معادله دیمونا در برابر کوه کلنگ؛ سناریوهایی که تلآویو را نگران کرده است

به گزارش تیترستان؛ در پی تکرار تهدیدهای مقامات آمریکایی مبنی بر حمله به تأسیسات موسوم به «کوه کلنگ»، بحثها درباره پاسخ متقابل ایران و هدف قرار دادن تأسیسات هستهای دیمونای اسرائیل در فضای سیاسی و رسانهای کشور ابعاد تازهای پیدا کرده است. بر اساس موضع رسمی جمهوری اسلامی، هیچگونه فعالیت هستهای در کوه کلنگ وجود ندارد، اما این ادعا مانع از آن نشده که واشنگتن پس از تحولات جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه، این سایت را به عنوان یک هدف نظامی معرفی کند. در همین حال، تحلیلگران و رسانههای منطقهای دو سناریوی متفاوت را درباره پیامدهای حمله احتمالی ایران به دیمونا بررسی میکنند؛ سناریویی که میتواند معادله بازدارندگی را در خاورمیانه دستخوش تغییرات بنیادین کند. در ادامه، ابعاد مختلف این موضوع را در سه بخش بررسی میکنیم.
دیمونا؛ نماد قدرت هستهای اسرائیل و هدفی که تاکنون دستنخورده مانده است
مرکز تحقیقات هستهای شیمون پرز در صحرای نقب، یکی از مهمترین و در عین حال مرموزترین تأسیسات هستهای رژیم صهیونیستی است که از دهههای گذشته تاکنون به عنوان نماد توان هستهای تلآویو شناخته میشود. بر اساس آمارهای منتشرشده در حدود پنج سال پیش، این تأسیسات ماهانه حداقل ۸ کیلوگرم اورانیوم با غنای نظامی و ۴۰ کیلوگرم پلوتونیوم تولید میکند که گفته میشود برای ساخت حدود ۱۰ کلاهک هستهای کافی است. اطلاعات تأییدنشده حاکی از آن است که رآکتور اصلی این مجموعه در ۱۰ طبقه زیرزمینی ساخته شده و همین موضوع، ارزیابیها درباره آسیبپذیری آن را پیچیده کرده است. با وجود سیاست ابهام هستهای اسرائیل، دیمونا همواره در مرکز توجه نهادهای بینالمللی و تحلیلگران امنیتی قرار داشته و هرگونه نشانهای از تهدید علیه آن، واکنشهای گستردهای را برمیانگیزد.
ایران تاکنون هیچ حمله مستقیمی به تأسیسات هستهای دیمونا انجام نداده است، اما در فروردینماه امسال و پس از حمله اسرائیل به تأسیسات نطنز، دو شهر عراد و دیمونا را که بهترتیب در فاصله ۲۷ و ۱۰ کیلومتری این تأسیسات قرار دارند، هدف حمله موشکی قرار داد. تصاویر منتشرشده در رسانههای عبری و شبکههای اجتماعی نشان میدهد که آن حمله یکی از سنگینترین حملات موشکی ایران به اسرائیل بوده و در آن زمان تحلیلگران آن را هشداری جدی درباره احتمال هدف قرار گرفتن تأسیسات اتمی شیمون پرز تفسیر کردند. این اقدام نشان داد که تهران توانایی و اراده لازم برای عبور از خطوط قرمز را در صورت تداوم تجاوزهای رژیم صهیونیستی دارد. اکنون با تشدید تهدیدهای آمریکا علیه کوه کلنگ، گمانهزنیها درباره تکرار چنین حملاتی و حتی هدف قرار دادن مستقیم دیمونا قوت گرفته است.
روایت اسرائیلی و غیراسرائیلی از پیامدهای حمله به دیمونا؛ از نمایش سیاسی تا فاجعه انسانی
نگاهی به تحلیلهای منتشرشده در اندیشکدهها و رسانههای اسرائیلی نشان میدهد که یکی از روایتهای غالب در تلآویو، دوگانه بودن نتایج حمله به دیمونا است؛ یعنی برجستگی بیشتر نمود شکلی و کمتر بودن خطر تشعشعات. روزنامه تایمز اسرائیل در گفتوگو با چند متخصص امنیتی و هستهای، این روایت را ارائه کرده که به دلیل کوچک بودن رآکتور دیمونا (۱۵۰ مگاوات) و قرار داشتن آن در عمق زمین، ابعاد مربوط به انتشار مواد پرتوزا پس از حمله محدود باقی خواهد ماند. در این گزارش تأکید شده است که حمله به دیمونا شبیه فاجعه چرنوبیل یا فوکوشیمای ژاپن نخواهد بود، زیرا در مواقع بحران فعالیت تأسیسات هستهای به طور معمول کاهش مییابد یا متوقف میشود. با این حال، همین گزارش میافزاید که دیمونا به عنوان نماد قدرت هستهای تلآویو شناخته میشود و حمله ایران به آن، خسارتهای سیاسی زیادی به اسرائیل وارد میکند و میتواند اعتبار بازدارندگی این رژیم را به شدت خدشهدار کند.
در مقابل، منابع غیراسرائیلی و اندیشکدههای منطقهای، نگاه بدبینانهتری به این موضوع دارند. اندیشکده مصری الحبتور در گزارشی هشدار داده است که در بدترین سناریو، حمله به دیمونا علاوه بر آثار مستقیم و غیرمستقیم بر اسرائیل، کشورهای اردن، عربستان سعودی و مصر را نیز درگیر خواهد کرد. بر اساس این گزارش، منطقهای با شعاع ۳۰ کیلومتر در اطراف دیمونا به عنوان محدوده تأثیر فوری در نظر گرفته میشود و تخلیه اجباری حدود ۲۰۰ هزار نفر از ساکنان منطقه ضروری خواهد بود. نیروهای امدادی و ساکنان نزدیک محل حادثه ممکن است با سندرم حاد پرتوی مواجه شوند؛ عوارضی که از مشکلات فوری گوارشی تا نارسایی بالقوه مرگبار اندامهای بدن طی چند هفته متغیر است. همچنین فعالیتهای کشاورزی در سراسر منطقه نقب به طور کامل متوقف خواهد شد، زیرا آلودگی رادیواکتیو محصولات را برای مصرف انسانی ناایمن میکند و انتقال فوری دامها یا معدومسازی آنها ضروری خواهد بود.
این گزارش میافزاید که فاجعه میتواند منطقهای به وسعت تقریبی ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ کیلومتر مربع را برای سکونت غیرممکن کند و این منطقه راهبردی را برای دههها یا حتی قرنها از چرخه بهرهبرداری خارج سازد. محدوده تأثیر گستردهتر، در فاصله ۳۰ تا ۱۵۰ کیلومتری کانون حادثه و بسته به جهت باد در ۴۸ ساعت بحرانی نخست، ممکن است بخشهایی از مناطق شهری بزرگ از جمله قسمتهایی از اورشلیم و تلآویو را نیز در بر بگیرد. در چنین شرایطی، آلودگی منابع اصلی آب از جمله بخشهایی از منطقه دریای مرده و سفرههای آب زیرزمینی حیاتی که آب جنوب و مرکز اسرائیل را تأمین میکنند، میتواند بحرانی بیسابقه در حوزه آب ایجاد کند و برای میلیونها نفر باید منابع جایگزین تأمین آب در نظر گرفته شود. فروپاشی اقتصادی بخشهای گردشگری و کشاورزی اسرائیل نیز میتواند فوری و فراگیر باشد و ممنوعیت سفرهای بینالمللی و صادرات محصولات کشاورزی ممکن است برای دههها ادامه یابد.
اهمیت راهبردی کوه کلنگ و معادله بازدارندگی؛ آیندهای مبهم در انتظار منطقه
کوه کلنگ که در نزدیکی نطنز قرار دارد، از سالها پیش به عنوان یکی از محورهای اصلی مناقشه هستهای ایران و غرب مطرح بوده است. جمهوری اسلامی همواره تأکید کرده که هیچ فعالیت هستهای در این سایت انجام نمیشود و ادعاهای آمریکا و اسرائیل درباره آن را بیاساس میداند. با این حال، پس از جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه و افزایش تنشها، واشنگتن این سایت را به عنوان هدفی مشروع برای حملات پیشگیرانه معرفی کرده است. این در حالی است که ایران بارها نشان داده در صورت تجاوز به تأسیساتش، پاسخ متقابل خواهد داد و حملات موشکی به عراد و دیمونا در فروردینماه امسال، نمونهای از این اراده بوده است. اکنون پرسش اصلی این است که آیا تهدیدهای آمریکا علیه کوه کلنگ، تهران را به سمت اجرای تهدیدهای قبلی درباره حمله به دیمونا سوق خواهد داد یا اینکه دیپلماسی و بازدارندگی متقابل مانع از گسترش درگیری میشود.
از منظر راهبردی، دیمونا تنها یک تأسیسات هستهای نیست، بلکه نماد توان بازدارندگی اسرائیل و نقطه اتکای سیاست ابهام هستهای این رژیم است. هرگونه حمله به این تأسیسات، حتی اگر خسارات فیزیکی محدودی به همراه داشته باشد، میتواند ضربهای سنگین به اعتبار و اقتدار تلآویو وارد کند و معادله بازدارندگی را به نفع ایران تغییر دهد. از سوی دیگر، پیامدهای زیستمحیطی و انسانی چنین حملهای، به ویژه در صورت انتشار مواد پرتوزا، میتواند کل منطقه را درگیر بحرانی چندلایه کند که آثار آن برای نسلها باقی خواهد ماند. کشورهای همسایه اسرائیل نیز نگران هستند که در صورت وقوع چنین سناریویی، ابرهای آلوده رادیواکتیو و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن، مرزها را درنوردد و ثبات منطقه را به خطر بیندازد. بنابراین، هر تصمیمی درباره حمله به دیمونا یا کوه کلنگ، نه تنها بر دو طرف درگیر، بلکه بر کل خاورمیانه تأثیرگذار خواهد بود و نیازمند محاسبات دقیق و همهجانبه است.
در مجموع، به نظر میرسد دو سناریوی اصلی پیش روی منطقه قرار دارد: نخست، سناریوی تشدید تنش که در آن هر حمله به کوه کلنگ با پاسخ متقابل ایران به دیمونا مواجه میشود و منطقه را به ورطه یک جنگ گسترده و فاجعهبار میکشاند. دوم، سناریوی بازدارندگی و مهار که در آن طرفها با درک پیامدهای غیرقابل کنترل چنین حملاتی، به سمت آرامسازی و احیای کانالهای دیپلماتیک حرکت میکنند. آنچه مسلم است، این است که دیمونا به دلیل ویژگیهای منحصربهفرد خود، به گزینهای جدی در معادلات امنیتی تبدیل شده و هرگونه تحرک نظامی در این منطقه، میتواند معادلات قدرت را برای دههها تغییر دهد. اکنون چشمها به تصمیمگیرندگان در واشنگتن، تلآویو و تهران دوخته شده است تا ببینند کدام مسیر را انتخاب خواهند کرد؛ مسیری که میتواند صلح و ثبات را به منطقه بازگرداند یا آن را به سوی فاجعهای انسانی سوق دهد.
در حال بارگذاری نظرات...