واکنش جنجالی زیدآبادی به حضور لاوروف در تهران؛ «شر» را باید بپذیریم؟

به گزارش تیترستان؛ در حالی که سفر سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، به تهران در کانون توجه رسانهها و تحلیلگران سیاسی قرار گرفته است، احمد زیدآبادی، فعال سیاسی و تحلیلگر اصلاحطلب، با انتشار یادداشتی در صفحه شخصی خود به این سفر واکنش نشان داد و آن را از زاویهای متفاوت ارزیابی کرد. زیدآبادی که پیشتر نیز در خصوص سیاست خارجی و روابط ایران و آمریکا مواضعی انتقادی اتخاذ کرده بود، این بار با اشاره به احتمال میانجیگری مسکو برای پایان دادن به تنشها میان تهران و واشنگتن، چنین فرصتی را غنیمت شمرده و خواستار استقبال تصمیمگیران کشور از هر طرحی در این زمینه شده است. او در بخشی از اظهارات خود تأکید کرد که شخصاً آرزو میکرد روسها از این مناقشه دور نگه داشته شوند و ایران و آمریکا خودشان راهی معقول و متوازن برای رفع خصومت پیدا کنند، اما حال که ناتوانی دو طرف اصلی در رفع تشنج آشکار شده، دخالت روسها میتواند فرصتی برای دیپلماسی محسوب شود. این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که سفر لاوروف به تهران و دیدار او با مقامات ارشد ایرانی، از جمله مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، بازتاب گستردهای در رسانههای داخلی و خارجی داشته و گمانهزنیها درباره مأموریت پنهان او را افزایش داده است.
زیدآبادی: دخالت روسها شر است اما شر کوچکتر!
احمد زیدآبادی در یادداشت خود با اشاره به سابقه بیاعتمادی به روسیه و نقش این کشور در تحولات منطقه، صراحتاً دخالت روسها را «شر» توصیف کرده است. او معتقد است که حضور روسیه در معادلات مربوط به تنشهای ایران و آمریکا، به خودی خود مطلوب نیست و میتواند پیامدهای منفی برای منافع ملی کشور داشته باشد. با این حال، این تحلیلگر سیاسی با اتخاذ رویکردی عملگرایانه، استدلال میکند که در شرایط کنونی و با توجه به خطر وقوع دوباره جنگ، پذیرش این «شر» به مراتب بهتر از تداوم درگیریها و بروز فاجعهای بزرگتر است. او این منطق را با عبارت «شر کوچکتر در برابر شر بیشتر» توصیف کرده و آن را اقتضای عقل سلیم دانسته است. زیدآبادی در ادامه با لحنی کنایهآمیز افزوده است: «البته اگر اثری از عقل سلیم باقی مانده باشد!» این جمله نشاندهنده ناامیدی او از عملکرد تصمیمگیران و فضای سیاسی حاکم است. به نظر میرسد او نگران آن است که فرصت پیشآمده برای کاهش تنشها، به دلیل بیتوجهی یا لجاجت برخی جریانهای سیاسی از دست برود.
این اظهارات زیدآبادی در حالی بیان میشود که طی هفتههای گذشته، تنشها میان ایران و آمریکا بر سر مسائل مختلف از جمله برنامه هستهای، حضور نظامی در منطقه و تحریمها شدت گرفته است. در چنین شرایطی، سفر وزیر خارجه روسیه به تهران و احتمال ارائه طرحی برای میانجیگری، میتواند به عنوان یک تحول مهم در عرصه دیپلماسی تلقی شود. زیدآبادی با اشاره به ناتوانی دو طرف اصلی مناقشه در حل و فصل اختلافات، نقشآفرینی روسیه را به عنوان یک میانجی بالقوه، هرچند با اکراه، میپذیرد. او در واقع با این استدلال که «حال که ناتوانی دو طرف آشکار شده است»، سعی در توجیه پذیرش نقش روسیه دارد. این موضعگیری او ممکن است با واکنشهای متفاوتی از سوی طیفهای مختلف سیاسی مواجه شود؛ گروهی آن را واقعگرایانه و گروهی دیگر آن را تسلیم در برابر قدرتهای خارجی تفسیر کنند.
مأموریت لاوروف در تهران؛ میانجیگری یا پیگیری منافع مسکو؟
سفر سرگئی لاوروف به تهران در حالی انجام میشود که رسانههای مختلف از دیدار او با مقامات بلندپایه ایرانی از جمله مسعود پزشکیان خبر دادهاند. بر اساس گزارشها، محور اصلی رایزنیها درباره آینده همکاریهای ایران و روسیه و نیز تحولات منطقهای بوده است. اما در پس این دیدارها، گمانهزنیها درباره مأموریت اصلی لاوروف افزایش یافته است. برخی تحلیلگران معتقدند که روسیه به دنبال ایفای نقش میانجی میان ایران و آمریکا برای پایان دادن به تنشهاست، چرا که مسکو نگران تأثیر instability در منطقه بر منافع خود است. از سوی دیگر، برخی دیگر بر این باورند که روسیه بیشتر به دنبال تأمین منافع خود و حفظ متحدانش در منطقه است و استفاده ابزاری از کارت ایران در برابر غرب را در دستور کار دارد. در همین راستا، زیدآبادی نیز با اشاره به احتمال حامل بودن طرحی برای پایان جنگ، بر لزوم استقبال از آن تأکید کرده است. او ظاهراً بر این باور است که اگر روسیه واقعاً به دنبال کاهش تنش باشد، میتوان از این فرصت برای جلوگیری از درگیری نظامی استفاده کرد.
در همین حال، خبرگزاریها از پیام مهم روسیه به ایران در میانه تنشها خبر دادهاند و لاوروف از ادامه ارسال محمولهها به ایران خبر داده است. این موضوع نشان میدهد که روابط تهران و مسکو در ابعاد مختلف، از جمله همکاریهای نظامی و فنی، در جریان است. اما سؤال اصلی اینجاست که آیا روسیه میتواند نقش یک میانجی بیطرف را ایفا کند یا آنکه خود بخشی از معادلات قدرت است و منافعش با ایران کاملاً همسو نیست. زیدآبادی با درک این پیچیدگی، دخالت روسها را «شر» میداند اما آن را در مقایسه با جنگ، کمتر مضر میشمارد. او در واقع با این استدلال، سعی در ایجاد فضایی برای پذیرش واقعگرایانه نقش روسیه در دیپلماسی منطقهای دارد. این در حالی است که منتقدان ممکن است بگویند چنین رویکردی میتواند به وابستگی بیشتر ایران به روسیه منجر شود و در بلندمدت هزینههای سنگینی برای کشور داشته باشد.
پیامدهای آینده و اهمیت تحلیل زیدآبادی در فضای سیاسی
اظهارات احمد زیدآبادی درباره سفر لاوروف و نقش روسیه در میانجیگری، از چند جهت حائز اهمیت است. نخست آنکه او به عنوان یک چهره اصلاحطلب که همواره بر تعامل با جهان و حل و فصل مسالمتآمیز اختلافات تأکید کرده، این بار نیز بر ضرورت استفاده از فرصتهای دیپلماتیک برای جلوگیری از جنگ تأکید میکند. این موضعگیری میتواند در فضای سیاسی داخلی ایران، به ویژه در میان حامیان دولت و جریانهای معتدل، بازتاب داشته باشد و بر تصمیمگیریهای کلان کشور تأثیر بگذارد. دوم آنکه زیدآبادی با طرح مفهوم «شر کوچکتر»، سعی در شکستن تابوی مخالفت با هرگونه نقشآفرینی روسیه در معادلات ایران و آمریکا دارد. او در واقع میخواهد بگوید که در شرایط اضطراری، باید دست به انتخابهای سخت زد و از آرمانگرایی صرف پرهیز کرد. این رویکرد عملگرایانه، هرچند ممکن است با انتقاد تندروها مواجه شود، اما میتواند زمینهساز بحثهای جدی در مورد راهبرد ملی شود.
از سوی دیگر، سفر لاوروف به تهران و اظهارات مقامات روسی درباره ادامه ارسال محمولهها، نشاندهنده عمق روابط دو کشور در حوزههای مختلف است. این روابط در شرایط تحریمهای غرب علیه ایران و روسیه، به شکل فزایندهای گسترش یافته و به نوعی همپیمانی راهبردی تبدیل شده است. اما این همپیمانی برای ایران هم فرصت است و هم تهدید. فرصت از این جهت که میتواند در برابر فشارهای غرب، به ویژه آمریکا، به عنوان یک اهرم فشار عمل کند و تهدید از این جهت که ممکن است ایران را در مسیری قرار دهد که بیش از پیش به روسیه وابسته شود و در صورت تغییر منافع مسکو، آسیبپذیر گردد. زیدآبادی با هوشمندی به این پیچیدگی اشاره کرده و دخالت روسها را نه به عنوان یک راهحل ایدهآل، بلکه به عنوان یک واقعیت تلخ اما قابل قبول در مقایسه با جنگ، مطرح میکند. او در پایان یادداشت خود با کنایهای تلخ میپرسد: «آیا اثری از عقل سلیم باقی مانده است؟» این پرسش، در حقیقت فراخوانی است به تصمیمگیران برای اندیشیدن به عواقب جنگ و اولویت دادن به منافع ملی بر تعصبات ایدئولوژیک. در مجموع، اظهارات زیدآبادی را میتوان تلاشی برای باز کردن فضای گفتوگو در مورد نقش روسیه در دیپلماسی منطقهای و ضرورت پرهیز از جنگ دانست؛ موضوعی که در هفتههای آینده و با ادامه سفرهای دیپلماتیک، احتمالاً بیش از پیش مورد توجه قرار خواهد گرفت.
در حال بارگذاری نظرات...