پسر قلعهنویی باز هم ناکام ماند؛ راز درخشش جوانان در تیم تارتار چیست؟

به گزارش تیترستان؛ در هفتهای که پرسپولیس با سه گل مس شهر بابک را شکست داد و صدرنشینی خود را تثبیت کرد، نگاهها بیش از پیش به عملکرد بازیکنان جوان این تیم جلب شد. محمدحسین صادقی، مهاجم جوانی که در دقیقه ۸۵ به جای بیفوما وارد میدان شد، توانست گل سوم سرخپوشان را به ثمر برساند و نشان دهد که در تیم مهدی تارتار، فرصتهای اندک هم میتواند به شکوفایی استعدادها منجر شود. این در حالی است که امیرحسین محمودی، ملیپوش جوان پرسپولیس که همزمان با صادقی به بازی آمد، نتوانست تأثیرگذاری قابل توجهی داشته باشد و انتقادات را به سمت خود جلب کرد. کارشناسان معتقدند این تقابل، نمادی از تفاوت رویکرد فنی تارتار با سیاستهای نقل و انتقالاتی و فنی امیر قلعهنویی در تیم ملی است. در ادامه به بررسی ابعاد مختلف این موضوع میپردازیم.
درخشش جوانان در تیم تارتار؛ الگویی که قلعهنویی نادیده میگیرد
مهدی تارتار از زمان حضور در پرسپولیس، همواره به عنوان مربیای شناخته شده که به جوانان اعتماد میکند و به آنها فرصت بازی میدهد. در فصل جاری، او بارها بازیکنان جوانی مانند پویا شهرآبادی و محمدحسین صادقی را در دقایق حساس به میدان فرستاده و آنها با گلزنی یا عملکرد مؤثر، پاسخ اعتماد او را دادهاند. شهرآبادی پیش از این نیز با گلزنی در دقایق پایانی، لیاقت خود را اثبات کرده بود و حالا صادقی نیز با گل سوم برابر مس شهر بابک، نام خود را بر سر زبانها انداخته است. این در حالی است که تارتار حتی به یک بازیکن ۱۷ ساله نیز میدان داده و نشان داده که سن و سال برای او ملاک نیست، بلکه کیفیت و تلاش در تمرینات تعیینکننده است. به نظر میرسد این رویکرد باعث شده تا تمام جوانان تیم احساس کنند که شانس بازی دارند و برای گرفتن فرصتهای اندک با تمام وجود تلاش کنند.
از سوی دیگر، امیر قلعهنویی در سه سال اخیر بارها بر این نکته تأکید کرده که بازیکن جوان به درد بخوری در لیگ برتر نمیبیند و به همین دلیل از دعوت چهرههای جدید به تیم ملی خودداری کرده است. او تنها چند نفر معدود مانند دانیال ایری، امیرمحمد رزاقینیا و امیرحسین محمودی را دعوت کرده و آنها را معمولاً روی نیمکت نگه داشته تا میانگین سنی تیم ملی را پایین بیاورد. این سیاست در حالی است که در فصل جاری لیگ برتر، تیمهایی مثل استقلال، سپاهان و حتی فجر سپاسی و آلومینیوم اراک نیز به جوانان میدان میدهند و نتایج خوبی هم گرفتهاند. تنها تراکتور است که همچنان به سبک قلعهنویی وفادار مانده و بازیکنان مسن را ترجیح میدهد. بنابراین، به نظر میرسد ادعای قلعهنویی درباره نبود استعداد جوان در لیگ برتر چندان قابل دفاع نیست و عملکرد تارتار و دیگر مربیان جوانگرا این ادعا را به چالش میکشد.
محمودی در سایه ملیپوش بودن؛ فرصتهایی که هدر میرود
امیرحسین محمودی، بازیکن جوان پرسپولیس که به دلیل دعوت به تیم ملی، از اعتبار و فرصت بیشتری نسبت به سایر همسن و سالانش برخوردار است، در بازی مقابل مس شهر بابک همزمان با محمدحسین صادقی وارد زمین شد. اما برخلاف صادقی که موفق به گلزنی شد، محمودی نتوانست هیچ صحنه تأثیرگذاری از خود به نمایش بگذارد و در دقایق حضورش، عملاً در جریان بازی گم شد. این عملکرد ضعیف در حالی است که او در بازیهای قبلی نیز نتوانسته بود تأثیر چشمگیری در حملات یا گلهای پرسپولیس داشته باشد و به نظر میرسد صرفاً به خاطر ملیپوش بودن، فرصت بازی بیشتری نسبت به دیگر جوانان دریافت میکند. برخی کارشناسان معتقدند این رویکرد میتواند به بیانگیزگی سایر استعدادهای جوان و ایجاد حس تبعیض در تیم منجر شود، چرا که بازیکنانی مانند صادقی با وجود عملکرد درخشان، هنوز شانس دعوت به تیم ملی را پیدا نکردهاند.
محمودی در فصل نیمهکاره قبل چند بازی خوب انجام داد و همین باعث شد تا قلعهنویی او را به تیم ملی دعوت کند، اما از آن زمان به بعد، روند پیشرفت او متوقف شده و حتی در پرسپولیس نیز جایگاه ثابتی ندارد. در مقابل، صادقی با وجود اینکه در دقیقه ۸۵ به بازی آمد، در همان فرصت کوتاه توانست گل بزند و نشان دهد که اگر فرصت بیشتری داشته باشد، میتواند به مهرهای کلیدی تبدیل شود. این مقایسه، پرسشی جدی را مطرح میکند: آیا قلعهنویی باید به جای تمرکز بر چند نام محدود، نگاه گستردهتری به جوانان درخشنده لیگ برتر داشته باشد؟ به نظر میرسد پاسخ مثبت است، زیرا تیم ملی برای آینده نیاز به خون تازه دارد و نمیتواند تنها به چند بازیکن که شاید در سطح باشگاهی هم عملکرد قابل قبولی ندارند، بسنده کند. درخشش جوانانی مانند صادقی و شهرآبادی در تیم تارتار، نشاندهنده ظرفیت بالای لیگ برتر است که اگر مورد توجه قرار نگیرد، ممکن است به تدریج از دست برود.
پیامدهای آینده؛ ضرورت تغییر رویکرد در تیم ملی
با توجه به نتایج ضعیف تیم ملی در جام جهانی و اختلافات به وجود آمده، امیر قلعهنویی از هفته نهم لیگ برتر حاضر شده تا بازیها را از نزدیک تماشا کند. این تغییر رفتار نشان میدهد که او تحت فشار افکار عمومی و رسانهها قرار گرفته و شاید به دنبال یافتن چهرههای جدید باشد. با این حال، اگر او همچنان بر سیاست قبلی خود اصرار ورزد و تنها به بازیکنانی مانند محمودی که در باشگاه هم عملکرد درخشانی ندارند، بسنده کند، احتمالاً انتقادات بیشتری را متوجه خود خواهد کرد. در مقابل، مربیانی مانند تارتار با اعتماد به جوانان، نه تنها به تیم باشگاهی خود کمک کردهاند، بلکه زمینهساز رشد استعدادهایی شدهاند که میتوانند در آینده به تیم ملی کمک کنند. بنابراین، به نظر میرسد زمان آن رسیده که قلعهنویی از الگوی تارتار و دیگر مربیان جوانگرا درس بگیرد و دروازههای تیم ملی را به روی تمام جوانان درخشنده لیگ برتر باز کند.
در مجموع، عملکرد درخشان محمدحسین صادقی و سایر جوانان در تیم تارتار، در حالی که امیرحسین محمودی نتوانسته انتظارات را برآورده کند، نشاندهنده یک واقعیت مهم است: استعداد جوان در لیگ برتر فراوان است، اما نیاز به فرصت و اعتماد دارد. اگر قلعهنویی به جای تمرکز بر چند نام محدود، نگاه خود را گسترش دهد و به بازیکنانی که در باشگاههایشان میدرخشند بها دهد، میتواند تیم ملی را برای دهه آینده بسازد. در غیر این صورت، ممکن است شاهد از دست رفتن نسل طلایی فوتبال ایران باشیم. امید است که سرمربی تیم ملی با درس گرفتن از تجربه تارتار، در دعوتهای آینده خود تجدید نظر کند و به جوانان شایسته میدان دهد.
در حال بارگذاری نظرات...