آخرین اخبار
زومیت فناوری ۱۴۰۵/۰۷/۲۷

رازهایی که ۲۷ مهر فاش می‌کند؛ از دوربینی که سینما را زنده کرد تا مرز نامرئی منظومه شمسی!

رازهایی که ۲۷ مهر فاش می‌کند؛ از دوربینی که سینما را زنده کرد تا مرز نامرئی منظومه شمسی!

به گزارش تیترستان؛ در تاریخ علم و فناوری، برخی روزها نقطه عطفی هستند که مسیر آینده بشر را تغییر می‌دهند. ۲۷ مهر ماه نیز چنین روزی است؛ روزی که یادآور تولد چهره‌هایی است که هر کدام به سهم خود، پرده از رازهای طبیعت برداشتند و دنیای پیرامون ما را دگرگون کردند. از سالن تاریک سینما در پاریس قرن نوزدهم تا باغی در ماساچوست و مرزهای دوردست منظومه شمسی، همه و همه در این روز به هم گره خورده‌اند. آنچه این روایت‌ها را به هم پیوند می‌دهد، جسارت دیدن چیزهایی است که هنوز دیده نمی‌شدند؛ تصویر متحرک، هسته اتم، مرگ ستارگان و حباب نامرئی پیرامون خورشید. در این گزارش، نگاهی خواهیم داشت به مهم‌ترین رویدادهای علمی و فناوری که در چنین روزی رخ داده‌اند و اهمیت آن‌ها را بررسی می‌کنیم.

آگست لومیر و اختراعی که سینما را به دنیا آورد

۱۶۴ سال پیش در چنین روزی، آگست لومیر در شهر بزانسون فرانسه چشم به جهان گشود. او و برادرش لویی، در کارگاه خانوادگی خود دستگاهی ساختند که بعدها انقلابی در صنعت سرگرمی ایجاد کرد. این دستگاه که «سینماتوگراف» نام داشت، هم به عنوان دوربین فیلم‌برداری عمل می‌کرد، هم امکان چاپ فیلم را فراهم می‌ساخت و هم به عنوان پروژکتور قابل استفاده بود. سینماتوگراف سبک و قابل‌حمل بود و توانست تصویر متحرک را از آزمایشگاه‌های محدود بیرون بیاورد و به میان تماشاگران عادی ببرد. نمایش پولی سال ۱۸۹۵ در گراند کافه پاریس با برنامه‌ای شامل ۱۰ فیلم کوتاه، الگویی برای کسب‌وکار سینما ساخت و پایه‌گذار صنعتی شد که امروزه میلیاردها دلار گردش مالی دارد.

برادران لومیر بعدها دستگاه اتوکروم لومیر را ثبت کردند؛ فرایندی که از سال ۱۹۰۷ عکاسی رنگی را در دسترس بازار قرار داد و تحولی در ثبت تصاویر رنگی ایجاد کرد. اما نکته طنزآمیز ماجرا آنجاست که سازندگان یکی از سودآورترین ابزارهای سرگرمی، در آغاز آینده تجاری سینما را محدود می‌پنداشتند و تصور نمی‌کردند که این اختراع بتواند به صنعتی عظیم تبدیل شود. با این حال، میراث آن‌ها نه تنها در تاریخ سینما بلکه در توسعه فناوری‌های تصویری و رسانه‌ای همچنان زنده است. امروزه هر فیلمی که می‌بینیم، وام‌دار نگاه خلاقانه و جسورانه برادران لومیر است.

رؤیای مریخ بالای درخت گیلاس و کاوش زهره بدون دوربین

در ادامه این مرور تاریخی، به سراغ رابرت گادرد می‌رویم؛ نوجوان ۱۷ ساله‌ای که برای هرس شاخه‌های خشک از درخت گیلاسی بالا رفته بود، اما نگاهش در مزرعه روبه‌رو متوقف شد. او در آن لحظه تصور کرد وسیله‌ای از همان زمین برخیزد و راه مریخ را در پیش بگیرد. گادرد بعدها ۱۹ اکتبر را «روز سالگرد» می‌خواند و آن لحظه شخصی را نقطه‌ای می‌دانست که به زندگی‌اش جهت داد. ۱۲۷ سال پس از شکل‌گیری آن خیال، اصل مهندسی برخاسته از کار گادرد همچنان موتور پرتاب‌های فضایی را روشن می‌کند. نخستین موشک موفق سوخت مایع او در سال ۱۹۲۶ فقط حدود ۲.۵ ثانیه پرواز کرد و به ارتفاع ۱۲.۵ متر رسید؛ اما ترکیب سوخت مایع و اکسیژن راهی را گشود که سرانجام انسان و کاوشگرهای رباتیک را به ماه، مریخ و اعماق فضا رساند. این نشان می‌دهد که چگونه یک رؤیای نوجوانانه می‌تواند مسیر تاریخ فناوری را تغییر دهد.

در همین حال، در عرصه کاوش‌های فضایی، مارینر ۵ به زهره رسید اما دوربینی همراه نداشت. این کاوشگر ناسا از فاصله حدود ۴۰۹۴ کیلومتری سیاره گذشت و به جای تصویر، میدان مغناطیسی، یون‌سپهر، ذرات باردار و ساختار جو را اندازه گرفت. سکوت تصویری این ماموریت، ارزش علمی داده‌هایش را کم نکرد و مارینر ۵ بدون دوربین، چهره واقعی سیاره زهره را آشکار کرد. ۵۹ سال پیش، ابزارهای این کاوشگر نشان دادند زهره میدان مغناطیسی ذاتی قابل‌تشخیصی ندارد، ولی یون‌سپهر متراکم آن در برابر باد خورشیدی موج ضربه‌ای می‌سازد. تاجی از هیدروژن نیز پیرامون سیاره شناسایی شد. کنار هم گذاشتن داده‌های مارینر ۵ و ونرا ۴ دانشمندان آمریکایی و شوروی را واداشت فشار و دمای سطح زهره را بازنگری کنند؛ نمونه‌ای ماندگار از علمی که بدون عکس، چهره یک جهان را آشکار کرد.

از هسته اتم تا مرز نامرئی خورشید: میراث علمی ۲۷ مهر

یکی دیگر از رویدادهای مهم این روز، مربوط به حوزه فیزیک هسته‌ای است. چند ذره آلفا پس از برخورد با ورقه‌ای بسیار نازک از طلا، برخلاف انتظار با زاویه‌های بزرگ بازگشتند. هانس گایگر و ارنست مارسدن پراکندگی عجیب را اندازه گرفتند و ارنست رادرفورد معنای آن را دریافت: بیشتر حجم اتم باید فضای خالی باشد و تقریباً تمام جرم و بار مثبت آن در هسته‌ای بسیار کوچک و متراکم جمع شود. رادرفورد ۸۹ سال پیش در ۶۶ سالگی در کمبریج درگذشت. او پیش‌تر تابش‌های آلفا و بتا را از هم جدا کرده و پژوهش‌هایش را تا شناسایی پروتون پیش برده بود. لقب «پدر فیزیک هسته‌ای» با کارنامه‌اش تناسب دارد، هرچند جایزه نوبل ۱۹۰۸ را در رشته شیمی و برای پژوهش درباره واپاشی عناصر و مواد پرتوزا گرفت. تصویربرداری پزشکی، پرتودرمانی و فناوری هسته‌ای هنوز بر شناختی تکیه دارند که از همان برخوردهای نامنتظر آغاز شد.

در حوزه اخترفیزیک نیز، سوبرامانیان چاندراسخار دانشجوی جوانی بود که هنگام سفر از هند به انگلستان، عرشه کشتی را به دفتر محاسبات بدل کرد و بررسی کرد که فشار درون یک کوتوله سفید تا چه اندازه می‌تواند در برابر گرانش مقاومت کند. پاسخ او مرزی نزدیک به ۱.۴۴ برابر جرم خورشید بود؛ جرمی که امروز حد چاندراسخار نام دارد. محاسبات او در آغاز با مخالفت تند آرتور ادینگتون، یکی از بانفوذترین اخترفیزیک‌دانان زمان، روبه‌رو شد. گذر دهه‌ها حق را به دانشجوی جوان داد و جایزه نوبل فیزیک ۱۹۸۳ سهم او شد. ۱۱۶ سال پس از تولدش، همان حد هنوز توضیح می‌دهد چرا بعضی ستارگان در قالب کوتوله سفید باقی می‌مانند و برخی دیگر به ابرنواختر، ستاره نوترونی یا سیاه‌چاله می‌رسند. این کشف نه تنها درک ما از تکامل ستارگان را دگرگون کرد، بلکه پایه‌گذار مطالعات بعدی در مورد سیاه‌چاله‌ها و اجرام فشرده شد.

سرانجام، در حوزه کاوش‌های میان‌ستاره‌ای، موشک پگاسوس XL زیر هواپیمای L-1011 Stargazer تا آسمان اقیانوس آرام حمل شد و پس از رهاسازی، کاوشگر آیبکس (IBEX) را در حدود ۸ دقیقه به مدار موقت رساند. کاوشگر کوچک ناسا دوربین معمولی نداشت؛ دو ابزارش اتم‌های خنثی پرانرژی را می‌شمردند تا نخستین نقشه‌های تمام‌آسمان از مرز هلیوسفر و فضای میان‌ستاره‌ای ساخته شود. ماموریتی که ۱۸ سال پیش با عمر برنامه‌ریزی‌شده ۲ سال آغاز شد، نواری باریک و درخشان از ذرات یافت که مدل‌های موجود پیش‌بینی‌اش نکرده بودند. «نوار آیبکس» نشان داد مرز حباب محافظ خورشید پیچیده‌تر از تصور دانشمندان است. آیبکس راه را برای IMAP باز کرد؛ کاوشگری که در شهریورماه سال گذشته پرتاب شد و از بهمن‌ماه ماموریت علمی اصلی خود را با ۱۰ ابزار آغاز کرد تا نقشه‌ای دقیق‌تر از همسایگی میان‌ستاره‌ای ما بسازد. این ماموریت‌ها نشان می‌دهند که چگونه فناوری‌های کوچک می‌توانند درک ما از مرزهای منظومه شمسی را متحول کنند.

مطالعه در منبع اصلی
اشتراک‌گذاری
نظرات

در حال بارگذاری نظرات...