آخرین اخبار
فرارو سیاسی ۱۴۰۵/۰۷/۲۶

رقابت پنهان قدرت‌ها در قلب آسیا؛ چرا مسیر طلایی ایران خالی از تاجران خارجی است؟

رقابت پنهان قدرت‌ها در قلب آسیا؛ چرا مسیر طلایی ایران خالی از تاجران خارجی است؟

به گزارش تیترستان؛ در حالی که سفر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، به ازبکستان در ۲۶ مهر ماه بار دیگر پرونده رقابت قدرت‌های بزرگ بر سر کریدورهای ارتباطی آسیای مرکزی را در کانون توجه قرار داده، تحلیلگران سیاست خارجی نسبت به یک تهدید خاموش اما جدی برای اقتصاد ایران هشدار می‌دهند. بر اساس ارزیابی‌های صورت گرفته، واشنگتن نه با ابزار نظامی، بلکه با فشار بر کانال‌های بانکی و تحریم‌های ثانویه به دنبال حذف تدریجی و فرسایشی ایران از معادلات ترانزیتی منطقه است؛ هدفی که به اعتقاد کارشناسان می‌تواند سهم حیاتی کشور از تجارت آسیای مرکزی را به رقبایی چون چین، روسیه و ترکیه واگذار کند. احسان موحدیان، تحلیلگر سیاست خارجی و استاد دانشگاه، در این باره تأکید دارد که برخورداری از موقعیت جغرافیایی منحصربه‌فرد به‌تنهایی برای تثبیت جایگاه ایران کافی نیست و تهران برای حفظ سهم خود باید هم‌زمان موانع بانکی و مالی را کاهش دهد، زیرساخت‌های حمل‌ونقل را تکمیل کند و همکاری‌های منطقه‌ای را از سطح روابط سیاسی به قراردادهای اقتصادی پایدار برساند. این در حالی است که آمارها نشان می‌دهد در سال ۲۰۲۵ کالاهایی به ارزش حدود ۳.۹ میلیارد دلار از طریق ایران به ازبکستان ترانزیت شده که معادل ۹ درصد واردات این کشور بوده است؛ رقمی که نشان‌دهنده اهمیت بالای مسیر ایران برای کشورهای محصور در خشکی است.

ابزار واشنگتن: از تحریم ثانویه تا ترویج کریدورهای جایگزین

موحدیان در تحلیل خود از ماهیت تهدید آمریکا تصریح می‌کند که این تهدید بیشتر «فرسایشی و هزینه‌ساز» است تا «حذف کامل»؛ زیرا تجارت مستقیم آسیای مرکزی با ایران از نظر حجمی ناچیز است و در مجموع پنج کشور منطقه تنها حدود ۱.۹ میلیارد دلار ارزش دارد. با این حال، ارزش واقعی ایران در نقش ترانزیتی آن نهفته است و واشنگتن با هدف قرار دادن این مسیر، مستقیماً به منافع ترانزیتی کشورهای محصور در خشکی ضربه می‌زند. ابزار اصلی آمریکا در این نبرد اقتصادی، تحریم‌های ثانویه و فشار بر کانال‌های بانکی است؛ مقامات آمریکایی مستقیماً از کشورهای آسیای مرکزی خواسته‌اند تجارت با ایران را کاهش دهند، شرکت‌های مرتبط را شناسایی کنند و فعالیت شعب بانک‌های ایرانی به‌ویژه بانک‌های ملی و صادرات را محدود یا متوقف سازند. در غیر این صورت، این کشورها با قطع دسترسی به نظام مالی دلاری مواجه خواهند شد؛ تهدیدی که حتی بدون اعمال رسمی تحریم‌ها، اثر «ترس از ریسک» ایجاد می‌کند و بانک‌های قزاق یا ازبک را وادار می‌سازد تا حتی تراکنش‌های کاملاً قانونی مرتبط با ایران را نیز پردازش نکنند.

در کنار فشار بانکی، ابزار دوم واشنگتن ترویج فعال مسیرهای جایگزین است. آمریکا از «کریدور میانی» یعنی مسیر ترانس‌کاسپین که روسیه و ایران را دور می‌زند، به‌عنوان گزینه‌ای برای تجارت آسیای مرکزی حمایت می‌کند و هم‌زمان فشار دیپلماتیک برای شناسایی و تضعیف شبکه‌های «بانکداری سایه» و تسهیل‌کنندگان خارجی ایران را اعمال می‌نماید. نتیجه ترکیبی این ابزارها می‌تواند هزینه استفاده از مسیر ایران را به‌طور قابل‌توجهی بالا ببرد و تاجران منطقه را به سمت گزینه‌های پرریسک‌تر اما به‌ظاهر امن‌تر سوق دهد. این تحلیلگر سیاست خارجی تأکید می‌کند که در کوتاه‌مدت، تحریم‌ها و محدودیت‌های بانکی تعیین‌کننده‌تر هستند؛ زیرا حتی اگر زیرساخت‌ها کامل باشند، بدون کانال پرداخت مطمئن و بیمه‌نامه معتبر، هیچ تاجر منطقی ریسک استفاده از مسیر ایران را نمی‌پذیرد. به گفته او، هر حلقه از زنجیره حمل‌ونقل از بیمه و بانک گرفته تا گمرک و شرکت حمل‌ونقل ایرانی، می‌تواند به بهانه تحریم‌های ثانویه قطع یا هزینه‌ساز شود و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که مزیت جغرافیایی ایران را بی‌اثر می‌کند.

مزیت منحصربه‌فرد ایران: جغرافیای اتصال در برابر سرمایه و قدرت نظامی

موحدیان با اشاره به رقابت پیچیده قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، مزیت منحصربه‌فرد ایران را نه در سرمایه‌گذاری کلان مانند چین و نه در قدرت نظامی-دیپلماتیک مانند روسیه و ترکیه، بلکه در «جغرافیای اتصال» می‌داند. ایران تنها مسیر پیوسته و کم‌هزینه از نظر زمانی برای اتصال آسیای مرکزی به آب‌های آزاد خلیج فارس و اقیانوس هند است که هم روسیه را دور می‌زند و هم به چین وابسته نمی‌کند. چین ابزار «سرمایه و ابتکار کمربند-راه» را دارد، روسیه از «وابستگی تاریخی راه‌آهن و انرژی» استفاده می‌کند، ترکیه با «کریدور میانی و نفوذ فرهنگی-زبانی» پیش می‌رود و آمریکا با «فشار تحریمی و حمایت از مسیرهای جایگزین» وارد شده است. ایران در این میان، مکمل ژئوپلیتیک چین است؛ چین به مسیر غربی از طریق ایران برای تنوع‌بخشی نیاز دارد و ایران رقیب ترکیه در دسترسی به اقیانوس هند است. اما این مزیت تنها در صورتی معنا دارد که مسیر ایران قابل اعتماد، مقرون‌به‌صرفه و عاری از ریسک تحریمی باشد.

این کارشناس سیاست خارجی اولویت فوری تهران را «تثبیت مسیر» پیش از «گسترش بازار» می‌داند و تأکید می‌کند که این به معنای سرمایه‌گذاری فوری در مکانیسم‌های پرداخت جایگزین از جمله تهاتر، ارزهای ملی و تسویه از طریق شرکت‌های واسط در کشورهای ثالث است تا وابستگی به دلار و بانک‌های تحت فشار آمریکا کاهش یابد. هم‌زمان، ایران باید تکمیل حلقه‌های گمشده کریدور شمال-جنوب به‌ویژه اتصال ریلی چابهار به شبکه شمالی و رفع گلوگاه‌های گمرکی را با مشارکت کشورهای منطقه در قالب پروژه‌های مشترک با ازبکستان، قزاقستان و ترکمنستان پیش ببرد تا هزینه خروج از مسیر ایران برای آنها افزایش یابد. در سطح دیپلماتیک نیز ایران باید خود را به‌عنوان «مسیر مکمل و مطمئن» برای هر دو کریدور شرقی-غربی و شمالی-جنوبی معرفی کند و از مزیت «تنها مسیر جنوبی غیروابسته به قدرت‌های بزرگ» بهره ببرد. به گفته موحدیان، بدون چنین رویکردی، حتی اگر تحریم‌ها فردا برداشته شوند، بازگشت به مسیر ایران نیازمند صرف هزینه‌های جدید برای تغییر زیرساخت‌های نهادی و لجستیکی خواهد بود؛ زیرا کشورهای منطقه در صورت توسعه مسیرهای جایگزین، قراردادهای بلندمدت بسته و خطوط اعتباری جدید باز می‌کنند.

پیامدهای آینده: خطر قفل شدن مسیرهای جایگزین و ضرورت تصمیم فوری

موحدیان در پاسخ به این پرسش که آیا گسترش روابط آسیای مرکزی با آمریکا به کاهش همکاری با ایران منجر می‌شود، تصریح می‌کند که این مسئله الزاماً به کاهش همکاری منجر نمی‌شود؛ زیرا کشورهای آسیای مرکزی سیاست «چندوجهی» را دنبال می‌کنند و روابط با آمریکا و غرب را برای امنیت، سرمایه‌گذاری و ایجاد تعادل در برابر چین و روسیه گسترش می‌دهند، اما هم‌زمان ایران را به‌عنوان یک «گزینه ترانزیتی جنوبی» حفظ می‌کنند تا وابستگی خود به شمال (روسیه) و شرق (چین) را کاهش دهند. شواهد نیز این موضوع را تأیید می‌کند: قزاقستان در ژوئن ۲۰۲۶ قراردادی ۲۷ ساله برای ساخت پایانه لجستیکی اختصاصی در بندرعباس امضا کرد و ازبکستان و ترکمنستان نیز به‌دنبال احیای مسیرهای ریلی و کشتیرانی خزر پس از اختلالات جنگی بودند. آنها تلاش می‌کنند هم‌زمان با واشنگتن و تهران کار کنند، نه اینکه یکی را به‌طور کامل جایگزین دیگری کنند. با این حال، توافق تجارت آزاد ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EEU) در سال ۲۰۲۵ لازم‌الاجرا شد و اهدافی مانند افزایش تجارت با قزاقستان به ۳ میلیارد دلار تعیین شد، اما اجرای کامل آن با موانع بانکی، گمرکی و زیرساختی مواجه است و بسیاری از تفاهم‌ها در سطح «یادداشت تفاهم» یا «نقشه راه» باقی مانده‌اند.

به اعتقاد این تحلیلگر، شکاف اصلی ایران نه در نیت سیاسی، بلکه در «ظرفیت اجرا» و «تضمین پایداری» قراردادهاست. در مقابل، چین و ترکیه قراردادهای سرمایه‌گذاری بلندمدت مانند توافق ۲۵ ساله چین و پروژه‌های زیرساختی ترکیه را با مکانیسم‌های اجرایی مشخص پیش می‌برند. موحدیان هشدار می‌دهد که اگر کشورهای آسیای مرکزی مجبور شوند برای سال‌ها مسیرهای جایگزین مانند کریدور میانی، بندرهای پاکستان و مسیرهای ریلی جدید از طریق خزر را توسعه دهند، هزینه‌های ثابت و یادگیری نهادی در این مسیرهای جدید انباشته می‌شود و بازگشت به مسیر ایران دشوارتر خواهد شد. تجربه جنگ ۲۰۲۶ نشان داد که اختلال در مسیر ایران کشورهای منطقه را به سمت تنوع‌بخشی اجباری سوق داد. بنابراین، مهم‌ترین تصمیم فوری تهران باید تثبیت یک مکانیسم پرداخت و تسویه پایدار و غیردلاری با کشورهای آسیای مرکزی باشد، پیش از آنکه این کشورها به‌طور کامل به سمت مسیرهای جایگزین ترانزیتی قفل شوند. این مکانیسم می‌تواند شامل توافق‌های دوجانبه تهاتر کالا، استفاده از ارزهای ملی و ایجاد شرکت‌های مشترک حمل‌ونقل با مالکیت کشورهای ثالث باشد تا ریسک تحریم‌های ثانویه برای بانک‌های منطقه کاهش یابد و مسیر ایران به یک گزینه قابل اتکا برای تجارت منطقه تبدیل شود.

مطالعه در منبع اصلی
اشتراک‌گذاری
نظرات

در حال بارگذاری نظرات...