آخرین اخبار
همشهری آنلاین سیاسی ۱۴۰۵/۰۷/۲۷

پرده‌های پنهان شکست نظامی آمریکا در برابر ایران؛ آنچه پنتاگون نمی‌خواهد بدانید

پرده‌های پنهان شکست نظامی آمریکا در برابر ایران؛ آنچه پنتاگون نمی‌خواهد بدانید

به گزارش تیترستان؛ در حالی که مقامات کاخ سفید و پنتاگون تلاش می‌کنند تصویری متفاوت از رویارویی نظامی با ایران ارائه دهند، اسناد و گزارش‌های رسمی منتشرشده در ماه‌های اخیر از خسارت‌های سنگین و بی‌سابقه‌ای پرده برمی‌دارد که ارتش آمریکا در طول حدود هفت ماه نبرد تحمیلی متحمل شده است. بر اساس این گزارش‌ها، واشنگتن نه تنها نتوانسته به اهداف راهبردی خود در قبال تهران دست یابد، بلکه با انهدام زیرساخت‌های حیاتی، از دست دادن هواگردهای پیشرفته و تهی شدن ذخایر مهمات راهبردی، با بحرانی چندلایه مواجه شده است. این در حالی است که هزینه‌های نجومی جنگ نیز بار سنگینی بر دوش مالیات‌دهندگان آمریکایی گذاشته و انتقادهای گسترده‌ای را متوجه تصمیم‌گیرندگان نظامی این کشور کرده است. کارشناسان معتقدند آنچه امروز به عنوان «پیروزی نظامی تهران بر واشنگتن» از آن یاد می‌شود، نتیجه سال‌ها برنامه‌ریزی دفاعی هوشمندانه و استفاده خلاقانه از توان موشکی و پهپادی در برابر ماشین جنگی آمریکا بوده است.

ویرانی پایگاه‌های آمریکایی؛ ضربه‌ای که پنتاگون آن را کتمان می‌کند

یکی از آشکارترین نمودهای شکست نظامی آمریکا در منطقه غرب آسیا، آسیب گسترده به پایگاه‌های راهبردی این کشور است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، در بازه زمانی از آغاز جنگ ۴۰ روزه در اسفندماه ۱۴۰۴ تاکنون، حدود ۲۰ پایگاه آمریکایی در کشورهای کویت، بحرین، قطر، عمان، اردن، عربستان، عراق و سوریه هدف حملات دقیق نیروهای مسلح ایران قرار گرفته‌اند. در جریان این حملات، نزدیک به ۳۰۰ سازه در مراکز فرماندهی و کنترل عملیات، سامانه‌های پدافند هوایی مانند تاد و پاتریوت، رادارها و سامانه‌های ارتباطی، محل‌های تجمع نیروها، آشیانه هواگردها و دپوهای تسلیحاتی و سوخت تخریب یا به شدت آسیب دیده‌اند. برخی منابع نظامی برآورد کرده‌اند که خسارت وارده به این پایگاه‌ها بالغ بر ۲۰۰ میلیارد دلار بوده و بسیاری از آن‌ها از چرخه فعالیت عملیاتی خارج شده‌اند. این میزان تخریب، نه تنها توان پاسخ‌دهی سریع آمریکا را کاهش داده، بلکه هزینه بازسازی و احیای مجدد این زیرساخت‌ها را به باری سنگین برای پنتاگون تبدیل کرده است.

اهمیت این خسارت‌ها زمانی دوچندان می‌شود که به نقش حیاتی این پایگاه‌ها در استراتژی نظامی آمریکا در منطقه توجه کنیم. پایگاه‌هایی مانند العدید در قطر، پنجمین ناوگان در بحرین و پایگاه‌های پراکنده در عراق و سوریه، ستون فقرات حضور نظامی واشنگتن در خاورمیانه محسوب می‌شوند و هرگونه آسیب به آن‌ها، توانایی آمریکا برای اجرای عملیات‌های هوایی، پشتیبانی لجستیکی و نظارت بر تحرکات منطقه‌ای را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. علاوه بر این، تخریب سامانه‌های پدافندی پیشرفته مانند تاد و پاتریوت، که ستون دفاع هوایی آمریکا و متحدانش هستند، باعث شده تا حریم هوایی این پایگاه‌ها در برابر حملات بعدی آسیب‌پذیرتر شود. کارشناسان نظامی معتقدند که بازسازی کامل این زیرساخت‌ها و بازگرداندن اعتماد به توان دفاعی آمریکا در منطقه، سال‌ها زمان و بودجه‌ای سرسام‌آور خواهد طلبید.

هزینه‌های کمرشکن جنگ؛ از مصرف مهمات تا انهدام هواگردهای پیشرفته

گزارش بازرس کل پنتاگون که اخیراً منتشر شده، ابعاد تازه‌ای از هزینه‌های مالی جنگ را آشکار می‌کند. بر اساس این گزارش، تنها تا مقطع تیر و مردادماه، هزینه مهمات مصرف‌شده بالغ بر ۲۲.۳ میلیارد دلار، هزینه‌های افزایشی عملیات ۷.۴ میلیارد دلار و خسارت تجهیزات ۳.۷ میلیارد دلار بوده است که مجموعاً رقمی معادل ۳۳.۴ میلیارد دلار را نشان می‌دهد. با این حال، پنتاگون اذعان کرده که این رقم نهایی نیست و هزینه‌های مربوط به تعمیر زیرساخت‌های آسیب‌دیده، افزایش قیمت سوخت ناشی از بسته شدن تنگه هرمز و سایر آثار اقتصادی در آن لحاظ نشده است. دشواری محاسبه هزینه واقعی عملیات به دلیل نبود بودجه اختصاصی برای جنگ، خود نشانه‌ای از عدم آمادگی آمریکا برای یک درگیری طولانی‌مدت است. در همین حال، گزارش خدمات پژوهشی کنگره در میانه مهرماه حاکی از انهدام یا آسیب دست‌کم ۸۱ فروند هواپیمای نظامی آمریکایی است؛ شامل یک فروند جنگنده پنهانکار اف-۳۵، حدود ۱۲ فروند اف-۱۵، دست‌کم ۴۵ فروند پهپاد ام‌کیو۹، یک فروند هواپیمای شناسایی آواکس، دو فروند هواپیمای تهاجمی ای-۱۰ وارت‌هاگ، هفت فروند سوخت‌رسان استراتژیک و چندین بالگرد و پهپاد دیگر. هزینه تسلیحات منهدم‌شده در این حوزه حدود ۲۸ میلیارد دلار برآورد شده است.

انهدام این تعداد از هواگردهای پیشرفته، ضربه‌ای سنگین به توان هوایی آمریکا وارد کرده است. جنگنده‌های اف-۳۵ که به عنوان نسل پنجم و ستون فقرات برتری هوایی آمریکا شناخته می‌شوند، در صورت از دست رفتن، نه تنها از نظر مالی بلکه از نظر اعتبار فناوری نیز خسارت جبران‌ناپذیری به بار می‌آورند. پهپادهای ام‌کیو۹ که برای مأموریت‌های شناسایی و تهاجمی در سراسر جهان استفاده می‌شوند، در تعداد بالا منهدم شده‌اند و این نشان می‌دهد که پدافند هوایی ایران توانسته است به خوبی با این تهدیدات مقابله کند. هواپیمای آواکس که نقش حیاتی در فرماندهی و کنترل هوایی دارد، در صورت انهدام، توانایی آمریکا در مدیریت صحنه نبرد را به شدت کاهش می‌دهد. همچنین از دست دادن هواپیماهای سوخت‌رسان استراتژیک، برد عملیاتی جنگنده‌های آمریکایی را محدود کرده و اجرای مأموریت‌های طولانی‌مدت را دشوار می‌سازد. مجموع این خسارات، تصویری از یک شکست فنی و تاکتیکی در برابر توان دفاعی ایران را به نمایش می‌گذارد که مقامات پنتاگون تمایلی به پذیرش علنی آن ندارند.

تهی شدن ذخایر راهبردی؛ بحلول آینده برای ارتش آمریکا

یکی دیگر از پیامدهای مهم جنگ هفت‌ماهه، کاهش چشمگیر ذخایر مهمات راهبردی آمریکا، به ویژه موشک‌های رهگیر پدافندی است. بر اساس ارزیابی‌های مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS)، ارتش آمریکا در این مدت تقریباً معادل ۱۹ سال خرید موشک‌های رهگیر پاتریوت را شلیک کرده است. پیش از جنگ، آمریکا حدود ۲۲۰۰ تا ۲۳۳۰ موشک رهگیر مدرن پاتریوت در اختیار داشت که در جریان درگیری حدود ۱۰۶۰ تا ۱۵۰۰ فروند از آن‌ها مصرف شد و تنها حدود یک‌سوم ذخایر پیش از جنگ باقی مانده است. این در حالی است که آمریکا به طور متوسط سالانه تنها حدود ۲۲۵ رهگیر خریداری می‌کرد و شرکت لاکهیدمارتین اکنون سالانه حدود ۶۰۰ تا ۶۵۰ عدد برای آمریکا و متحدانش تولید می‌کند. دفتر بودجه کنگره برآورد کرده که آمریکا تاکنون احتمالاً نیمی تا دوسوم ذخایر موشک‌های پاتریوت، تاد، SM-۳ و SM-۶ خود را مصرف کرده است. در مورد موشک‌های تاد نیز گزارش شبکه سی‌بی‌اس حاکی از مصرف حدود ۱۹۰ تا ۲۹۰ فروند، یعنی نزدیک به ۸۲ درصد از ذخایر پیش از جنگ است. پیش‌بینی می‌شود بازسازی ذخایر پیش از جنگ حداقل سه تا پنج سال طول بکشد، که این خود چالشی جدی برای آمادگی دفاعی آمریکا در سال‌های آینده ایجاد می‌کند.

این کاهش ذخایر، پیامدهای راهبردی گسترده‌ای برای آمریکا و متحدانش دارد. موشک‌های رهگیر پاتریوت و تاد، ستون فقرات دفاع موشکی آمریکا در برابر تهدیدات بالستیک هستند و کمبود آن‌ها می‌تواند توان بازدارندگی واشنگتن را در مناطق حساسی مانند شرق آسیا و اروپا نیز تحت تأثیر قرار دهد. علاوه بر این، مصرف بیش از حد این مهمات در جنگ با ایران، توانایی آمریکا برای پاسخ به بحران‌های همزمان در سایر نقاط جهان را محدود کرده و باعث شده تا فرماندهان نظامی نسبت به توانایی خود برای حفاظت از متحدان ابراز نگرانی کنند. کارشناسان معتقدند که این وضعیت، ایران را در موضع برتری راهبردی قرار داده و آمریکا را مجبور به تجدیدنظر در محاسبات نظامی خود کرده است. از سوی دیگر، فشار بر صنایع دفاعی برای تولید سریع‌تر این مهمات، ممکن است منجر به کاهش کیفیت یا افزایش هزینه‌ها شود و بحران را عمیق‌تر کند. در مجموع، به نظر می‌رسد آنچه به عنوان «پیروزی نظامی تهران بر واشنگتن» توصیف می‌شود، نه یک ادعای تبلیغاتی، بلکه واقعیتی است که در اسناد رسمی آمریکایی نیز بازتاب یافته و اکنون کاخ سفید را با سؤالات جدی درباره کارآمدی استراتژی نظامی‌اش مواجه کرده است.

مطالعه در منبع اصلی
اشتراک‌گذاری
نظرات

در حال بارگذاری نظرات...