لاوروف در منامه چه گفت که ناگهان سکوت سالن را شکست؟ / هشدار مبهم درباره یک قدم تا جنگ تمامعیار

به گزارش تیترستان؛ سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، در پایان نهمین نشست «گفتوگوی راهبردی» میان روسیه و شورای همکاری خلیج فارس که در سطح وزیران خارجه در منامه پایتخت بحرین برگزار شد، با اشاره به تحولات اخیر منطقه، هشدار داد که خاورمیانه در آستانه یک جنگ تمامعیار قرار دارد. وی در کنفرانس مطبوعاتی خود تأکید کرد که مسأله کنونی در تنگه هرمز ضرورت تمرکز بر رفع ریشههای اصلی درگیری است و نباید صرفاً به پیامدهای ظاهری بسنده کرد. لاوروف با اشاره به مباحث مطرحشده در نشست روز یکشنبه منامه گفت که یکی از «دوستان» حاضر در جلسه بر ضرورت پایان دادن به حملات، تقویت احترام متقابل بر پایه به رسمیت شناختن حاکمیت یکدیگر، پرهیز از مداخله در امور داخلی و حلوفصل مسالمتآمیز اختلافات به جای توسل به نیروی نظامی تأکید کرده است. وزیر خارجه روسیه افزود که در حالی که به سخنان این مقام گوش میداد، ناخودآگاه به این فکر افتاده که این موارد دقیقاً همان اقداماتی هستند که ایالات متحده و رژیم اسرائیل انجام میدهند و این تناقض آشکار، نشاندهنده عمق بحران در رویکرد بازیگران خارجی است. این اظهارات در حالی بیان میشود که تنشها بر سر تنگه هرمز و آزادی کشتیرانی در این آبراه حیاتی، به یکی از محورهای اصلی رایزنیهای دیپلماتیک منطقه تبدیل شده است.
تنگه هرمز؛ از آزادی کامل کشتیرانی تا پردهای از ابهام
لاوروف در ادامه سخنان خود با اشاره به وضعیت پیش از تنشهای اخیر تصریح کرد: «قبل از نهم اسفند (تجاوز نظامی بیدلیل آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران)، آزادی کشتیرانی به صورت کامل در تنگه هرمز برقرار بود، بدون اینکه صحبتی از هیچگونه پرداختی در میان باشد و اوضاع کاملاً عادی بود.» وی با تأکید بر لزوم بازگشت این وضعیت به روال عادی، خاطرنشان کرد که هرگونه ادعا مبنی بر بیارتباط بودن وضعیت کنونی تنگه هرمز با اقدامات ایالات متحده و رژیم اسرائیل، دفاع از آن بسیار دشوار است؛ بهویژه در خصوص اصل حلوفصل مناقشات بدون توسل به زور یا مداخله در امور داخلی. وزیر خارجه روسیه همچنین یادآور شد که شورای همکاری خلیج فارس چند سال قبل چشماندازی برای یک ساختار امنیتی منطقهای تدوین کرده بود و روسیه و چین نیز طرحهای خود را دارند و ایران نیز ابتکار صلح هرمز را مطرح کرده است. به گفته وی، اگر همان زمان گفتوگویی آغاز میشد و همه طرفها بدون هیچ پیششرط و نتیجهگیری از پیش تعیینشده دور یک میز گردهم میآمدند، شاید اکنون شرایط متفاوت بود. این اظهارات نشاندهنده آن است که مسکو بر این باور است که ریشه بحران در تنگه هرمز نه صرفاً اقدامات تاکتیکی، بلکه نبود یک چارچوب گفتوگوی جامع و فراگیر در سالهای گذشته است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تجربه برگزاری نشستهای کارشناسی در مسکو اظهار کرد: «ما پیشتر چندین بار چنین گفتوگویی را در مسکو برگزار کردیم؛ این نشستها با حضور تحلیلگران سیاسی، کارشناسان و جامعه دانشگاهی انجام شد و بسیار مفید بود.» لاوروف یکی از درسهای وضعیت تأسفبار کنونی را ضرورت از سرگیری گفتوگوها دانست و گفت که این ابتکار در محافل دانشگاهی کشورهای منطقه با استقبال خوبی مواجه شده بود. وزیر خارجه روسیه تأکید کرد که مسکو خواهان ایجاد یک ساختار امنیتی فراگیر در منطقه است که تمامی کشورهای منطقه شامل ایران و کشورهای عربی ساحلی خلیج فارس و همسایگان آنها مانند عراق و اردن را در بر گیرد. وی افزود که بازیگران خارجی نیز باید از این سازوکار حمایت کنند، اما نه بر اساس دستورکارهای ژئوپلیتیک یکجانبه خود، بلکه عمدتاً بر پایه منافع کشورهای واقع در همین منطقه. لاوروف در ادامه پیشنهاد داد که پس از انجام گفتوگوهای مقدماتی در سطح کارشناسی، برگزاری نشستی مد نظر قرار گیرد که بتواند فرآیند شکلگیری این ساختار امنیتی را آغاز کند؛ ساختاری که به اعتقاد او برای تمامی کشورهای ذینفع ضروری است و میتواند از تکرار بحرانهای گذشته جلوگیری کند.
یادداشت تفاهم اسلامآباد؛ روزنهای برای بازگشت به دیپلماسی
وزیر خارجه روسیه در پاسخ به پرسش دیگری درباره وضعیت جاری منطقه گفت: «وضعیت در خاورمیانه در آستانه یک جنگ تمامعیار قرار دارد؛ با این حال، یادداشت تفاهم اسلامآباد میان ایالات متحده و ایران، تمامی عناصر لازم برای بازگرداندن اوضاع در تنگه هرمز به مسیر دیپلماتیک را در خود دارد.» وی افزود که این یادداشت تفاهم همچنان شامل تمام مؤلفههای لازم برای تغییر مسیر وضعیت کنونی است و هدف، هدایت شرایط به سمت مسیری سیاسی و دیپلماتیک مبتنی بر مذاکره است. این اظهارات لاوروف در حالی مطرح میشود که پیش از این نیز مقامات روسی بارها بر نقش سازنده خود در کاهش تنشها میان ایران و آمریکا تأکید کرده بودند. به نظر میرسد مسکو با اتکا به این یادداشت تفاهم، تلاش دارد تا نقش میانجیگری خود را در معادلات امنیتی خلیج فارس پررنگتر کند و از این طریق، هم منافع اقتصادی و امنیتی خود را در منطقه تضمین کند و هم از بروز یک درگیری فراگیر که میتواند بر بازارهای انرژی و ثبات جهانی تأثیر بگذارد، جلوگیری نماید. با این حال، برخی تحلیلگران بر این باورند که یادداشت تفاهم اسلامآباد بدون تضمینهای اجرایی روشن، بیشتر یک چارچوب کلی است تا یک توافق الزامآور و اثربخشی آن به اراده واقعی طرفین بستگی دارد.
لاوروف همچنین در جریان سفر به منامه با حمد بن عیسی آل خلیفه، پادشاه بحرین، دیدار کرد و گفتوگوهای جداگانهای نیز با عبداللطیف بن راشد الزیانی، وزیر خارجه این کشور، داشت. بر اساس گزارش تارنمای وزارت خارجه روسیه، طرفین در این دیدارها به مسائل کلیدی خاورمیانه، بهویژه وضعیت منطقه خلیج فارس توجه ویژهای داشتند و بر اهمیت جلوگیری از سرگیری خصومتها در این بخش راهبردی و حیاتی از جهان و همچنین تضمین آزادی و امنیت کشتیرانی بینالمللی تأکید کردند. چشماندازهای حلوفصل مناقشه فلسطین و رژیم اسرائیل نیز از دیگر محورهای رایزنیهای لاوروف در بحرین بود. این دیدارها نشان میدهد که روسیه در تلاش است تا ضمن حفظ روابط متوازن با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، نقش خود را به عنوان یک میانجی فعال در بحرانهای منطقهای تثبیت کند. در همین چارچوب، سفر لاوروف به تهران در روز دوشنبه ۲۷ مهر با هدف رایزنی با سید عباس عراقچی، همتای ایرانی خود، میتواند به عنوان ادامه همین دیپلماسی فعال مسکو در قبال تحولات خلیج فارس تلقی شود؛ سفری که به گفته سخنگوی وزارت خارجه روسیه، بخشی از یک سفر منطقهای گستردهتر است و احتمالاً حامل پیامهای مشخصی برای مقامات ایرانی درباره آینده تنشها و راههای کاهش آن خواهد بود.
از منامه تا تهران؛ مسکو به دنبال چه سناریویی است؟
اهمیت اظهارات لاوروف را باید در چارچوب راهبرد کلان روسیه در خاورمیانه تحلیل کرد. مسکو پس از تجربه حضور نظامی در سوریه و سپس نقشآفرینی در روند آستانه، همواره کوشیده است تا خود را به عنوان یک قدرت جهانی با توان میانجیگری در بحرانهای منطقه معرفی کند. در همین راستا، نشست «گفتوگوی راهبردی» با شورای همکاری خلیج فارس که نهمین دور آن در منامه برگزار شد، فرصتی برای روسیه فراهم کرده تا ضمن تبادل نظر با کشورهای عربی، مواضع خود را درباره مسائل امنیتی منطقه هماهنگ کند. لاوروف با هشدار درباره «جنگ تمامعیار» در خاورمیانه، عملاً تلاش دارد تا توجه جامعه بینالمللی را به پیامدهای فاجعهبار ادامه تنشها جلب کند و از این طریق، فشار بر بازیگران تندرو را افزایش دهد. از سوی دیگر، تأکید وی بر ریشههای اصلی درگیری و ضرورت گفتوگوی فراگیر، نشاندهنده انتقاد پنهان مسکو از رویکرد یکجانبهگرایانه واشنگتن و تلآویو در قبال تحولات منطقه است. به نظر میرسد روسیه نگران آن است که تشدید تنشها در تنگه هرمز، علاوه بر تأثیر منفی بر بازار انرژی، موقعیت این کشور را در معادلات امنیتی خلیج فارس تضعیف کند و زمینه را برای حضور نظامی گستردهتر آمریکا فراهم آورد.
در مجموع، سفر لاوروف به بحرین و سپس تهران را میتوان بخشی از یک تلاش دیپلماتیک فشرده برای جلوگیری از انفجار یک بحران تمامعیار در منطقه دانست. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هرگونه ماجراجویی نظامی در تنگه هرمز نه تنها امنیت کشتیرانی را تهدید میکند، بلکه میتواند زنجیرهای از واکنشهای نظامی و سیاسی را در کل خاورمیانه به راه اندازد. در چنین شرایطی، طرحهای امنیتی منطقهای که لاوروف به آنها اشاره کرد، اگرچه در سطح نظری میتوانند راهگشا باشند، اما در عمل با موانع جدی از جمله بیاعتمادی متقابل میان ایران و کشورهای عربی، رقابتهای ژئوپلیتیک آمریکا و روسیه و همچنین پیچیدگیهای ناشی از حضور بازیگران غیردولتی مواجه هستند. با این حال، آنچه مسلم است این است که مسکو با استفاده از ابزار دیپلماسی، میکوشد تا ضمن حفظ منافع خود، از تبدیل شدن خلیج فارس به صحنه یک جنگ تمامعیار جلوگیری کند؛ جنگی که به گفته وزیر خارجه روسیه، تنها یک قدم با آن فاصله داریم و شاید یادداشت تفاهم اسلامآباد آخرین فرصت برای بازگشت به مسیر عقلانیت و مذاکره باشد.
در حال بارگذاری نظرات...