پشت پرده گرانی دلار و طلا؛ اقتصاددانی که از یک راز ۲۰ ساله پرده برداشت!

به گزارش تیترستان؛ در روزهای اخیر بازار طلا و ارز ایران بار دیگر ملتهب شده و قیمتها با شیب تندی افزایش یافتهاند، بهطوریکه بارها سقفهای جدیدی ثبت شده است. در همین رابطه، بهمن آرمان، استاد سابق اقتصاد دانشگاه تهران، در گفتوگو با خبرگزاری «اقتصادآنلاین» ضمن تحلیل ریشههای این التهاب، تأکید کرد که تا زمانی که سیاستهای اقتصادی اشتباه اصلاح نشوند، نمیتوان انتظار کاهش قیمت دلار و طلا را داشت. وی با انتقاد از رویکردهای پوپولیستی و تصمیمهای غیرعلمی در اقتصاد، هشدار داد که آنچه امروز شاهد آن هستیم نتیجه انباشت بیش از ۲۰ سال خطای اقتصادی است. این اظهارات در حالی مطرح میشود که بسیاری از کارشناسان نیز بر نقش سوءمدیریت و نبود ثبات در سیاستگذاریها به عنوان عوامل اصلی نوسانات بازار ارز و طلا تأکید دارند.
ریشههای التهاب در بازار طلا و ارز؛ از تورم افسارگسیخته تا سرخوردگی مردم
بهمن آرمان در پاسخ به این پرسش که چه عواملی باعث شکلگیری روند صعودی قیمت دلار و طلا شده است، توضیح میدهد که معمولاً زمانی که نرخ تورم افزایش مییابد، مردم به دنبال راهی برای حفظ ارزش داراییهای خود میگردند. در ایران نیز به دلیل تورم بسیار بالا و کاهش مستمر ارزش پول ملی، افراد به سمت داراییهای مطمئن مانند طلا و ارز روی میآورند. وی میافزاید که عوامل سیاسی و سوءمدیریت در کنترل نقدینگی، در کنار تکرار اشتباهات گذشته، شرایطی را به وجود آورده که مردم امید چندانی به آینده اقتصادی ندارند و بنابراین برای حفظ سرمایه خود به بازارهای ارز و طلا هجوم میآورند. این اقتصاددان همچنین به تخصیص ارز سهمیهای اشاره میکند و میگوید اگر همین دو میلیارد دلاری که دولت از آن صحبت میکند به فعالیتهای مولد اختصاص مییافت، میتوانست آثار متفاوتی داشته باشد، هرچند در شرایط تحریم امکان ایجاد صنایع بزرگ دشوار است، اما میتوان با هدایت نقدینگی به سمت ساخت مسکن برای اقشار کمدرآمد یا پروژههای زیربنایی مانند آزادراهها، اشتغال و ثروت ملی را افزایش داد.
آرمان با انتقاد از سیاست توزیع ارز سهمیهای میان مردم، تأکید میکند که تجربه نشان داده اینگونه توزیع پولها تأثیر چندانی بر کنترل بازار نداشته است. وی معتقد است که مسئولان کشور نه دانش کافی دارند، نه تاریخ را مطالعه کردهاند و نه اقتصاد را بهخوبی میشناسند. او در ادامه به نقش بانکهای سرمایهگذاری در اقتصاد جهانی اشاره میکند و میگوید ساختار قدرت در آمریکا که پیشتر مثلثی از شرکتهای خودروسازی، نفتی و اسلحهسازی بود، اکنون به مربعی تبدیل شده که بانکهای سرمایهگذاری نیز به آن اضافه شدهاند. این بانکها قیمت نفت و طلا را تعیین میکنند و حتی در شکلگیری جنگها نقش دارند. به گفته وی، در جنگ اخیر نیز شاهد بودهایم که شرکتهای نفتی که پیشتر نفت را با قیمت ۵۰ دلار خریداری کرده بودند، اکنون آن را با نرخ بیش از ۱۰۰ دلار میفروشند و درآمدشان تا ۴۰ درصد افزایش یافته است. این اقتصاددان هشدار میدهد که ادامه جنگ نفتی در خلیج فارس میتواند منافع این شرکتها را تأمین کند و بر بازارهای جهانی و به تبع آن بازار ایران اثر بگذارد.
چرا سیاستهای اقتصادی ایران به بنبست خورده است؟
این استاد سابق اقتصاد دانشگاه تهران در پاسخ به این پرسش که چه زمانی میتوان شاهد توقف روند صعودی قیمتها بود، تصریح میکند که بخشی از تورم فعلی ناشی از عملکرد خود ما و دنبال کردن سیاستهای پوپولیستی است. وی با اشاره به بیش از ۲۰ سال اشتباه در سیاستگذاری اقتصادی، مثال میزند که در گذشته قیمت کالاهای دولتی متناسب با نرخ تورم افزایش مییافت، اما اکنون به دلیل جلوگیری از افزایش قیمت بنزین، گازوئیل و برق، این حباب قیمتی انباشته شده و در حال ترکیدن است. آرمان میگوید: «اگر جایگاههای سوخت در اروپا را ببینید، قیمتها لحظهبهلحظه تغییر میکنند، اما در ایران گروهی از نمایندگان مجلس که خود را اقتصاددان میدانند، مانع از بهروزرسانی قیمتها شدند.» وی هشدار میدهد که ادامه این روند باعث ورشکستگی شرکتهای برق، آب و توزیع نفت شده و دولت ناچار است برای جبران کسری بودجه، قیمتها را اصلاح کند. اگر این اصلاحات بهصورت منطقی و تدریجی انجام نشود، حباب قیمتها در نهایت خواهد ترکید و شرایط دشواری را رقم خواهد زد.
آرمان همچنین به بیتدبیری در مدیریت زیرساختها اشاره میکند و میگوید اکنون بیش از ۱۷ یا ۱۸ سال است که سرمایهگذاری ثابت در زیرساختها متوقف شده است. برای مثال، شهرداری تهران بهجای افزایش درآمد مترو و استفاده از آن برای توسعه خطوط، اقدام به رایگان کردن مترو میکند که اقدامی عامهپسند اما غیرعلمی است. وی با مقایسه با کشورهای دیگر که قیمت بلیت مترو متناسب با مسافت طیشده است، میگوید: «در ایران فرد میتواند از کهریزک تا تجریش با هزینه ناچیز سفر کند، در حالی که همین مسافت با تاکسی هزینه بسیار بیشتری دارد.» این اقتصاددان تأکید میکند که چنین سیاستهای غیرعلمی بحرانی را به وجود آورده که هر اصلاحگری را با دشواریها و اعتراضهای مردمی روبهرو میکند. به گفته وی، همه این مسائل ریشه در بیتدبیریهای گذشته دارد و بدون اصلاح ساختاری، نمیتوان انتظار بهبود وضعیت اقتصادی را داشت.
پیامدهای آینده؛ آیا بازگشت ثبات به بازارها ممکن است؟
بهمن آرمان در بخش دیگری از این گفتوگو به اهمیت استفاده از ابزارهای مدرن و تخصص در تصمیمگیریهای اقتصادی اشاره میکند و میگوید بیتوجهی به ابزارهایی مانند اینترنت و هوش مصنوعی پیشرفت کشور را کند کرده است. وی انتقاد میکند که هر فردی خود را متخصص همه امور میداند و نمایندگانی که پیشتر شهردار بودهاند، خود را در جایگاه برنده جایزه نوبل اقتصاد میبینند و درباره تأمین مالی پروژههای بزرگ تصمیم میگیرند. آرمان با اشاره به تجربه ناموفق صندوق پروژه و صندوق ساختمان در بورس، میگوید این مدلها در جهان امروز وجود دارند اما در ایران نه خانهای ساخته شد و نه پروژهای به اجرا رسید. وی تأکید میکند که برای خروج از بحران فعلی، باید سیاستهای اقتصادی بر اساس اصول علمی و با در نظر گرفتن عرضه و تقاضا طراحی شوند، نه بر اساس تصمیمهای پوپولیستی و غیرکارشناسی. به گفته این اقتصاددان، تا زمانی که چنین اصلاحاتی انجام نشود، نمیتوان به کاهش پایدار قیمت دلار و طلا امیدوار بود.
در پایان، آرمان با اشاره به اینکه مردم ایران سالهاست با تورم بالا و کاهش ارزش پول ملی دستوپنجه نرم میکنند، میگوید: «مردم به دنبال راهی برای حفظ دارایی خود هستند و طبیعی است که به سمت طلا و ارز روی بیاورند.» وی هشدار میدهد که اگر دولت به جای اصلاح ساختاری، به سیاستهای مقطعی و غیرعلمی ادامه دهد، نه تنها مشکل حل نخواهد شد، بلکه بر دامنه بحران نیز افزوده میشود. این اظهارات در حالی است که بازار طلا و ارز ایران در هفتههای اخیر شاهد نوسانات شدید بوده و بسیاری از تحلیلگران نیز بر لزوم اصلاحات عمیق اقتصادی برای بازگرداندن ثبات به بازارها تأکید دارند. به نظر میرسد بدون عزم جدی برای تغییر رویکردها، سایه سنگین خطاهای ۲۰ سال گذشته همچنان بر سر بازار دلار و طلا باقی خواهد ماند.
در حال بارگذاری نظرات...