تصویری کمتر دیده شده از تخت جمشید در سال ۱۳۱۸؛ رازی که ۸۷ سال پنهان ماند!

به گزارش تیترستان؛ تصویری تاریخی از تخت جمشید در سال ۱۳۱۸ شمسی، زمانی که کاوشهای باستانشناسی در این محوطه جهانی در جریان بود، منتشر شده است. این عکس که توسط همشهری آنلاین بازنشر شده، نمایی از تلاش باستانشناسان و کارگران در دل سنگنگارههای هخامنشی را نشان میدهد. در آن زمان، تخت جمشید تازه داشت از زیر خاکستر قرنها غفلت بیرون میآمد و توجه جهانیان را به خود جلب میکرد. حدود ۸۷ سال پیش، یعنی در سال ۱۳۱۸، ایران در حال گذار از سنت به مدرنیته بود و کشف دوباره شکوه هخامنشیان، غرور ملی را در دل ایرانیان زنده میکرد. این تصویر نه تنها یک سند بصری از گذشته است، بلکه پنجرهای به سوی درک بهتر از روند حفاظت و مرمت این میراث بیهمتاست.
تخت جمشید در سال ۱۳۱۸؛ روایتی از دل خاک
در سال ۱۳۱۸، تخت جمشید صحنه فعالیت گسترده باستانشناسان ایرانی و خارجی بود. گروههایی به سرپرستی اریک اشمیت و دیگر پژوهشگران، مشغول خاکبرداری از بخشهای مختلف این محوطه بودند. عکس منتشر شده، لحظاتی از این کاوشها را ثبت کرده است؛ جایی که کارگران با ابزارهای ساده و دقت فراوان، آجرهای لعابدار و سنگنگارههای ارزشمند را از زیر آوار بیرون میکشیدند. این تصویر نشان میدهد که در آن دوران، تخت جمشید هنوز کاملاً کشف نشده بود و بخشهای بزرگی از آن زیر خاک مدفون بود. همچنین، شرایط کار در آن زمان بسیار سخت بود و باستانشناسان با امکانات محدود، اما با اشتیاقی وصفناپذیر، در پی رمزگشایی از تمدن هخامنشی بودند. این عکس، یادآور روزگاری است که تخت جمشید نه به عنوان یک جاذبه گردشگری، بلکه به عنوان یک سایت علمی و پژوهشی، مورد توجه قرار داشت.
در آن سالها، تخت جمشید به تازگی در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت نشده بود (این ثبت در سال ۱۳۵۸ انجام شد)، اما اهمیت آن برای جهانیان روزافزون بود. تصویر سال ۱۳۱۸ نشان میدهد که چگونه تلاشهای باستانشناسان، به تدریج پرده از رازهای این شهر باستانی برداشت. در آن زمان، بسیاری از ستونهای شکسته و کتیبههای میخی، اولین بار پس از قرنها نور خورشید را میدیدند. این عکس همچنین بازتابی از روحیه ملیگرایی فرهنگی در دوره پهلوی اول است که تلاش میکرد با احیای شکوه ایران باستان، هویت ملی را تقویت کند. در واقع، کاوشهای تخت جمشید در دهه ۱۳۱۰، نقطه عطفی در باستانشناسی ایران بود و زمینه را برای مطالعات بعدی فراهم کرد.
اهمیت کاوشهای دهه ۱۳۱۰ در شناخت هخامنشیان
کاوشهایی که در سال ۱۳۱۸ در تخت جمشید در جریان بود، بخشی از یک برنامه گسترده علمی بود که از سالهای قبل آغاز شده بود. در دهه ۱۳۱۰، هیئتهای باستانشناسی موفق به کشف الواح گلی باروی تخت جمشید شدند که حاوی اطلاعات گرانبهایی از نظام اداری و اقتصادی هخامنشیان بود. این الواح که به خط میخی عیلامی نوشته شدهاند، امروزه در موزههای ایران و جهان نگهداری میشوند و منبع اصلی پژوهشهای هخامنشی هستند. عکس سال ۱۳۱۸ نشان میدهد که در آن زمان، تمرکز اصلی بر روی کاوش در بخشهای جنوبی و شرقی صفه تخت جمشید بود. باستانشناسان با دقت بسیار، لایههای خاک را کنار میزدند تا به آثار دوره هخامنشی دست یابند. این تلاشها نه تنها به کشف آثار هنری منجر شد، بلکه درک ما را از ساختار اجتماعی و اقتصادی آن دوران عمیقتر کرد.
علاوه بر این، کاوشهای دهه ۱۳۱۰ باعث شد که تخت جمشید به یکی از مهمترین سایتهای باستانشناسی جهان تبدیل شود. در آن زمان، بسیاری از قطعات کشف شده برای مرمت و مطالعه به موزههای خارجی فرستاده میشد، اما بعدها سیاستهای حفاظتی تغییر کرد. تصویر سال ۱۳۱۸ نمادی از دورانی است که تخت جمشید تازه داشت جایگاه واقعی خود را در مطالعات تاریخی باز میکرد. این عکس همچنین نشاندهنده همکاری میان کارگران محلی و متخصصان خارجی است که در آن زمان در ایران فعال بودند. در مجموع، کاوشهای آن دوره پایهگذار بسیاری از دانش امروزی ما درباره هخامنشیان است و بدون آنها، شناخت ما از این تمدن بزرگ ناقص میماند.
از گذشته تا آینده؛ تخت جمشید و چالشهای پیش رو
امروزه تخت جمشید با چالشهای متعددی از جمله فرسایش، آلودگی هوا و فشار گردشگری مواجه است. تصویر ۸۷ سال پیش یادآور روزگاری است که این محوطه تازه کشف شده بود و کمتر مورد تهدید قرار داشت. اما اکنون، با افزایش بازدیدکنندگان و تغییرات اقلیمی، حفاظت از این میراث جهانی نیازمند برنامهریزی دقیق و بودجه کافی است. کارشناسان میراث فرهنگی همواره هشدار میدهند که سنگهای تخت جمشید در برابر عوامل طبیعی آسیبپذیر هستند و باید اقدامات مرمتی مستمر انجام شود. در سالهای اخیر، پروژههای مرمتی متعددی در این محوطه اجرا شده، اما هنوز کافی نیست. این عکس قدیمی میتواند انگیزهای برای توجه بیشتر به حفاظت از تخت جمشید باشد، زیرا نشان میدهد که این اثر تاریخی چگونه از دل خاک بیرون آمد و باید برای نسلهای آینده حفظ شود.
آینده تخت جمشید به همکاری نهادهای داخلی و بینالمللی بستگی دارد. با توجه به اینکه این محوطه در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده، ایران متعهد به حفاظت از آن است. اما تحریمها و مشکلات اقتصادی، تأمین منابع لازم را دشوار کرده است. از سوی دیگر، آگاهیرسانی عمومی و آموزش گردشگران میتواند به کاهش آسیبها کمک کند. تصویر سال ۱۳۱۸ به ما یادآوری میکند که تخت جمشید تنها یک بنای سنگی نیست، بلکه حافظه تاریخی یک ملت است. بنابراین، حفظ آن یک وظیفه ملی و جهانی است. امید است که با برنامهریزی صحیح، این میراث گرانبها برای قرنهای آینده نیز پایدار بماند و همچنان الهامبخش پژوهشگران و گردشگران باشد.
در حال بارگذاری نظرات...