آخرین اخبار
فرارو سیاسی ۱۴۰۵/۰۷/۲۷

رمزگشایی از پیام مبهم ونس به ایران؛ واشنگتن دقیقاً چه می‌خواهد؟

رمزگشایی از پیام مبهم ونس به ایران؛ واشنگتن دقیقاً چه می‌خواهد؟

به گزارش تیترستان؛ اظهارات تازه «جی‌دی ونس» معاون رئیس‌جمهور آمریکا درباره ضرورت دریافت تضمین‌های بلندمدت و قابل راستی‌آزمایی از ایران برای بازسازی نکردن برنامه هسته‌ای، بار دیگر ابهام‌ها را درباره خواسته نهایی واشنگتن در پرونده هسته‌ای برجسته کرده است. ونس در گفت‌وگو با شبکه سی.بی.اس نیوز تصریح کرد که مساله اصلی این است که آیا ایران پنج سال دیگر قادر خواهد بود توانمندی‌های هسته‌ای خود را بازسازی کند و ظرفیت غنی‌سازی‌اش را احیا کند یا خیر. این مقام آمریکایی تاکید کرد که واشنگتن به‌دنبال تعهدی است که اطمینان دهد ایران در سال‌های آینده به بازسازی برنامه هسته‌ای خود نخواهد پرداخت. اظهارات مقام‌های آمریکایی درباره برنامه هسته‌ای ایران از توقف فعالیت‌های هسته‌ای، محدودسازی ظرفیت غنی‌سازی و تضمین جلوگیری از احیای این توانمندی‌ها در آینده، متغیر بوده‌اند و نشان می‌دهد که هنوز تصویر روشنی از چارچوب مطلوب واشنگتن برای توافق احتمالی وجود ندارد. این در حالی است که ترامپ پیش‌تر خواستار توقف کامل و دائمی غنی‌سازی اورانیوم در ایران شده بود، اما بعدتر اعلام کرد که تعلیق برنامه هسته‌ای ایران به مدت ۲۰ سال را می‌پذیرد؛ موضعی که دست‌کم در ظاهر، از فاصله گرفتن واشنگتن از مطالبه توقف دائمی برنامه هسته‌ای ایران حکایت دارد.

تناقض‌گویی مقام‌های آمریکایی؛ از توقف کامل تا تعلیق ۲۰ ساله

مواضع مقام‌های آمریکایی در قبال برنامه هسته‌ای ایران در ماه‌های اخیر دستخوش نوسان‌های قابل توجهی شده است. دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا در ابتدا با لحنی تند خواستار توقف کامل و دائمی غنی‌سازی اورانیوم در ایران شده بود و آن را پیش‌شرط هرگونه توافق می‌دانست. اما او بعدها در اظهاراتی متفاوت اعلام کرد که تعلیق ۲۰ ساله برنامه هسته‌ای ایران را می‌پذیرد. این تغییر موضع، پرسش‌های جدی را درباره انسجام سیاست خارجی واشنگتن ایجاد کرده است. از سوی دیگر، جی‌دی ونس در مصاحبه با رویترز گفته بود که ایران برای پایان یافتن جنگ باید کاهش «معناداری» در ظرفیت غنی‌سازی خود ایجاد کند و ارائه تضمین درباره اقدامات هسته‌ای در آینده به‌تنهایی کافی نیست. معاون رئیس‌جمهور آمریکا همچنین با اشاره به ذخایر اورانیوم با غنای ۶۰ درصدی ایران، بر ضرورت کاهش سطح غنی‌سازی تاکید کرد. این اظهارات متناقض نشان می‌دهد که واشنگتن هنوز به یک چارچوب واحد و روشن برای مذاکره با ایران نرسیده است و هر مقام آمریکایی برداشت متفاوتی از خواسته نهایی کشورش ارائه می‌دهد.

کارشناسان معتقدند این تناقض‌گویی ممکن است ناشی از اختلاف نظر درون دولت آمریکا باشد؛ گروهی بر توقف کامل غنی‌سازی اصرار دارند و گروهی دیگر واقع‌بینانه‌تر به دنبال محدودسازی و نظارت هستند. در همین حال، تهران بر به‌رسمیت‌شناختن حق خود برای غنی‌سازی تاکید دارد و مقام‌های ایرانی بارها اعلام کرده‌اند که پذیرش حق غنی‌سازی، خط قرمز تهران است. هرچند جزئیات مربوط به سطح غنی‌سازی و مسائل فنی می‌تواند مورد بحث قرار بگیرد، اما به نظر می‌رسد اختلاف بر سر اصل حق غنی‌سازی، همچنان اصلی‌ترین مانع در مسیر دیپلماسی است. سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران نیز اخیرا تاکید کرد که پیشنهاد هفت روزه تهران کماکان روی میز است و در صورت عمل آمریکا به شروط، تنگه هرمز در روز ششم بازگشایی می‌شود و مذاکرات در روز هفتم آغاز خواهد شد. این پیشنهاد نشان‌دهنده آمادگی ایران برای گفت‌وگو، اما با شرایط مشخص است.

پیوند پرونده هسته‌ای با تنگه هرمز؛ معادله پیچیده دیپلماسی

همزمان با ادامه تلاش‌های دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز، مساله هسته‌ای کماکان اصلی‌ترین نقطه اختلاف میان تهران و واشنگتن است. واشنگتن خواستار امتیازدهی ایران در این زمینه است، اما تهران هرگونه مذاکره درباره پرونده هسته‌ای در شرایط کنونی را رد می‌کند. سخنگوی وزارت امور خارجه قطر نیز با تاکید بر ادامه تلاش‌های میانجی‌گرانه میان واشنگتن و تهران گفته که دو طرف همچنان دیدگاه‌ها و پیشنهادهای خود را مبادله می‌کنند. الانصاری اشاره کرد که پافشاری واشنگتن بر گنجاندن پرونده هسته‌ای و مطالبات گسترده‌تر در پیشنهاد مربوط به تنگه هرمز، دستیابی به راه‌حل را دشوار کرده است. این پیوند میان دو موضوع حساس، معادله دیپلماسی را بسیار پیچیده‌تر از گذشته کرده است. برای ترامپ، مساله هسته‌ای بسیار مهم‌تر از تنگه هرمز است و او دو بار با ادعای تلاش برای نابودی برنامه هسته‌ای، دست به اقدام نظامی علیه ایران زده است. با این حال، به نظر می‌رسد این اقدامات نظامی نتوانسته به خواسته مورد نظر واشنگتن دست یابد و همین امر آمریکا را به تغییر رویکرد سوق داده است.

تغییر لحن واشنگتن از تاکید بر نابودی توانمندی‌های هسته‌ای ایران به مطالبه تضمین برای جلوگیری از احیای آن، نشان‌دهنده ناکامی ایالات متحده در دستیابی به نتایج مطلوب از طریق ابزار نظامی است. با این حال، نمی‌توان با قطعیت گفت که آمریکا در میز مذاکره دقیقا چه چیزی را مطالبه خواهد کرد: توقف غنی‌سازی، کاهش ظرفیت موجود، یا تعهدی بلندمدت و قابل راستی‌آزمایی که مانع بازسازی برنامه هسته‌ای ایران شود؟ این ابهام، هم برای ایران و هم برای میانجی‌گران منطقه‌ای چالش‌برانگیز است. از سوی دیگر، مقام‌های ایرانی بارها اعلام کرده‌اند که هرگونه مذاکره درباره پرونده هسته‌ای را تنها در چارچوب رفع تحریم‌ها و با حفظ حقوق خود می‌پذیرند. به نظر می‌رسد تا زمانی که واشنگتن به یک موضع واحد و شفاف نرسد، امکان پیشرفت در مذاکرات وجود ندارد. قطر به عنوان میانجی اصلی، تلاش می‌کند طرفین را به میز مذاکره بازگرداند، اما اختلافات عمیق همچنان مانع اصلی است.

آینده مبهم؛ آیا واشنگتن به دنبال محدودسازی است یا توقف کامل؟

پرسش اصلی که این روزها ذهن تحلیلگران را به خود مشغول کرده، این است که آیا واشنگتن به‌دنبال محدودسازی برنامه هسته‌ای ایران است یا توقف کامل آن را پیش‌شرط هرگونه توافق می‌داند. اظهارات متناقض مقام‌های آمریکایی، از جمله ترامپ و ونس، نشان می‌دهد که هنوز پاسخ روشنی برای این پرسش وجود ندارد. ترامپ یک بار از توقف دائمی سخن گفته و بار دیگر تعلیق ۲۰ ساله را پذیرفته است. ونس نیز گاهی بر کاهش ظرفیت غنی‌سازی تاکید کرده و گاهی بر تضمین بلندمدت برای عدم بازسازی. این نوسان در مواضع، نه تنها مذاکرات را دشوار می‌کند، بلکه اعتماد طرف ایرانی را نیز کاهش می‌دهد. از سوی دیگر، ایران با تاکید بر حق غنی‌سازی خود، هرگونه توافقی را که این حق را نادیده بگیرد، رد می‌کند. به نظر می‌رسد کلید حل این بحران، یافتن نقطه مشترکی است که هم تضمین‌های لازم را برای آمریکا فراهم کند و هم حق غنی‌سازی ایران را به رسمیت بشناسد.

با نگاهی به گذشته، تجربه برجام نشان می‌دهد که توافق بر سر محدودسازی و نظارت، اگرچه دشوار اما ممکن است. در برجام، ایران پذیرفت ظرفیت غنی‌سازی خود را کاهش دهد و نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را بپذیرد، در عوض تحریم‌ها لغو شد. اما خروج یک‌جانبه آمریکا از این توافق، نشان داد که تضمین‌های بلندمدت بدون پشتوانه حقوقی و بین‌المللی کافی نیست. اکنون ونس بر راستی‌آزمایی و تضمین بلندمدت تاکید می‌کند، اما ایران به تجربه تلخ گذشته اشاره دارد و می‌گوید که آمریکا باید ابتدا به تعهدات خود عمل کند. به نظر می‌رسد آینده این پرونده به میزان انعطاف‌پذیری طرفین و اراده سیاسی واقعی برای حل اختلاف بستگی دارد. بدون شفافیت در خواسته‌های آمریکا و بدون پذیرش حق غنی‌سازی ایران، هرگونه توافقی در بهترین حالت موقتی و شکننده خواهد بود. دیپلماسی همچنان تنها راه ممکن است، اما نیازمند صداقت و شفافیت از سوی هر دو طرف است.

مطالعه در منبع اصلی
اشتراک‌گذاری
نظرات

در حال بارگذاری نظرات...