شکاف عمیق در فوتبال ایران؛ وقتی طلبکاران کشاله میزنند و خشم کلامی میجوشد!

به گزارش تیترستان؛ اتفاقات اخیر لیگ برتر فوتبال ایران، بهویژه بازی جنجالی ملوان و تراکتور، بار دیگر زخم کهنهای را در پیکره فوتبال کشورمان تازه کرد. فوتبال ایران مدتی است به دو شقه تقسیم شده است؛ دسته اول کسانی که خود را به صاحبان قدرت متصل میبینند و به هسته مرکزی نزدیکاند. این گروه شامل رئیس فدراسیون، مالک باشگاه، سرمربی، دروازهبان، مدافع، مدیر فنی و حتی رئیس یک فدراسیون دیگر میشود که به نوعی خود را صاحب فوتبال میپندارند و مابقی را رعیتانی بیمکنت میشمارند. آنها بابت تصمیمات، کارها و ناکامیهایشان هیچ توضیحی نمیدهند چون نیازی نمیبینند و گهگاه با کشاله و آرنج حواله میدهند که تقریباً عادی شده است. این رفتارها نوعی نگاه بالا به پایین را به نمایش میگذارد که در آن هیچ خضوع و فروتنی دیده نمیشود و همیشه طلبکارند؛ گویی صحنه فوتبال به کوچه و خیابان تبدیل شده است.
نگاه از بالا و طلبکاری آشنا در فوتبال ایران
این گروه معمولاً خود را فراتر از قانون و پاسخگویی میدانند و با ادبیاتی آمرانه با دیگران سخن میگویند. عبارت «اگر تحملش را نداری جمع کن برو!» نمونه بارز این طرز تفکر است که در سطح کوچه و خیابان نیز بسیار شنیده میشود. هستند بیشمارانی که همچنان فکر میکنند مملکت برای آنهاست و هر کسی را که اعتراض کند، به حاشیه میرانند. اما قاعده فوتبال اینگونه نیست که کسی جایی برود؛ بلکه همه میمانند و به وقتش جواب میدهند. با این حال، متأسفانه واکنش گروه دوم به این رفتارهای طلبکارانه معمولاً خوشایند از آب درنمیآید و الفاظ به شدت رکیکی رد و بدل میشود که سنگ را آب میکند، چه برسد به کشاله و آرنج را! این خشم زننده کلامی اما از کجا میآید؟ آیا از دل جامعه و نابسامانیهای فراوان آن نشأت میگیرد؟ شاید بله، اما باید پذیرفت فوتبال ما به صورت افسارگسیختهای از جامعه بیسروسامان فعلی پیشی گرفته است.
شما به ادبیات مدیر فنی فلان تیم یا شعارهای تماشاگران دیگر تیم توجه کنید؛ کف خیابان هم چنین الفاظ شرمآوری را نمیشنوید. این نشان میدهد که فوتبال ایران به محلی برای تخلیه خشونت و عقدههای انباشته تبدیل شده است. متولی فوتبال خود جزو شقه اول است، پس اساساً تلاش موفقی برای بهبود شرایط موجود نمیکند چون با همان «نگاه بالا به پایین» اصلاً شما و مشکلاتتان را نمیبیند که درک کند و پاسخگو باشد. همان که خودیها راضی باشند کافی است! در چنین شرایطی علی میماند و حوضش، یا به عبارتی خشمی مهارناپذیر که نمیداند با «کشاله، آرنج و پای پرانتزی» چه کند. این میشود که یک فوتبال دوستداشتنی که برای بسیاری از مردم این سرزمین مهمترین دلخوشی بود، به عذابی الیم و دوستنداشتنی بدل میشود.
ریشههای خشونت کلامی و دوگانگی در فوتبال
ریشه این خشونت کلامی را باید در نبود پاسخگویی و شفافیت جستجو کرد. وقتی تصمیمات بحثبرانگیز داوری یا مدیریتی بدون توضیح میماند، هواداران احساس بیعدالتی میکنند و واکنشهای تند نشان میدهند. در بازی ملوان و تراکتور، تصمیمگیریهای عجیب و سپس سکوت مسئولان، آتش خشم را شعلهورتر کرد. گروه دوم که خود را قربانی میبیند، دست به الفاظ رکیک میزند که نه تنها مشکلی را حل نمیکند بلکه شکاف را عمیقتر میسازد. از سوی دیگر، گروه اول با تکیه بر قدرت خود، این واکنشها را بهانهای برای سرکوب بیشتر میکند و چرخه معیوبی شکل میگیرد. این چرخه باعث میشود فوتبال که باید محل نشاط و رقابت سالم باشد، به میدان نزاع و دشمنی تبدیل شود.
علاوه بر این، رسانهها و فضای مجازی نیز در تشدید این وضعیت نقش دارند. برخی برنامههای تلویزیونی و صفحات شبکههای اجتماعی با بزرگنمایی جنجالها و پخش ادبیات توهینآمیز، به عادیسازی این رفتارها دامن میزنند. هواداران نیز تحت تأثیر این فضا، به جای مطالبهگری منطقی، به پرخاشگری روی میآورند. در چنین شرایطی، نه تنها اعتماد عمومی به مدیریت فوتبال کاهش مییابد، بلکه سرمایه اجتماعی این ورزش نیز فرسوده میشود. باید پذیرفت که حل این معضل نیازمند رویکردی نظاممند است که هم پاسخگویی مسئولان را در پی داشته باشد و هم فرهنگسازی در بین هواداران را جدی بگیرد.
پیامدها و راهکارهای برونرفت از بحران
تداوم این شکاف و نابرابری، پیامدهای ناگواری برای فوتبال ایران خواهد داشت. کاهش تماشاگران، افت کیفیت لیگ، دور شدن حامیان مالی و در نهایت انزوای بیشتر فوتبال کشور در عرصه بینالمللی از جمله این پیامدهاست. مهمتر از همه، ناامیدی نسل جوان و هواداران وفاداری است که سالهاست با عشق به فوتبال، سختیها را تحمل میکنند. اگر این روند ادامه یابد، فوتبال ایران به جای اینکه محلی برای وحدت و شادی باشد، به منبعی برای تنش و اختلاف تبدیل میشود. از این رو، همه ذینفعان از فدراسیون و باشگاهها گرفته تا رسانهها و هواداران، باید دست به دست هم دهند تا این وضعیت اصلاح شود.
راهکارهای برونرفت از این بحران شامل افزایش شفافیت در تصمیمگیریها، پاسخگویی مسئولان به هواداران و رسانهها، آموزش فرهنگی و اخلاقی به بازیکنان و مربیان، و ایجاد سازوکارهای قانونی برای برخورد با رفتارهای غیرحرفهای است. همچنین باید فضایی فراهم شود که هواداران بتوانند مطالبات خود را به شکلی مسالمتآمیز بیان کنند و صدایشان شنیده شود. در نهایت، شاید باید دست به دعا برداشت که شر این شکاف و نابرابری روزی چنان از سر این مملکت کم شود که فوتبال هم از این بیسروسامانی و دو دستگی نجات پیدا کند و بار دیگر به محبوبیت و آرامش گذشته خود بازگردد.
در حال بارگذاری نظرات...