آخرین اخبار
مشرق شبکه های اجتماعی ۱۴۰۵/۰۷/۲۷

اعتراف سنگین یک استاد دانشگاه جانز هاپکینز؛ راز شکست ناپذیری ایران در برابر آمریکا فاش شد!

اعتراف سنگین یک استاد دانشگاه جانز هاپکینز؛ راز شکست ناپذیری ایران در برابر آمریکا فاش شد!

به گزارش تیترستان؛ در حالی که تحلیلگران سیاسی و رسانه‌های بین‌المللی طی ماه‌های اخیر بارها از افزایش تنش‌ها میان ایران و آمریکا و پیامدهای گسترده آن در سطح منطقه و جهان سخن گفته‌اند، اظهارات تازه «ولی نصر» استاد برجسته دانشگاه جانز هاپکینز و از چهره‌های شناخته‌شده در حوزه مطالعات خاورمیانه، بار دیگر بحث‌های داغی را در محافل سیاسی و رسانه‌ای به راه انداخته است. این اظهارات که از طریق کانال تلگرامی IranicTV منتشر شده، به روشنی به موضوعی اشاره دارد که به باور بسیاری از ناظران، کمتر در رسانه‌های اصلی غربی به آن پرداخته می‌شود: افول جایگاه ابرقدرتی آمریکا در برابر مقاومت ایران و تغییر معادلات قدرت در نظام بین‌الملل. ولی نصر معتقد است که ترامپ به خوبی می‌داند ایرانی‌ها به شکلی در برابر او ایستاده‌اند که تاکنون هیچ کشور دیگری، چه دوست و چه دشمن، چنین نکرده است و او نتوانسته ایران را شکست دهد. این اعتراف صریح از سوی یک تحلیلگر ارشد آمریکایی، پرسش‌های مهمی را درباره آینده نظم جهانی و توانایی واشنگتن برای پیشبرد اهدافش در غرب آسیا مطرح می‌کند.

شکست پروژه فشار حداکثری و ناتوانی واشنگتن در برابر تهران

ولی نصر در اظهارات خود تأکید کرده است که ترامپ با وجود به کارگیری تمام ابزارهای فشار اقتصادی، سیاسی و نظامی، نتوانسته است ایران را به زانو درآورد و این شکست نه تنها در سطح دوجانبه، بلکه در سطح بین‌المللی نیز اعتبار آمریکا را به شدت خدشه‌دار کرده است. به گفته این استاد دانشگاه، اعتبار ابرقدرتی آمریکا اکنون در برابر متحدان سنتی واشنگتن نظیر کشورهای اروپایی، کره جنوبی و تایوان و همچنین رقبای بزرگ آن مانند روسیه و چین زیر سؤال رفته است. این وضعیت نشان می‌دهد که سیاست‌های خصمانه واشنگتن علیه تهران نه تنها به هدف اعلامی خود یعنی تغییر رفتار ایران نرسیده، بلکه به بهای تضعیف جایگاه خود آمریکا در نظام جهانی تمام شده است. کارشناسان معتقدند که این اعتراف، نقطه عطفی در تحلیل‌های راهبردی از تحولات غرب آسیا محسوب می‌شود و می‌تواند مبنای بازنگری در سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران قرار گیرد.

از سوی دیگر، روی آوردن آمریکا از جنگ مستقیم به جنگ نیابتی را می‌توان نشانه‌ای از درک این واقعیت دانست که رویارویی مستقیم با ایران برای واشنگتن هزینه‌های غیرقابل تحملی دارد. در همین چارچوب، برخی تحلیلگران به اظهارات «جفری ساکس» اقتصاددان و تحلیلگر برجسته آمریکایی اشاره می‌کنند که تصریح کرده است آمریکا نمی‌تواند ایران را شکست دهد. این اظهارات در کنار سخنان ولی نصر، تصویری از یک اجماع نسبی در میان نخبگان فکری آمریکایی به دست می‌دهد که بر ناکامی راهبردهای تقابلی واشنگتن در قبال تهران صحه می‌گذارد. به باور ناظران، این وضعیت می‌تواند زمینه‌ساز تغییر رویکرد آمریکا در قبال ایران در ماه‌های آینده شود، هرچند که مقامات کاخ سفید تاکنون به طور رسمی به این ارزیابی‌ها واکنشی نشان نداده‌اند.

بازتاب گسترده در رسانه‌ها و تحلیل‌های جهانی؛ از فوکویاما تا ظریف

اظهارات ولی نصر تنها بخشی از موج گسترده‌ای از تحلیل‌ها و موضع‌گیری‌هاست که طی روزهای اخیر در رسانه‌های بین‌المللی منتشر شده و همگی بر افول جایگاه آمریکا در جهان و ناتوانی آن در مدیریت بحران‌های منطقه‌ای تأکید دارند. «فرانسیس فوکویاما» نظریه‌پرداز مشهور آمریکایی در تازه‌ترین اظهارات خود گفته است که «مارکو روبیو» سناتور جمهوری‌خواه به دنبال توجیه سیاست‌های متناقض ترامپ است و تغییر مکرر اهداف ترامپ در قبال ایران و سایر مسائل، گویای هرج و مرج در تصمیم‌گیری آمریکاست. همچنین «محمدجواد ظریف» وزیر خارجه پیشین ایران در واکنش به این تحولات تأکید کرده است که ایران ماندگارتر از امپراتوری رو به افول آمریکا خواهد بود. این مواضع در کنار افزایش بی‌سابقه نفرت از رژیم اسرائیل در جهان، نشان‌دهنده تغییرات عمیقی است که در افکار عمومی جهانی و در میان نخبگان سیاسی در حال وقوع است.

در همین حال، رسانه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی نیز به طور گسترده به بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران پرداخته‌اند. گزارش‌ها حاکی از آن است که در این جنگ، برخی کشورها متحمل خسارات سنگینی شده‌اند و حتی مقامات اروپایی مانند «ماکرون» رئیس‌جمهور فرانسه افزایش قیمت سوخت را به دلیل جنگ علیه ایران دانسته‌اند. همچنین «قطر» هشدار داده است که شوک‌های انرژی ناشی از جنگ علیه ایران هنوز به اوج نرسیده است. این اظهارات نشان می‌دهد که پیامدهای تقابل با ایران نه تنها دامن آمریکا، بلکه متحدان غربی و منطقه‌ای آن را نیز گرفته است و هزینه‌های این противостояние برای اقتصاد جهانی در حال افزایش است. در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد که افول ابرقدرتی آمریکا نه یک ادعای تبلیغاتی، بلکه واقعیتی است که حتی نخبگان فکری خود این کشور نیز به آن اذعان دارند.

پیامدهای راهبردی برای آینده نظم جهانی و منطقه

افول اعتبار ابرقدرتی آمریکا در پی ناکامی در برابر ایران، پیامدهای عمیقی برای آینده نظم جهانی و معادلات قدرت در منطقه غرب آسیا دارد. از یک سو، متحدان سنتی واشنگتن در اروپا و آسیای شرقی نظیر کره جنوبی و تایوان اکنون با تردید بیشتری به تضمین‌های امنیتی آمریکا می‌نگرند و این موضوع می‌تواند به بازآرایی اتحادهای راهبردی در سطح جهان منجر شود. از سوی دیگر، رقبای بزرگ آمریکا یعنی روسیه و چین، با رصد دقیق این تحولات، در صدد تثبیت جایگاه خود در نظام بین‌الملل برآمده‌اند. در همین ارتباط، «ولادیمیر پوتین» رئیس‌جمهور روسیه پیشنهاد برگزاری نشست سه‌جانبه با ترامپ و «شی جین‌پینگ» رهبر چین را مطرح کرده است؛ اقدامی که نشان‌دهنده تمایل مسکو و پکن برای ایفای نقش فعال‌تر در مدیریت بحران‌های جهانی و به چالش کشیدن هژمونی آمریکاست. همچنین نخست‌وزیر چین در دیدار با «محمدباقر قالیباف» رئیس مجلس ایران، از آمادگی پکن برای تقویت همکاری با تهران خبر داده است که خود گویای جابه‌جایی تدریجی مرکز ثقل قدرت در جهان است.

در سطح منطقه‌ای نیز، تحولات یمن و بازگشت امارات به جنگ و همچنین حمله توپخانه‌ای عربستان به شمال یمن، نشان‌دهنده پیچیدگی بیشتر بحران‌ها و ناتوانی آمریکا در کنترل متحدانش است. در همین حال، «بنی سلمان» ولیعهد عربستان با خطراتی از درون ریاض مواجه است که به باور تحلیلگران، خطر آن از سوی صنعا کمتر نیست. از سوی دیگر، کنترل تنگه هرمز توسط ایران به عنوان یک برگ برنده راهبردی، می‌تواند تهران را به یکی از مراکز قدرت جهانی تبدیل کند و معادلات انرژی جهان را به نفع خود تغییر دهد. در مجموع، به نظر می‌رسد که افول ابرقدرتی آمریکا و ناتوانی آن در شکست ایران، نقطه عطفی در تاریخ روابط بین‌الملل است که پیامدهای آن در سال‌های آینده بیش از پیش آشکار خواهد شد. کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند که در چنین فضایی، ایران با تکیه بر توانمندی‌های دفاعی و راهبردی خود، می‌تواند قدرتمندتر از قبل از جنگ از این مرحله عبور کند و نقش تعیین‌کننده‌ای در معماری تازه قدرت در جهان ایفا نماید.

مطالعه در منبع اصلی
اشتراک‌گذاری
نظرات

در حال بارگذاری نظرات...