران با تکیه بر شبکه متحدان منطقهای خود، از جمله گروههای مقاومت در لبنان، سوریه، عراق و یمن، توانسته است نفوذ خود را در سراسر خاورمیانه گسترش دهد و به یک قدرت منطقهای بیرقیب تبدیل شود. در نهایت، باید دید که آیا اظهارات رابرت پیپ صرفاً یک تحلیل دانشگاهی است یا میتواند به عنوان نقشه راهی برای سیاستگذاران ایرانی در جهت تثبیت جایگاه خود در نظام بینالملل مورد استفاده قرار گیرد. آنچه مسلم است، تنگه هرمز همچنان به عنوان یکی از مهمترین نقاط جهان، صحنه رقابت قدرتهای بزرگ خواهد بود و ایران با در دست داشتن این گلوگاه، برگ برندهای منحصر به فرد در اختیار دارد.
در حال بارگذاری نظرات...