خطر دیپورت بیخ گوش سرمربیان سابق سرخابیها؛ رویای لژیونر شدن مربیان ایرانی یک دهه عقب میافتد؟
به گزارش تیترستان؛ نتایج نامطلوب تیمهای الطلبه و دهوک در لیگ حرفهای عراق، زنگ خطری جدی برای فوتبال ایران به صدا درآورده است. این نتایج نه تنها برای باشگاههای عراقی ناامیدکننده بوده، بلکه برای خانواده مربیان ایرانی که سالها در حسرت حضور در عرصه بینالمللی بودند نیز خبری بد محسوب میشود. علیرضا منصوریان و یحیی گلمحمدی، دو سرمربی سابق استقلال و پرسپولیس که سابقه بازی در تیم ملی و جام جهانی را دارند، در لیگ عراق تیمهای الطلبه و دهوک را هدایت میکنند. اما نتایج اخیر این دو تیم به گونهای رقم خورده که گمانهزنیها درباره بازگشت قریبالوقوع آنها به ایران را تشدید کرده است. در حالی که فوتبال ایران در دهههای گذشته شاهد درخشش لژیونرهای متعددی در لیگهای معتبر اروپایی بوده، حضور مربیان ایرانی در لیگهای خارجی همواره با چالشهای فراوانی روبرو بوده است. اکنون با توجه به نتایج ضعیف این دو مربی در عراق، به نظر میرسد که پروژه مربیان لژیونر ایرانی با خطر جدی مواجه شده و ممکن است رویای حضور مربیان ایرانی در سطح اول فوتبال آسیا و جهان برای یک دهه به تعویق بیفتد.
مربیان ایرانی در لیگ عراق؛ فرصتی که به تهدید تبدیل شد
حضور علیرضا منصوریان و یحیی گلمحمدی در لیگ حرفهای عراق، در ابتدا به عنوان گامی مثبت و امیدوارکننده برای فوتبال ایران تلقی میشد. این دو مربی که هر دو سابقه هدایت تیمهای بزرگ استقلال و پرسپولیس را در کارنامه دارند، توانستند در لیگ عراق تیمهایی را بر عهده بگیرند. منصوریان در شروع کار خود با الطلبه نتایج نسبتاً خوبی گرفت و شگرد مربیگری خود را به نمایش گذاشت، اما روند نتایج اخیر این تیم نزولی بوده است. یحیی گلمحمدی نیز با دهوک نتایج سینوسی داشته و نتوانسته ثبات لازم را در عملکرد تیمش ایجاد کند. لیگ عراق اگرچه از نظر مالی و امکانات با لیگهای عربی حوزه خلیج فارس قابل مقایسه نیست، اما به عنوان دروازهای برای ورود مربیان ایرانی به بازار مربیگری خارجی محسوب میشد. شباهتهای فرهنگی بین ایران و عراق نیز میتوانست به تطبیق سریعتر این مربیان کمک کند. اما اکنون با نتایج ضعیف، احتمال بازگشت زودهنگام آنها به ایران و پذیرش پیشنهادات داخلی قوت گرفته است. این بازگشت نه تنها یک شکست شخصی برای این مربیان، بلکه ضربهای به اعتبار مربیگری ایرانی در سطح بینالمللی خواهد بود.
از سوی دیگر، باشگاههای عراقی انتظار دارند که مربیان خارجی آنها را به موفقیت برسانند و در رقابت با تیمهای قدرتمند لیگ عراق مانند الشرطه، الزورا و نیروی هوایی عملکرد بهتری داشته باشند. نتایج اخیر الطلبه و دهوک باعث شده که مدیران این باشگاهها در مورد ادامه همکاری با مربیان ایرانی تردید کنند. در فوتبال حرفهای، نتایج ضعیف معمولاً به تغییرات سریع در کادر فنی منجر میشود و این خطر اکنون منصوریان و گلمحمدی را تهدید میکند. اگر این دو مربی از سمت خود برکنار شوند یا خودشان تصمیم به بازگشت بگیرند، تأثیر منفی آن بر روی سایر مربیان ایرانی که در آینده به دنبال فرصتهای خارجی هستند، غیرقابل انکار خواهد بود. باشگاههای خارجی با مشاهده این شکستها، اعتماد خود را به مربیان ایرانی از دست خواهند داد و این چرخه معیوب میتواند سالها ادامه یابد.
تاریخچه مربیان لژیونر؛ از فرهاد مجیدی تا امروز
فوتبال ایران در زمینه پرورش بازیکنان لژیونر موفق عمل کرده است و از دهه ۷۰ شاهد حضور ایرانیان در بالاترین سطوح فوتبال جهان بودهایم. سه بازیکن ایرانی پیراهن بایرن مونیخ را به تن کردهاند و در لیگهای معتبری مانند سری آ، لیگ برتر جزیره و لالیگا بازیکنان ملیپوش ایرانی درخشیدهاند. داوران ایرانی نیز به قضاوت در مهمترین میادین دعوت شدهاند و حتی بوقچیهای ایرانی در لیگهای خارجی فعالیت کردهاند. اما در خانواده مربیان، وضعیت متفاوت بوده است. برای سالها، مربیان ایرانی در حسرت حضور در لیگهای حرفهای خارجی بودند. پرویز مظلومی در لیگ دسته دوم امارات و حشمت مهاجرانی و ابراهیم قاسمپور در شروع فوتبال کشورهای عربی حضور داشتند، اما این حضورها با معیارهای مربیگری حرفهای امروز تفاوت داشت. جلال طالبی در سنگاپور و افشین قطبی پس از حضور در ایران، به دلیل پاسپورت آمریکاییشان تیم گرفتند، نه به عنوان مربی ایرانی. فرهاد مجیدی اولین مربی لژیونر واقعی فوتبال ایران بود که در لیگ حرفهای امارات تیم گرفت و موفقیت او میتوانست درهای ورود را به سوی سایر مربیان باز کند. مهدویکیا نیز در سطح دوم امارات حضور یافت، اما این مسیر آنطور که انتظار میرفت ادامه پیدا نکرد.
حضور منصوریان و گلمحمدی در لیگ عراق، پس از تجربه مجیدی و مهدویکیا، گام بعدی در این مسیر بود. این دو مربی که از چهرههای شناختهشده فوتبال ایران هستند و سابقه هدایت تیمهای بزرگ را دارند، میتوانستند الگویی برای نسل جوان مربیان ایرانی باشند. اما اکنون با نتایج ضعیف، این مسیر در خطر قرار گرفته است. اگر این دو مربی به ایران بازگردند، حتی با بهترین پیشنهادات از سوی استقلال و پرسپولیس، این بازگشت یک شکست برای پروژه مربیان لژیونر تلقی میشود و پیشرفت مربیان ایرانی را حداقل برای یک دهه عقب میاندازد. مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال، خبر از پیشنهاد هدایت تیم امید به یحیی گلمحمدی داده بود و نام منصوریان نیز به عنوان جانشین فلان مربی در لیگ برتر مطرح میشود. اینها نشانههایی است که فوتبال ایران هنوز نتوانسته به طور کامل به مربیان خود در سطح بینالمللی اعتماد کند و این چرخه معیوب ادامه دارد.
پیامدهای آینده؛ آیا مربیان ایرانی میتوانند در آسیا و جهان حضور یابند؟
اگر مربیان ایرانی نتوانند در لیگ متوسط رو به پایین عراق موفق شوند، با وجود شباهتهای فرهنگی بین دو کشور، چگونه میتوان به حضور استعدادهای جوان مربیگری کشورمان در لیگهای درجه اول آسیایی و سپس دنیا دلخوش کرد؟ این پرسشی است که بسیاری از کارشناسان فوتبال ایران را نگران کرده است. لیگ عراق اگرچه از نظر مالی و امکانات با لیگهای عربی حوزه خلیج فارس فاصله دارد، اما به عنوان محکی برای سنجش توانایی مربیان ایرانی در محیطی خارجی تلقی میشد. موفقیت در این لیگ میتوانست پلی برای حضور در لیگهای بهتر باشد، اما شکست در آن میتواند به انزوای بیشتر مربیان ایرانی منجر شود. علاوه بر این، باشگاههای ایرانی نیز ممکن است از تجربه این دو مربی درس بگیرند و در آینده کمتر به مربیان داخلی برای پروژههای بلندمدت اعتماد کنند. این امر میتواند به چرخهای منجر شود که در آن مربیان ایرانی هرگز فرصت اثبات خود در سطح بینالمللی را پیدا نکنند.
از منظر دیگر، عملکرد ضعیف منصوریان و گلمحمدی میتواند بر روی اعتماد به نفس سایر مربیان ایرانی که به دنبال فرصتهای خارجی هستند نیز تأثیر منفی بگذارد. آنها ممکن است از ترس شکست و بازگشت سرافکنده، از پذیرش پیشنهادات خارجی خودداری کنند. این در حالی است که فوتبال ایران نیازمند حضور مربیان خود در لیگهای خارجی برای تبادل تجربیات و ارتقای سطح دانش فنی است. همچنین، باشگاههای خارجی با مشاهده نتایج ضعیف مربیان ایرانی، ممکن است ترجیح دهند مربیان اروپایی یا آمریکای جنوبی را جذب کنند که هزینه بیشتری دارند اما نتایج قابل پیشبینیتری ارائه میدهند. در نهایت، اگر این روند ادامه یابد، ممکن است سالها طول بکشد تا مربیان ایرانی بتوانند اعتماد باشگاههای خارجی را جلب کنند و این به معنای عقبماندگی یک دههای برای فوتبال ایران در عرصه مربیگری خواهد بود. بنابراین، حمایت از مربیان ایرانی در لیگهای خارجی و فراهم کردن شرایط موفقیت آنها، باید به یکی از اولویتهای فدراسیون فوتبال تبدیل شود تا از تکرار چنین شکستهایی جلوگیری شود.
در حال بارگذاری نظرات...