آخرین اخبار
فرارو سیاسی ۱۴۰۵/۰۷/۲۷

پشت پرده دعوت جنجالی صدا و سیما از کرباسچی؛ واکنشی که همه را غافلگیر کرد!

پشت پرده دعوت جنجالی صدا و سیما از کرباسچی؛ واکنشی که همه را غافلگیر کرد!

به گزارش تیترستان؛ دعوت از آقای کرباسچی در برنامه «به وقت ایران» بازتاب‌های فراوانی داشت و نشان داد که اگر صدا و سیما از روند یک‌سویه فعلی عبور کند، می‌تواند مرجع رسانه‌ای باشد و جلو القائات رسانه‌های بیگانه‌پرست را بگیرد. همین برنامه که کمی جلوتر از دیگر برنامه‌های صدا و سیما حرکت می‌کند هم می‌تواند منشأ اثر و اطمینان و آرامش و آگاهی مردم باشد به شرط اینکه جوانب حرفه‌ای و انصاف را رعایت کند. متأسفانه صدا و سیما اعتنایی به این مسائل ندارد و همواره به انحصاری که در دست دارد تکیه می‌کند. مثلاً همین برنامه «به وقت ایران» اشکالات اساسی دارد و متولیان رسانه ملی وقعی به این نواقص نمی‌نهند. دوستانی که بیش از ۲۰۰ روز است مفصلاً تحلیل‌های خود را روی آنتن می‌برند ظاهراً متوجه نیستند و اصول اولیه یک برنامه تحلیلی را رعایت نمی‌کنند. چرا و چگونه و بر اساس کدام معیار ملی دو نفر حق دارند در این زمان طولانی متکلم دوتایی باشند و هر چه به ذهن‌شان رسید را بیان کنند؟ اگر این دوستان در یک شبکه خصوصی از صبح تا شام برای مخاطبان خود سخن بگویند و تحلیل بکنند هیچ ایرادی متوجه آن‌ها نیست ولی رسانه ملی متعلق به همه مردم است و باید افکار و تحلیل‌های مختلف را ارائه بدهد.

نقدی بر عملکرد حرفه‌ای برنامه «به وقت ایران»

اگر صدا و سیما در راستای مصالح ملی مجبور است که مسائل خاصی را مکرراً پخش کند دیگر نباید وارد عرصه تحلیل و نقد انواع جریان‌های داخلی شود. در رسانه ملی نباید تحلیلگر ثابت داشته باشیم و حقی انحصاری به کسی داده شود. صدا و سیما سخنگوی نظام است و بر این اساس باید فضای تحلیلی جامعی فراهم کند؛ فضایی که قطعاً نیاز به تضارب فکرها و اندیشه‌ها باشد. دوستان همیشه حاضر در برنامه «به وقت ایران» اگر می‌خواهند جوانب حرفه‌ای را رعایت کنند باید به گزارشگری بپردازند و با کنار هم گذاشتن انواع خبرها و تحلیل‌ها در مقام ارائه وضعیت جنگ و مسائل پیرامون آن با کمترین قضاوت شخصی به روشنگری بپردازند. اتفاقاً رعایت این نکته بسیار مهم و اساسی مخاطبان انبوه را پای تلویزیون می‌نشاند. تحلیل کردن برعهده مهمانان برنامه است و دوستان حداکثر می‌توانند پرسشگران خوبی باشند.

ناگفته نماند و از انصاف خارج نشویم که بسیاری از تحلیل‌های ارائه شده درست هستند ولی این دلیل نمی‌شود که سخنان درست را با دوری از لوازم حرفه‌ای شهید کنند. متأسفانه کار درست صدا و سیما در دعوت از افراد با گرایش‌های متفاوت با بی‌احتیاطی روبه‌رو شد تا جایی که ممکن است بازتاب‌های منفی خارجی هم داشته باشد. آقای کرباسچی که در بیان نقطه نظرات خود صریح است و اهل ملاحظه نیست بحث را به ریز مسائل نظامی و سیاسی کشاند و ادعاهایی را مطرح کرد که با واکنش سریع سخنگویان نیروهای مسلح روبه‌رو شد. زدن سه کشتی پس از تفاهم‌نامه اسلام‌آباد پاسخ به نقض‌های مکرر آمریکا بود و اگر ایران جواب نمی‌داد پایمالی همه بندهای آن تثبیت می‌شد و آمریکا گامی جدید در تقابل با ایران برمی‌داشت. البته در این مورد نظر شورای امنیت ملی ملاک و معیار است ولی اجمالاً به نظر می‌رسد که قبل از پاسخ عملی به نقض‌های آمریکا باید هشدارهای لازم داده می‌شد و تبلیغات گسترده‌ای پیرامون آن صورت می‌گرفت. آمریکا ثابت کرده است که به معاهده‌ها، قرارها و اعلان‌ها و امضاهای خود پایبند نیست و به بهانه‌های مختلف کار خود را پیش می‌برد و اگر بهانه‌ای نداشته باشد آن را تولید می‌کند و اگر هیچ بهانه‌ای نتوانست بتراشد، بی‌بهانه اقدام می‌کند.

چالش چندصدایی و امنیت ملی در رسانه ملی

برای خروج از برجام بهانه‌ای وجود نداشت و حتی متحدان اروپایی آمریکا تلاش کردند تا ترامپ را از بحران خروج از آن آگاه کنند و بازدارند ولی رئیس‌جمهور آمریکا بیش از اروپاییان گوشش بدهکار تل‌آویو است. در هر حال صدا و سیما باید چندصدایی را تمرین کند و برای عدم خدشه به منافع و امنیت ملی ترتیبات دقیقی را اعمال کند. هیچ کس حق ندارد دانسته یا نادانسته حتی بیرون از صدا و سیما برای مصالح ملی مسئله ایجاد کرده و دفاع از ایران را با اما و اگر روبه‌رو کند. طرح مکرر مطالبات سیاسی در فضای جنگی که از سوی برخی مدعیان مردم‌گرایی صورت می‌گیرد باید با ملاحظه وضعیت کشور صورت بگیرد و نامش هر چه باشد نباید به فرصت‌طلبی آلوده شود. نیروهای مسلح و ایرانیان وطن‌دوست در کمال مظلومیت در حال بی‌سابقه‌ترین مقاومت‌ها هستند. ۱۵۰۰ شهید پای لانچرهای موشکی نمونه‌ای از فداکاری فرزندان ملت است و اگر در هر مناسبتی و به هر شکلی یاد و خاطره آن‌ها زنده شود کمترین قدرشناسی صورت گرفته است.

بی‌اعتنایی به حجم عظیم و درازمدت ایثار مدافعان ایران بی‌اخلاقی بزرگی است که در تاریخ ثبت می‌شود و قضاوت سختی به بار می‌آورد. جنگ باید تمام شود ولی این ایران نیست که معتاد به جنگ و تحریم شده است. آمریکا میز مذاکره را تا بی‌معنایی پیش برده و ضمن گفت‌وگو هر کاری که دلش می‌خواهد انجام می‌دهد. اینجا هر سیاستمداری متوجه می‌شود که در مقابل واشنگتن نیاز به تضمین‌های معتبر است. اینکه گفته شود نباید کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس مورد حمله قرار می‌گرفتند از عجایب نظرات سیاسی است چرا که اگر ایران به این دفاع مشروع و قانونی نمی‌پرداخت هم شدت و گستردگی حمله به ایران افزایش پیدا می‌کرد و هم شاهد جنگی یک‌جانبه و کاریکاتوری می‌شدیم. معلوم نیست یک سیاستمدار با سابقه چگونه چنین توصیه‌ای را روا می‌دارد و اشتباه فاحشش از چه مبنایی سرچشمه می‌گیرد؟

پیامدهای آینده و ضرورت بازنگری در سیاست‌های رسانه‌ای

آمریکا از خاک و آب‌ها و همه امکانات ممکن کشورهای جنوبی خلیج فارس برای انبوه حملات علیه ایران استفاده کرده و می‌کند؛ آیا اساساً امکان عدم آسیب به این کشورها وجود دارد؟! عدم حمله به مراکز حمله به ایران یعنی نیروهای مسلح دست‌های خود را ببندند و شخم زدن ایران را تماشا کنند! به نظر می‌رسد نه تنها ایران مطابق عقل و منطق و حتی قوانین جنگ عمل کرده بلکه بسیار ملاحظه روا داشته و تا آنجا که امکانش بود حملات خود را متوجه کشورهای حامی متجاوز نکرد. ظاهراً کار به جایی کشیده که برخی از سیاستمداران را در معرکه نبرد و حمله علیه میهن به انصاف دعوت کرد چرا که مطالبه جانبداری سرسختانه از ایران ظاهراً مسموع نیست و شاید روزی مجبور شویم بی‌طرفی برخی از دوستان را بخواهیم و مورد نقد قرار بدهیم. این وضعیت نشان‌دهنده اهمیت بازنگری در سیاست‌های رسانه‌ای و ایجاد فضای چندصدایی متعهدانه است.

رسانه ملی به عنوان سخنگوی نظام باید ضمن پذیرش تنوع دیدگاه‌ها، چارچوب‌های مشخصی برای حفظ منافع و امنیت ملی تعیین کند. تجربه برنامه «به وقت ایران» و دعوت از چهره‌هایی مانند کرباسچی نشان داد که صرف دعوت از افراد با گرایش‌های متفاوت کافی نیست، بلکه باید سازوکارهای حرفه‌ای برای مدیریت بحث و جلوگیری از اظهارات غیرمسئولانه وجود داشته باشد. در شرایطی که کشور درگیر جنگ و تحریم است، رسانه ملی باید هم‌زمان هم به وظیفه اطلاع‌رسانی و نقد منصفانه عمل کند و هم از ایجاد تفرقه و تضعیف روحیه ملی بپرهیزد. این مهم تنها با تربیت نیروهای حرفه‌ای، تدوین آیین‌نامه‌های شفاف و نظارت دقیق بر محتوای برنامه‌های زنده امکان‌پذیر است. امید است متولیان رسانه ملی با درس‌گیری از این تجربه، گامی در جهت ارتقای کیفیت برنامه‌های تحلیلی و جلب اعتماد بیشتر مخاطبان بردارند.

مطالعه در منبع اصلی
اشتراک‌گذاری
نظرات

در حال بارگذاری نظرات...