مناظرهای که ۴۶ سال پیش به بازداشت ختم شد؛ مهمانی که از تلویزیون به اوین رفت!

به گزارش تیترستان؛ این روزها که بحث درباره نحوه مواجهه صدا و سیما با مهمانان برنامههای سیاسی و نیز گزینههای ریاست این سازمان با پایان دوره پنج ساله پیمان جبلی داغ است، مرور یک رخداد عجیب از ۴۶ سال پیش میتواند درسآموز باشد. در ۱۶ آبان ۱۳۵۹، صادق قطبزاده، اولین رئیس رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی و وزیر امور خارجه پیشین، تنها یک روز پس از حضور در یک مناظره تلویزیونی بازداشت و راهی زندان اوین شد. این اتفاق در حالی رخ داد که او چند ماه قبل از آن در دولت شورای انقلاب وزیر خارجه بود و پیشتر نیز ریاست سازمان صدا و سیما را بر عهده داشت. بازداشت او موجی از شگفتی و اعتراض در میان سیاسیون و مردم به راه انداخت و به یکی از بحثبرانگیزترین وقایع سالهای نخست انقلاب تبدیل شد. ماجرا از آنجا شروع شد که در پنجشنبه ۱۵ آبان ۱۳۵۹، پس از اخبار سراسری شبکه دوم، برنامهای با عنوان «بحث آزاد درباره عملکرد رادیو تلویزیون پس از انقلاب» پخش شد. مجری برنامه اعلام کرد که قرار بود این بحث با شرکت کلیه مدیران صداوسیما پس از انقلاب برگزار شود، اما به جز قطبزاده و دکتر مبلغی اسلامی (قائممقام وقت سرپرست سازمان)، بقیه اعلام کرده بودند که به دلیل شرایط فوقالعاده کشور و جنگ عراق با ایران، مصلحت نمیدانند در این بحث شرکت کنند.
روایت بازداشت؛ از مناظره زنده تا زندان اوین
در آن برنامه که بیش از ۸۰ دقیقه به طول انجامید، صادق قطبزاده و مبلغی اسلامی به طرح انتقادات تندی درباره وضعیت سازمان صدا و سیما پرداختند. قطبزاده ضمن برشمردن نارساییهای موجود در سازمان در زمان تصدی خود و نیز در شرایط فعلی گفت: «اعمال نظرهای شخصی و گروهی مانع اجرای برنامه خوب و مردمی از صداوسیمای جمهوری اسلامی شده است. این وضع باعث شده است که اخبار صحیح به گوش مردم نرسد و هر روز به تعداد کسانی که گوش به رادیوهای بیگانه برای کسب خبر صحیح میدهند افزوده شود.» مبلغی اسلامی نیز ضمن انتقاد از گروهگرایی در سازمان گفت: «بر کار این سازمان هیچ ضابطه و اصولی حکم نمیکند. هرچه هست، گروهگرایی است. کسانی که بر مسند کار هستند و پستهای مهم را اشغال کردهاند نه تخصص دارند و نه کارآیی و تقوا.» این اظهارات به مذاق برخی مقامات خوش نیامد و فردای آن روز، کیهان نوشت: «به دنبال پخش برنامه میزگرد شب جمعه در شبکه دوم، آقایان صادق قطبزاده و مبلغی اسلامی به علت طرح مسایل اختلافانگیز و ایجاد جو تشویش و بدبینی تحت تعقیب قرار گرفتند. به دنبال اعلام این خبر، آقای صادق قطبزاده بعدازظهر روز جمعه به حکم لاجوردی دادستان انقلاب مرکز و توسط پاسداران دادسرای انقلاب اسلامی اوین دستگیر و به زندان اوین منتقل میشود.» این در حالی بود که از مبلغی اسلامی نیز خواسته شد تا خود را هرچه زودتر به دادسرای انقلاب معرفی کند.
توجیه بازداشت این بود که کشور درگیر جنگ شده و نباید سخنان تفرقهافکنانه از تلویزیون پخش شود، اما منتقدان میگفتند در این فرض هم باید گریبان مدیران خود صدا و سیما را میگرفتند نه میهمانی را که طبعاً از عملکرد دوران مسئولیت خود دفاع میکرد. بازداشت قطبزاده واکنشهای گستردهای را برانگیخت. مهندس مهدی بازرگان، نخستوزیر پیشین و نماینده تهران در مجلس، در روزنامه حزب متبوع خود (میزان) یادداشتی با عنوان «هر دم از این باغ، بری میرسد...» نوشت و ضمن انتقاد شدید از این اقدام، خواستار دخالت رهبری انقلاب شد. آیتالله سیدمرتضی پسندیده، برادر امام خمینی، نیز در بیانیهای بازداشت قطبزاده را موجب تأسف و تعجب دانست و خواستار آزادی فوری و اعاده حیثیت او شد. آیتالله بهاءالدین محلاتی نیز طی تلگرامی به امام، این توقیف را عملی ناروا خواند و ۳۶ نماینده مجلس بر اساس اصل ۳۲ قانون اساسی خواستار آزادی وی شدند. سرانجام پس از دو روز، قطبزاده با دستور امام خمینی آزاد شد و در گفتوگو با کیهان گفت: «مردم از شرافت آزادی، حیثیت انقلاب اسلامی و حرمت قانون اساسی دفاع کردند.»
پاسخهای رسمی و سکوت معنادار
پس از بازداشت قطبزاده، مقامات رسمی سعی کردند این اقدام را توجیه کنند. دادستان انقلاب مرکز، لاجوردی، دستور بازداشت را صادر کرده بود و به نظر میرسید که فشارهای سیاسی از سوی ستاد تبلیغات جنگ و شورای عالی دفاع نیز در این میان نقش داشته است. در واقع مبنای بازداشت، بیانیه انتقادی ستاد تبلیغات جنگ یا ستاد تبلیغات شورای عالی دفاع بود که به تغییراتی در مدیریت صدا و سیما هم انجامید و در اختلاف با ریاستجمهور (بنیصدر) ریشه داشت. در آن زمان چون هنوز ترکیب سه قوه کامل نبود تا شورای سرپرستی تشکیل شود و آنها مدیرعامل را پیشنهاد کنند، رئیسجمهور دکتر تقی فراحی را به عنوان سرپرست منصوب کرده بود و سخنان قطبزاده بهانهای شد تا این تریبون از بنیصدر گرفته شود. اما این توجیهات نتوانست افکار عمومی را قانع کند و بسیاری از جمله بازرگان، این اقدام را نشانه بیاعتباری قانون اساسی و ایجاد احساس عدم امنیت در جامعه دانستند. بازرگان در یادداشت خود نوشت: «بازداشت قطبزاده که در برخورد اول به افسانه و شایعه شباهت داشت، با کمال تعجب واقعیت پیدا کرد! کاری ندارم که روش گذشته آقای قطبزاده چگونه بوده و مصاحبه اخیر در تلویزیون تا چه حد معقول و خالی از ایراد باشد. امر مسلم این است که برنامه زنده نبوده و صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران میتوانسته است پخش نکند. اما درد بزرگ در این است که چطور گردانندگان انحصارگر ما فکر نکردهاند عمل آنها چه اثر وحشتناکی به لحاظ احساس عدم امنیت و بیاعتبار کردن قانون اساسی در مردم سراپا ایمان و امید و فداکاری ایجاد میکند.»
آیتالله پسندیده نیز در بیانیه خود آورده بود: «با عرض معذرت، بازداشت جناب آقای قطبزاده که در جمهوری اسلامی ایران وزیر خارجه، عضو شورای انقلاب و رئیس صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران و از ارکان مملکت و مورد علاقه اکثریت ملت است، موجب تأسف و تعجب است و استخلاص فوری و معذرت و اعاده حیثیت مشارالیه مورد تقاضاست.» این واکنشها نشان میداد که بازداشت یک شخصیت سیاسی به خاطر اظهارنظر در تلویزیون، حتی در آن شرایط انقلابی نیز قابل هضم نبود و به سرعت به یک بحران سیاسی تبدیل شد. سرانجام با دستور مستقیم امام خمینی، قطبزاده پس از دو روز آزاد شد و به دیدار امام رفت. او بعدها در گفتوگو با کیهان تأکید کرد که دستور آزادی او را امام صادر کرده است. این ماجرا در حالی رخ داد که قطبزاده بعدها در پرونده دیگری در سال ۱۳۶۱ به اتهام توطئه برای براندازی نظام بازداشت و اعدام شد، اما بازداشت سال ۱۳۵۹ او هیچ ارتباطی با آن پرونده نداشت و صرفاً به دلیل اظهارات تلویزیونی بود.
درسهای یک مناظره تلویزیونی برای امروز
این واقعه تاریخی امروز بیش از هر زمان دیگری میتواند برای رسانه ملی و مسئولان آن درسآموز باشد. در آن زمان، صدا و سیما برنامهای را پخش کرد که در آن یک مقام پیشین به نقد عملکرد سازمان پرداخته بود، اما به جای تحمل نقد و پاسخگویی، میهمان را بازداشت کردند. این اقدام نه تنها به اعتبار سازمان صدا و سیما آسیب زد، بلکه به احساس امنیت سیاسی در جامعه نیز لطمه وارد کرد. امروز که بحث درباره نحوه مواجهه صدا و سیما با میهمانان سیاسی و انتخاب رئیس جدید این سازمان مطرح است، باید از خود بپرسیم که آیا پس از ۴۶ سال، تنها پیشرفت ما این بوده که میهمان برنامه را بعد از مناظره بازداشت نمیکنند؟ یا هنوز هم شاهد صحنهآرایی در برنامههای سیاسی، عدم تعادل در وقت اختصاص یافته به طرفین، و رفتار بازجویانه مجری هستیم؟ تجربه قطبزاده نشان میدهد که هرگونه برخورد قهری با اظهارنظر در رسانه، نه تنها مشکلی را حل نمیکند بلکه بر پیچیدگیها میافزاید و باعث بیاعتمادی عمومی میشود. رسانه ملی باید محلی برای تضارب آرا و شنیدن صداهای مختلف باشد، نه دادگاهی برای محاکمه میهمانان. همچنین این واقعه یادآور میشود که در یک نظام مردمسالار، اصل بر آزادی بیان و پاسخگویی مسئولان است و بازداشت به خاطر اظهارنظر، با هیچ اصل دموکراتیکی سازگار نیست.
علاوه بر این، ماجرای قطبزاده نشان میدهد که چگونه تصمیمات عجولانه و بدون در نظر گرفتن افکار عمومی میتواند به بحرانی بزرگ تبدیل شود. در آن زمان، واکنش سریع شخصیتهایی مانند بازرگان و پسندیده و نمایندگان مجلس، نشان داد که جامعه مدنی و نهادهای سیاسی میتوانند در برابر چنین اقداماتی بایستند. امروز نیز رسانههای مستقل و افکار عمومی میتوانند نقش نظارتی خود را ایفا کنند. همچنین این واقعه درس مهمی برای مجریان تلویزیونی دارد: مجری باید به دنبال کشف حقیقت باشد، نه اینکه از پیش فرض را بر حقیقت بگذارد و رفتار بازجویانه در پیش گیرد. در مناظرهها باید وقت اختصاص یافته به دو طرف یکسان باشد و مجری تنها وقتنگهدار نباشد بلکه مراقبت کند بحث از مسیر اصلی خارج نشود و کار به تنش نکشد. اگر این اصول رعایت شود، میتوان امیدوار بود که دیگر شاهد تکرار چنین اتفاقاتی نباشیم و رسانه ملی به جای ایجاد تنش، به همگرایی و آگاهی بخشی کمک کند.
در حال بارگذاری نظرات...