ستاره ۱۶ ساله تیراندازی ایران در باتلاق حاشیه؛ ماجرای غیبت مرموز در اردوی تیم ملی!

به گزارش تیترستان؛ پس از برگزاری بازیهای آسیایی ناگویا و تصمیم کمیته فنی فدراسیون تیراندازی، پیام رجبی به عنوان سرمربی جدید تیم ملی تراپ انتخاب شد؛ تغییری که به نظر میرسید گامی در جهت ارتقای عملکرد این رشته باشد. اما این جابهجایی فنی بهسرعت به بحرانی حاشیهای تبدیل شد و محمد بیرانوند، دارنده نخستین سهمیه المپیکی ایران در تراپ، از حضور در اردوهای تیم ملی خودداری کرد. غیبت این ورزشکار جوان در حالی رخ داد که انتظار میرفت او با تمرکز بر آمادگی برای کسب سهمیه المپیک، مسیر حرفهای خود را ادامه دهد. به نظر میرسد آینده این استعداد کمنظیر نه در میدان مسابقه، بلکه در پشتپردههای اختلافات مربیگری و حواشی جانبی گرفتار شده است. این اتفاق پرسشهای جدی را درباره مدیریت ورزشکاران جوان و مسئولیت مربیان در قبال آینده شاگردانشان مطرح میکند.
وقتی تغییر کادر فنی به حاشیه کشیده میشود
علی افسری، سرمربی پیشین تیم ملی تراپ، پس از بازیهای آسیایی ناگویا با انتقادهایی از سوی بخشی از خانواده اهداف پروازی مواجه شد. یکی از موارد مورد بحث، انتشار ویدئوهای مسابقات در صفحه شخصی او در فاصله حدود یک ساعت میان مرحله مقدماتی و فینال میکس تراپ بود که منتقدان آن را در آن مقطع حساس غیرحرفهای توصیف کردند. پس از تغییر کادر فنی نیز، تماسهای مکرر او با رسانهها و حواشی شکلگرفته پیرامون تیم ملی، بر حساسیت شرایط افزود. همزمانی این تحولات با غیبت بیرانوند، گمانهزنیها درباره تأثیرگذاری سرمربی برکنارشده بر تصمیم این ورزشکار جوان را تقویت کرده است. اگرچه افسری رسماً چنین ادعایی را تأیید نکرده، اما زمانبندی این اتفاقات و اظهارنظرهای غیررسمی، نشانههایی از یک سناریوی پیچیده را به نمایش میگذارد.
در هر ساختار حرفهای، تغییر سرمربی بر اساس ارزیابی عملکرد و تصمیم مراجع مسئول صورت میگیرد و فدراسیون نیز برای تغییرات خود دلایل منطقی دارد، بهویژه اینکه این تصمیمات از کانال کمیته فنی گرفته شده است. طبیعی است که مربی برکنارشده نسبت به این تصمیم دیدگاه یا انتقادهایی داشته باشد؛ اما مسئله از جایی آغاز میشود که اعتراض به پایان همکاری، به حواشی پیرامون تیم ملی کشیده شود و احتمال تأثیرگذاری بر تصمیم یا رفتار یک ورزشکار جوان مطرح شود. در چنین شرایطی، مرز میان نقد فنی و دخالت در روند حرفهای یک ورزشکار بهشدت مبهم میشود و میتواند به اعتماد عمومی به سیستم مدیریتی آسیب بزند. به نظر میرسد آنچه در این میان بیش از همه قربانی میشود، آرامش روانی و تمرکز ورزشکاری است که آیندهاش به حضور مستمر در تمرینات و اردوها گره خورده است.
آینده یک استعداد در خطر تسویهحسابهای شخصی
محمد بیرانوند در ۱۶ سالگی سهمیه المپیک پاریس را به دست آورد و از استعدادهای ارزشمند اهداف پروازی ایران به شمار میرود. او با وجود سن کم، افتخارات بزرگی کسب کرده و مسئولیت سنگینی برای پایبندی به مقررات و ادامه مسیر حرفهای بر دوش دارد. اما غیبت او در اردوهای تیم ملی پس از تغییر کادر فنی، این نگرانی را ایجاد کرده که آیندهاش تحتالشعاع اختلافات مربیگری قرار گیرد. در واقع، به جای آنکه تمرکز او بر آمادگی برای کسب سهمیه المپیک باشد، موضوعات جانبی که رنگ و بویی از ورزشکارسالاری نیز به خود گرفته، ذهن او را مشغول کرده است. این وضعیت نه تنها برای خود ورزشکار، بلکه برای کل جامعه تیراندازی ایران نگرانکننده است.
در ورزش حرفهای، نخستین اصل، احترام به قوانین و تصمیمهای قانونی نهاد مسئول است. تصمیمهای فنی فدراسیون میتوانند مورد نقد قرار گیرند، اما اعتراض به آنها باید از مسیرهای رسمی و قانونی دنبال شود. غیبت در اردو یا قرارگرفتن در موقعیتی که روند آمادهسازی تیم ملی را مختل کند، نمیتواند جایگزین این سازوکارها شود. محمد بیرانوند نیز با وجود افتخارات ارزشمندش، از این اصل مستثنا نیست. او باید بداند که سهمیه المپیک و استعداد کمنظیرش، در کنار امتیازهای ورزشی، مسئولیتی جدی در قبال تیم ملی و آینده حرفهایاش ایجاد میکند. ادامه مسیر قهرمانی نیازمند پذیرش نظم تیمی، تعامل با کادر فنی و پیگیری هرگونه اعتراض از مجاری قانونی است.
پیامدهای آینده؛ از مسئولیت اخلاقی مربی تا قانونمداری ورزشکار
در سالهای گذشته نیز رفتارهای مشابهی از سوی برخی ورزشکاران از جمله کیانوش رستمی و جواد فروغی وجود داشته و عدم تمکین آنها از تصمیمات فدراسیون و ورود در بحث انتخاب مربی، نابودی آینده حرفهای ورزشکار را به همراه داشته است. تکرار چنین رویکردی نباید به رویهای پذیرفتهشده تبدیل شود. فدراسیون باید با رعایت حقوق ورزشکار، اجرای یکسان مقررات و پرهیز از تبعیض، اجازه ندهد غیبت از اردو به ابزاری برای تحمیل خواستههای فردی تبدیل شود. در عین حال، مربی پیشین نیز نمیتواند برای بازگشت به جایگاه خود، آینده شاگردش را در معرض آسیب قرار دهد. مسئولیت اخلاقی مربی در قبال آینده شاگرد، بخشی از مسیر قهرمانی ورزشکار است و با پایان همکاری سازمانی از بین نمیرود. بنابراین، هرگونه تلاش برای بازگشت به جایگاه قبلی نباید بر این مسئولیت سایه بیندازد.
اکنون انتظار میرود مسئولان فدراسیون با مدیریت قاطع و در عین حال منصفانه، زمینه بازگشت بیرانوند به روند آمادهسازی را فراهم کنند و از سوی دیگر، هرگونه تخلف احتمالی را بر اساس مستندات بررسی کنند. خود بیرانوند نیز باید با تصمیمی حرفهای، اجازه ندهد اختلافات پیرامون کادر فنی مسیر پیشرفت او را منحرف کند. ماندن در جایگاه مربیگری، به هر قیمتی ارزش ندارد؛ همانطور که هیچ افتخاری مجوز عبور از مقررات نیست. آینده محمد بیرانوند باید بر پایه استعداد، تلاش و انضباط حرفهای ساخته شود، نه قربانی اختلافاتی که حلوفصل آنها وظیفه بزرگسالان و مسئولان این رشته است. بیشک، تصمیمات پیشرو نه تنها سرنوشت یک ورزشکار، بلکه اعتبار کل سیستم مدیریت ورزش کشور را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
در حال بارگذاری نظرات...