فدراسیون فوتبال در دوراهی؛ چرا یک پرونده فوری است و دیگری در تاریکی میماند؟

به گزارش تیترستان؛ در روزهای اخیر، حواشی مربوط به برگزار نشدن دیدار ملوان و تراکتور و همچنین پرونده یاسر آسانی، دو موضوع داغ محافل فوتبالی شده است. در حالی که سازمان لیگ و کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال برای تعیین تکلیف بازی برگزار نشده ملوان و تراکتور سرعت عمل بالایی از خود نشان دادهاند، پرونده یاسر آسانی که سه باشگاه درباره صلاحیت این بازیکن شکایت کردهاند، همچنان در هالهای از ابهام و بدون زمانبندی مشخص باقی مانده است. این تفاوت در برخورد، پرسشهای جدی درباره استاندارد دوگانه فدراسیون فوتبال ایجاد کرده است. در حالی که فوریت در رسیدگی به پرونده ملوان و تراکتور با ارسال گزارشها در سریعترین زمان ممکن به کمیته انضباطی نشان داده شد، پرونده آسانی که پیامدهای مهمی برای حقوق باشگاهها و اعتبار اجرای مقررات دارد، هنوز مسیر روشنی را طی نمیکند. به نظر میرسد که فدراسیون فوتبال باید در برابر افکار عمومی پاسخگو باشد و مشخص کند که چرا در یک پرونده سرعت عمل به خرج میدهد و در پرونده دیگر، روند رسیدگی را شفاف نمیکند.
ملوان و تراکتور؛ رسیدگی فوری به یک بازی برگزار نشده
دیدار ملوان و تراکتور که قرار بود در روز ۲۶ مهر ۱۴۰۵ برگزار شود، به دلیل حواشی و شعارهای توهینآمیز پیش از آغاز مسابقه، هرگز شروع نشد. داور سوت شروع را به صدا درنیاورد و بازی برگزار نشد، آن هم بدون تصمیم داور یا ناظر بازی. پس از این اتفاق، سازمان لیگ از دریافت گزارش رسمی داور و مسئول برگزاری و ارجاع پرونده به کمیته انضباطی سخن گفت. گزارشهای منتشرشده در همان روز نیز حاکی از آن بود که کمیته انضباطی خواستار ارسال گزارشها در سریعترین زمان ممکن شده تا رکن قضایی فدراسیون بتواند درباره سرنوشت مسابقه تصمیم بگیرد. اصل این اقدام قابل دفاع است؛ زیرا وقتی یک مسابقه برگزار نمیشود و وضعیت آن باید تعیین تکلیف شود، لازم است گزارشها به سرعت جمعآوری شوند و مستندات در اختیار مرجع صالح قرار بگیرند. نتیجه این مسابقه بر جدول، برنامه رقابتها و حقوق دو باشگاه اثر میگذارد و هرچه بلاتکلیفی طولانیتر شود، هزینه آن برای برگزارکننده، باشگاهها و هواداران بیشتر خواهد شد.
با این حال، همین منطق فوریت باید درباره پرونده یاسر آسانی نیز وجود داشته باشد. سه باشگاه شکایت کردهاند و موضوع صلاحیت بازیکن محل اختلاف است. بحث فسخ قرارداد و توافق بعدی اینجا مطرح میشود که در نامه استقلال به فدراسیون جهانی فوتبال اقرار شده به تاریخ قبل تنظیم و امضا شده و وضعیت ثبت بازیکن در دوره محرومیت نقلوانتقالاتی استقلال باید بررسی شود. چنین پروندهای نیز پیامدهایی برای حقوق باشگاهها و اعتبار اجرای مقررات دارد. بنابراین پرسش این نیست که چرا کمیته انضباطی درباره ملوان و تراکتور سریع عمل میکند؛ پرسش این است که چرا در پرونده آسانی، زمانبندی و مسیر رسیدگی برای افکار عمومی روشن نیست. این دو پرونده از نظر موضوع و مرجع رسیدگی یکسان نیستند، اما تفاوت موضوع، اصل پاسخگویی را از بین نمیبرد.
پرونده یاسر آسانی؛ ابهام در صلاحیت و سکوت مرجع رسیدگی
در پرونده یاسر آسانی، کمیته استیناف با چند پرسش اساسی روبهروست. آیا فسخ اعلامشده در ۱۴ ژوئیه از نظر حقوقی معتبر بوده؟ توافق ادعایی ۲۴ ژوئیه چه ماهیتی داشته؟ آیا رابطه قراردادی ادامه یافته یا پس از فسخ رابطه تازهای برقرار شده است؟ سوابق رسمی ثبت بازیکن چه وضعیتی را نشان میدهند؟ و در نهایت، آیا مقررات محرومیت نقلوانتقالاتی استقلال اجازه استفاده از بازیکن در شرایط موجود را میداده است؟ برای پاسخ به این پرسشها، باید اصل قرارداد، اخطارهای پرداخت، متن توافق بعدی و سوابق رسمی ثبت بررسی شوند. اگر مکاتبات فدراسیون با فیفا یا AFC نیز در تصمیم مؤثرند، باید مشخص شود این اسناد در اختیار مرجع رسیدگی قرار گرفتهاند یا نه. این روند ممکن است زمان ببرد؛ اما زمانبر بودن بررسی، دلیل کافی برای نامشخص ماندن وضعیت پرونده نیست. مرجع رسیدگی میتواند بدون افشای اطلاعات محرمانه، اعلام کند چه اقداماتی انجام شده و چه چیزی برای تکمیل پرونده باقی مانده است.
اینجا تجربه پرونده بیرانوند هم اهمیت پیدا میکند. آن پرونده پس از بیش از ۱۴ ماه به رأی رسید و در نهایت، تصمیم درباره فسخ، محرومیت و غرامت اعلام شد. فارغ از ارزیابی ماهوی رأی، این مدت طولانی نشان داد که وقتی زمانبندی روشن نیست، پرونده حقوقی میتواند به یک بحران مزمن در فضای فوتبال تبدیل شود. هیچکس نمیخواهد پرونده آسانی نیز ماهها در فضای گمانهزنی باقی بماند و هر روز با روایت تازهای به رسانهها برگردد. کمیته استیناف باید از اکنون با یک برنامه روشن عمل کند. اگر پرونده آماده صدور رأی است، تصمیم باید اعلام شود. اگر مدرک مهمی در اختیار نیست، باید معلوم شود کدام مدرک و اگر بررسیهای تکمیلی ضروریاند، میتوان در چارچوب مقررات، وضعیت رسیدگی و زمان تقریبی تصمیمگیری را اطلاعرسانی کرد.
اهمیت پاسخگویی و پیامدهای بلاتکلیفی برای فوتبال ایران
سرعت عمل در پرونده ملوان و تراکتور نشان میدهد که مطالبه فوریت در فوتبال، مطالبهای عملی و قابل اجراست. حالا همین استاندارد باید در پرونده آسانی نیز به شکل متناسب رعایت شود: نه رأی شتابزده، نه تعویق بیپایان؛ بلکه بررسی دقیق، زمانبندی روشن و تصمیم مستدل. اگر شکایتهای سه باشگاه وارد نیست، رأی باید دلایل رد آنها را بیان کند. اگر تخلف اثبات شده، مقررات باید اعمال شود. اگر هنوز اطلاعات کافی وجود ندارد، باید معلوم شود چه چیزی مانع تصمیمگیری است. آنچه قابل قبول نیست، ادامه بلاتکلیفی بدون توضیح روشن است. فوتبال ایران نمیتواند فقط در روزی که یک مسابقه برگزار نمیشود از فوریت رسیدگی سخن بگوید. فوریت باید در همه پروندههای مهم، متناسب با موضوع و حقوق طرفین، به یک اصل عملی تبدیل شود. کمیته استیناف باید زمان تعیین تکلیف پرونده آسانی را روشن کند و اجازه ندهد این اختلاف به نمونهای دیگر از رسیدگی فرسایشی تبدیل شود.
در پایان، باید تأکید کرد که استاندارد دوگانه در رسیدگی به پروندهها، اعتماد عمومی به نظام قضایی ورزشی را خدشهدار میکند. باشگاهها، بازیکنان و هواداران حق دارند بدانند که قوانین برای همه به یک شکل اجرا میشود و هیچ پروندهای به دلیل حساسیت یا فشارهای بیرونی، در اولویت قرار نمیگیرد یا به بوته فراموشی سپرده نمیشود. فدراسیون فوتبال و کمیته استیناف باید با شفافیت و پاسخگویی، نشان دهند که عدالت ورزشی برایشان یک اصل است، نه یک شعار. تنها در این صورت است که میتوان امیدوار بود فوتبال ایران از بحرانهای حقوقی مکرر عبور کند و به سمت حرفهایگری واقعی حرکت کند.
در حال بارگذاری نظرات...