قاتل خواننده مشهور لسآنجلسی پای میز محاکمه؛ رازی که در دل خانه ویلایی نوشهر پنهان بود!

به گزارش تیترستان؛ پرونده قاتل خواننده لسآنجلسی و همدستانش برای محاکمه به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. متهمان برای تصاحب اموال مهرداد نیویورک پای میز محاکمه قرار گرفتند. به گزارش خبرنگار جامجم، اوایل دیماه سال ۱۴۰۲ مردی با حضور در دادسرای جنایی تهران شکایت کرد یکی از اقوامش که مردی ۶۵ساله مقیم آمریکاست، ناپدید شده است. در ادامه تحقیقات معلوم شد او مهرداد معروف به «مهرداد نیویورک»، تاجر و خواننده لسآنجلسی است که فروشگاه پوشاکی در حوالی نوشهر راهاندازی کرده و در کار ویلاسازی هم فعال است. خانواده این خواننده وقتی پی بردند او در نوشهر ناپدید شده، نزد پلیس رفتند و شکایتی مطرح کردند. در تحقیقات بعدی معلوم شد چند زن و مرد از مرد گمشده در یکی از مراجع قضایی در شمال کشور شکایتی مطرح کرده و مدعی شدهاند که او ملکی را از طریق صلحنامه در دبی به آنها فروخته و ۱۲میلیون تومان پول و ۱۰میلیون دلار گرفته، اما برای سند زدن اقدام نمیکند. تحقیقات نشان داد آنها دروغ گفتهاند و چنین معاملهای در کار نبوده است.
از نوشهر تا صادقیه؛ نقشه شومی که در سکوت شب اجرا شد
همچنین خانههای او در زعفرانیه، روستاهای شمال و مغازههایش به افراد مختلف منتقل شده و خانوادهاش از این ماجرا بیخبرند. خودروی جک مرد گمشده در آزادراه تهران_شمال بارها تردد داشت و راننده با کارت بانکی یک زن عوارض پرداخت کرده بود. این زن احضار و در تحقیقات مدعی شد کارتش در اختیار پسرش است. این مرد کارهای تبلیغاتی مرد خواننده را در شمال و تهران انجام میداد، اما با هم اختلاف پیدا کرده و در صلحنامه قلابی نامش ثبت شده بود. او در تهران بازداشت شد و در ادامه اعتراف کرد با همدستی چند نفر دیگر او را کشته، مثله کرده و جسدش را در اطراف تهران سوزاندهاند. بعد از آن قاتل و همدستانش دستگیر شدند و به قتل خواننده لسآنجلسی اعتراف کردند. بخشی از بقایای جسد هم کشف شد.
چند روز قبل آخرین دفاع متهمان گرفته شد و عامل جنایت (فرید) در تشریح ماجرا گفت: در جریان رفت و آمد به خانه ویلایی مقتول در نوشهر با او آشنا شدم و فهمیدم کلی ملک و زمین در تهران، نوشهر، سیسنگان، شهریار و... دارد. وسوسه تصاحب آنها به جانم افتاد. موضوع را با دوستانم در میان گذاشتم و نقشه ربودن و تصاحب اموالش را طراحی کردیم. شب حادثه همدستانم با جعل عنوان پلیس وارد خانه مهرداد در نوشهر شدند و به او آمپول زدند که بیهوش شد. او را در خودروی جک خودش انداختیم و به دفتر یکی از اعضای باند در صادقیه تهران بردیم. بههوش که آمد، شکنجه اش کردیم و با گرفتن اثر انگشت، اموالش را انتقال دادیم. از آنجا که آرام نمیشد، بالش را روی دهانش گذاشتم تا سروصدا نکند که همین باعث خفگیاش شد. دو نفر هم دست و پایش را گرفته بودند. جسد را با اره برقی مثله کردیم و درون نایلونهایی ریختیم و به ویلایی در رودهن بردیم و آتش زدیم. بخشی از بقایای جسد آنجا ماند و بخشی را هم در بیابان رها کردیم.
اعترافات تکاندهنده و درخواست قصاص از سوی خانواده
چهار همدست وی نیز گفتههای او را تایید و هر کدام نقش خود را در ماجرا بازگو کردند و بعد از پایان آخرین جلسه تحقیقات به زندان بازگشتند. دو فرزند جوان مقتول برای عامل جنایت درخواست قصاص کردند و چهار دختر کوچک او که از ازدواجهای بیولوژیکیاش بودند درخواست دریافت دیه کردند. با صدور قرار جلب به دادرسی، متهم ردیف اول با اتهام مباشرت در قتل عمدی، مشارکت در آدمربایی به عنف و مشارکت در اخذ امضای به عنف روبهرو شد. دیگر متهمان هم در برابر اتهاماتی مانند معاونت در قتل و آدمربایی، جنایت بر میت و سرقت قرار گرفتند. با صدور جلب به دادرسی از سوی شعبه پنجم بازپرسی دادسرای جنایی تهران، متهمان بهزودی در دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه میشوند.
این پرونده یکی از پیچیدهترین و هولناکترین پروندههای جنایی سالهای اخیر است که در آن انگیزه مالی و طمع، به جنایتی فجیع منجر شده است. متهم اصلی که خود را از آشنایان مقتول جا زده بود، با سوءاستفاده از اعتماد او و شناسایی اموال فراوانش، نقشهای شوم برای تصاحب داراییهایش کشیده بود. همدستان او نیز با جعل عنوان پلیس و استفاده از مواد بیهوشکننده، عملاً آدمربایی را طراحی و اجرا کردند. پس از انتقال مقتول به تهران، او را تحت شکنجه قرار دادند تا با اخذ اثر انگشت، اسناد مالکیت اموالش را به نام خود منتقل کنند. اما زمانی که مقتول مقاومت کرد و سروصدا به راه انداخت، عامل اصلی با گذاشتن بالش روی صورت او باعث خفگی و مرگش شد. این اعترافات در حالی بیان میشود که خانواده مقتول هنوز در شوک این جنایت هولناک هستند و خواستار اجرای عدالت و قصاص قاتل شدهاند.
اهمیت پرونده و پیامدهای آن برای امنیت سرمایهگذاری
این جنایت بازتاب گستردهای در رسانهها و افکار عمومی داشته و پرسشهای جدی را درباره امنیت مالکیت و سرمایهگذاری در مناطق شمالی کشور مطرح کرده است. مقتول که سالها در آمریکا زندگی میکرد و به عنوان تاجر و خواننده شناخته میشد، اخیراً به ایران بازگشته بود تا در نوشهر و سایر مناطق شمالی سرمایهگذاری کند. اما این بازگشت به قیمت جانش تمام شد. کارشناسان معتقدند این پرونده نشاندهنده ضرورت نظارت بیشتر بر معاملات املاک و جلوگیری از سوءاستفاده افراد فرصتطلب از اطلاعات شخصی و داراییهای افراد ثروتمند است. همچنین نقش کلاهبرداران و جاعلان اسناد در این ماجرا، لزوم تقویت سامانههای ثبت اسناد و احراز هویت را بیش از پیش آشکار میکند.
از سوی دیگر، نحوه برخورد دستگاه قضایی با این پرونده و سرعت رسیدگی به آن، میتواند پیام مهمی برای سرمایهگذاران داخلی و خارجی باشد. اگرچه مقتول شهروند ایران بوده و در خارج از کشور زندگی میکرد، اما خانواده او انتظار دارند عدالت به طور کامل اجرا شود. دادگاه کیفری یک استان تهران به زودی جلسات محاکمه را آغاز خواهد کرد و باید دید که آیا قاضی پرونده با توجه به اعترافات صریح متهمان و درخواست قصاص ورثه، حکم به قصاص عامل اصلی و مجازات همدستانش خواهد داد یا خیر. این پرونده همچنین میتواند درس عبرتی برای کسانی باشد که با طمع تصاحب اموال دیگران، دست به جنایت میزنند و تصور میکنند میتوانند از چنگ قانون فرار کنند.
در حال بارگذاری نظرات...