راز شگفتانگیز گرگها درباره ترس انسان؛ آیا سگها این توانایی را از آنها به ارث بردهاند؟

به گزارش تیترستان؛ پژوهشی تازه نشان میدهد که گرگها نیز مانند سگها میتوانند بوی ترس انسان را تشخیص دهند و رفتارشان را بر اساس آن تغییر دهند. این یافته که در نشریه Animal Cognition منتشر شده، حاکی از آن است که حساسیت به نشانههای شیمیایی عواطف انسانی ممکن است پیش از اهلیشدن سگها در اجداد مشترک آنها شکل گرفته باشد. پژوهشگران برای بررسی این فرضیه، نمونه عرق ۱۰ نفر را بلافاصله پس از تماشای یک مستند آرامشبخش درباره طبیعت یا تماشای فیلم ترسناک جمعآوری کردند و سپس آن را در معرض ۱۱ سگ و ۸ گرگ قرار دادند. همه حیوانات در اسارت متولد شده و به انسان عادت داشتند. در هر آزمایش، دو نمونه عرق به حیوانات ارائه شد: یکی متعلق به فردی که فیلم ترسناک دیده بود و دیگری متعلق به فردی که مستند طبیعت تماشا کرده بود. پژوهشگران با این روش واکنش حیوانات به بوی مرتبط با ترس را با واکنش به بوی خنثی مقایسه کردند.
واکنش مشابه سگها و گرگها به بوی ترس
نتایج این آزمایش نشان داد که سگها و گرگها هنگام انتخاب نمونه برای بوکشیدن ترجیح مشخصی نشان ندادند؛ اما بوی مرتبط با ترس، رفتار هر دو گروه را به شکل مشابهی تغییر داد. در این شرایط، حیوانات زمان کمتری را در نزدیکی نمونههای عرق سپری کردند و زمان بیشتری را به تماشای مراقبان خود گذراندند. پژوهشگران میگویند: «واکنش سگها و گرگها پس از استشمام بوی ترس، در مقایسه با بوی خنثی، تقریباً در تمام رفتارهای بررسیشده مشابه بود.» این شباهت چشمگیر نشان میدهد که مکانیسم تشخیص بوی ترس در هر دو گونه احتمالاً ریشه مشترکی دارد و صرفاً حاصل اهلیسازی نیست. به عبارت دیگر، سگها ممکن است این توانایی را از نیاکان وحشی خود به ارث برده باشند و اهلیشدن تنها آن را تقویت کرده باشد.
پیش از این، پژوهشها نشان داده بودند که استشمام بوی عرق انسان در شرایط مرتبط با ترس میتواند بر رفتار سگها تأثیر بگذارد و حتی ضربان قلب آنها را افزایش دهد. از آنجایی که این واکنش در تولهسگها و سگهای بالغ مشاهده شده است، پژوهشگران احتمال میدهند حساسیت به این نشانههای شیمیایی تا حدی ریشه ژنتیکی داشته باشد و صرفاً حاصل آموزش یا زندگی در کنار انسان نباشد. این یافتهها با این ایده که سگها در طول هزاران سال همزیستی با انسان، توانایی درک عواطف انسانی را تکامل دادهاند، سازگار است. اما پرسش اصلی اینجاست که آیا این توانایی در جریان اهلیشدن سگها پدید آمده یا از پیش در اجداد وحشی نیز وجود داشته است.
آزمایشی برای مقایسه سگهای اهلی و گرگهای اسیر
برای پاسخ به این پرسش، پژوهشگران آزمایشی طراحی کردند که در آن ۱۱ سگ و ۸ گرگ شرکت داشتند. همه این حیوانات در اسارت متولد شده و پرورش یافته بودند؛ بنابراین به انسانها عادت داشتند و رفتارشان تحت تأثیر وحشت از انسان قرار نمیگرفت. در هر آزمایش، دو نمونه عرق به حیوانات ارائه شد: یکی متعلق به فردی که فیلم ترسناک تماشا کرده بود و دیگری متعلق به فردی که مستند طبیعت دیده بود. پژوهشگران با این روش واکنش حیوانات به بوی مرتبط با ترس را با واکنش به بوی خنثی مقایسه کردند. نکته مهم این است که حیوانات هیچ ترجیحی برای بوکشیدن یکی از نمونهها نشان ندادند، اما رفتارشان پس از استشمام بوی ترس تغییر کرد. این تغییر رفتار شامل کاهش زمان ماندن در نزدیکی منبع بو و افزایش زمان توجه به مراقبان بود.
پژوهشگران تأکید میکنند که این واکنش مشابه در سگها و گرگها نشان میدهد که اهلیشدن احتمالاً تنها عامل شکلگیری حساسیت سگها به نشانههای شیمیایی عواطف انسان نیست. با این حال، آنها به محدودیت مهمی نیز اشاره میکنند: گرگهای شرکتکننده در این مطالعه در اسارت و در تعامل با انسان پرورش یافته بودند، بنابراین نمیتوان نتایج را به گرگهای وحشی تعمیم داد. به گفته پژوهشگران، این ادعا درباره رفتار گرگهای وحشی مطرح نشده است، بلکه نشان میدهد سگها و گرگها در شرایط زیستی یکسان، حساسیت مشابهی به بوی ترس انسان دارند. این یافته میتواند سرنخ مهمی برای درک تکامل ارتباط بین انسان و سگ باشد.
پیامدهای تکاملی و اهمیت این کشف
این پژوهش پنجره جدیدی به روی درک ما از تکامل ارتباطات بینگونهای باز میکند. اگر گرگها نیز بتوانند بوی ترس انسان را تشخیص دهند، این احتمال وجود دارد که این توانایی در اجداد مشترک سگها و گرگها شکل گرفته باشد و سپس در سگها در طول اهلیسازی تقویت شده باشد. بسیاری از جانوران احتمالاً میتوانند علائم ارتباطی ظریف و ناخودآگاه انسان را دریافت کنند. به عنوان مثال، میدانیم که سگها علاوه بر دریافت نشانههای عاطفی از حالت چهره و رفتار ما، بوی بدن انسان را نیز احساس میکنند و این بو میتواند بر واکنشهای آنها اثر بگذارد. پژوهشهای قبلی نشان داده بود که سگها ترس ما را حس میکنند، اما اکنون مشخص شده که این توانایی منحصر به سگهای اهلی نیست.
از منظر تکاملی، تشخیص بوی ترس در انسان میتوانست برای گرگها نیز مزیت داشته باشد، زیرا به آنها کمک میکرد تا خطر را ارزیابی کنند یا رفتار طعمه را پیشبینی کنند. با این حال، برای تأیید این فرضیه، پژوهشهای بیشتری لازم است، به ویژه مطالعاتی که روی گرگهای وحشی انجام شود. همچنین باید بررسی شود که آیا سایر حیوانات وحشی نیز چنین توانایی دارند یا خیر. این مطالعه گام مهمی در جهت درک چگونگی تکامل حساسیت به نشانههای شیمیایی عواطف انسانی است و نشان میدهد که این توانایی ممکن است بسیار قدیمیتر از آنچه تصور میکردیم باشد. در نهایت، این یافتهها میتواند به درک بهتر رابطه بین انسان و حیوانات کمک کند و پرسشهای جدیدی را برای پژوهشهای آینده مطرح کند.
در حال بارگذاری نظرات...