آخرین اخبار
همشهری آنلاین فرهنگی ۱۴۰۵/۰۷/۲۷

اعتراف عجیب فیلمبردار برنده اسکار: هنوز نمی‌دانم فیلم‌برداری چیست!

اعتراف عجیب فیلمبردار برنده اسکار: هنوز نمی‌دانم فیلم‌برداری چیست!

به گزارش تیترستان؛ راجر دیکینز، فیلمبردار برنده جایزه اسکار که تصاویرش به شکل‌گیری زبان بصری سینمای معاصر کمک کرده‌اند، در مصاحبه‌ای تازه اعتراف کرده است که هنوز نمی‌تواند به‌روشنی توضیح دهد فیلم‌برداری چیست. او که آثاری چون «جایی برای پیرمردها نیست»، «بلید رانر ۲۰۴۹» و «۱۹۱۷» را در کارنامه دارد، در خیابان‌های تورین همراه با همسر و شریک خلاقش، جیمز الیس دیکینز، قدم می‌زد که به یاد جورجو دِ کیریکو، نقاش ایتالیایی، افتاد. دیکینز از میدان‌های وسیع، گذرگاه‌های طولانی و ترکیب‌های نامتعارف نور و سایه در این شهر الهام می‌گیرد و همان‌طور که قدم می‌زد، داشت این ارتباط را کشف می‌کرد. این تجربه با روحیه مردی سازگار است که بخش بزرگی از زندگی‌اش را صرف تماشای جهان کرده، اما هنوز نمی‌تواند به‌روشنی بگوید دقیقاً چگونه به آن نگاه می‌کند.

فیلم‌برداری؛ هنری که نمی‌توان تعریفش کرد

دیکینز در بخشی از این گفتگو می‌گوید: «چند روز پیش کسی از من پرسید فیلم‌بردار چیست. راستش، هنوز هم نمی‌توانم به این سؤال جواب بدهم.» این اعتراف از سوی کسی که آثارش بارها تحسین و تحلیل شده‌اند، غیرمعمول به نظر می‌رسد. اما از نگاه دیکینز، فیلم‌برداری بیش از آنکه تابع یک روش مشخص باشد، به شرایط هر داستان و افرادی بستگی دارد که آن را روایت می‌کنند. او تأکید می‌کند: «آنچه اهمیت دارد، واکنش عاطفی شما به چیزهاست.» می‌توان درباره جنبه‌های فنی صحبت کرد، اما تصمیم‌هایی که در نهایت شکل یک تصویر را تعیین می‌کنند، از چیزی سرچشمه می‌گیرند که توضیح‌دادنش آسان نیست. این فیلمبردار برنده اسکار معتقد است که فیلم‌برداری ترکیبی از تجربه، شهود و ارتباط انسانی است و نمی‌توان آن را در قالب یک فرمول یا دستورالعمل خلاصه کرد.

شاید رابطه دیکینز با نگاه‌کردن، در ابتدا ریشه‌ای شخصی داشته است. او که در شهر ساحلی تورکی در جنوب انگلستان به دنیا آمده، در جوانی دریافت که دوربین می‌تواند به او اعتمادبه‌نفس بدهد؛ راهی برای نزدیک‌شدن به جهانی که همیشه در آن احساس راحتی نمی‌کرد. او به یاد می‌آورد: «تا حدی پشت دوربین پنهان می‌شدم. اعتمادبه‌نفس داشتم، چون چیزی بین من و واقعیت قرار گرفته بود.» آن زمان به‌سختی می‌توانست تصور کند که دوربین او را به کجا خواهد رساند. تنها سال‌ها بعد بود که توانست اهمیت تجربه‌هایی را درک کند که هنگام وقوع، معنای چندانی برایش نداشتند. او می‌پرسد: «اگر چیزی را تجربه نکرده باشید، اصلاً چه چیزی برای ارائه دارید؟» این پرسش نشان می‌دهد که برای دیکینز، فیلم‌برداری فراتر از یک حرفه، راهی برای زیستن و درک جهان است.

تجربه زیسته؛ سوخت اصلی خلق تصویر

این باور را با همسرش، الیس دیکینز، شریک خلاق همیشگی‌اش، نیز سهیم است؛ کسی که از زمان آشنایی‌شان در جریان ساخت فیلم «تندر دل» به کارگردانی مایکل آپتد، در پروژه‌های او حضور داشته است. از نظر الیس، تجربه صرفاً مجموعه‌ای از تصاویر و ارجاعات بصری در اختیار فیلم‌ساز نمی‌گذارد، بلکه راه‌های متفاوتی برای درک شخصیت‌ها و جزئیات داستان فراهم می‌کند. او می‌گوید: «اگر قرار است داستانی تعریف کنید، تجربه‌های گوناگون به شما دیدگاه‌های متفاوتی می‌دهند. در نتیجه می‌توانید چیزهای بیشتری به داستان اضافه کنید.» این زوج هنری معتقدند که فیلم‌ساز باید دنیا را با تمام پیچیدگی‌هایش تجربه کند تا بتواند تصویری صادقانه و تأثیرگذار خلق کند. به گفته آن‌ها، تجربه‌های زیسته، منبع اصلی الهام و خلاقیت در فیلم‌برداری هستند و بدون آن‌ها، تصاویر تنها تکرار کلیشه‌های پیشین خواهند بود.

دیکینز نگران است که سینما بیش از اندازه به درون خودش نگاه کند و فیلم‌سازان عمدتاً از فیلم‌های دیگر الهام بگیرند. او درباره ارجاع به آثار سینمایی پیشین می‌گوید: «به‌ندرت، اگر اصلاً چنین کاری بکنم، از این روش استفاده می‌کنم. شما همه چیزهایی را که در زندگی تجربه کرده‌اید، با خود به یک اثر می‌آورید.» این نگرانی از آنجا ناشی می‌شود که به باور دیکینز، سینما اگر تنها به خودش رجوع کند، به تدریج خلاقیت و اصالت خود را از دست می‌دهد. او تأکید می‌کند که فیلم‌ساز باید به جهان بیرون، به مردم، به طبیعت و به تجربه‌های انسانی توجه کند تا بتواند تصاویری بدیع و ماندگار بیافریند. پادکست «تیم دیکینز» که این زوج اجرا می‌کنند، اغلب به مسیرهای متنوعی می‌پردازد که افراد را به فیلم‌سازی رسانده‌اند؛ همان‌طور که برای ساخت یک تصویر خوب فرمولی قطعی وجود ندارد، مسیر واحدی هم برای ورود به این حرفه در کار نیست.

پیامدهای آینده؛ درس‌هایی برای نسل جدید فیلم‌سازان

اعتراف راجر دیکینز مبنی بر اینکه هنوز نمی‌تواند فیلم‌برداری را توضیح دهد، در حالی مطرح می‌شود که او یکی از تأثیرگذارترین فیلمبرداران تاریخ سینماست. او دو بار جایزه اسکار بهترین فیلم‌برداری را برای «بلید رانر ۲۰۴۹» و «۱۹۱۷» دریافت کرده و نامزدهای متعددی نیز در کارنامه دارد. این تناقض ظاهری نشان می‌دهد که فیلم‌برداری، برخلاف تصور رایج، صرفاً یک مهارت فنی نیست، بلکه هنری است که ریشه در شهود، تجربه و ارتباط انسانی دارد. دیکینز با طرح این پرسش که «فیلم‌بردار چیست؟»، در واقع نسل جدید فیلم‌سازان را تشویق می‌کند که به جای تقلید صرف از آثار پیشین، به دنبال کشف نگاه شخصی خود به جهان باشند. او بارها تأکید کرده است که بهترین آموزش برای فیلمبردار، زندگی کردن و تجربه کردن است، نه فقط تماشای فیلم.

از سوی دیگر، این اظهارات دیکینز بازتابی از دغدغه‌های گسترده‌تر در جامعه سینمایی است. در سال‌های اخیر، با گسترش فناوری‌های دیجیتال و دسترسی آسان به دوربین‌های باکیفیت، مرزهای ورود به حرفه فیلم‌برداری بسیار بازتر شده است. اما دیکینز هشدار می‌دهد که صرف داشتن تجهیزات پیشرفته، کسی را فیلمبردار نمی‌کند. آنچه اهمیت دارد، توانایی دیدن و احساس کردن است. او می‌گوید: «شما همه چیزهایی را که در زندگی تجربه کرده‌اید، با خود به یک اثر می‌آورید.» این جمله می‌تواند چراغ راهی برای فیلم‌سازان جوان باشد که به دنبال یافتن صدای منحصربه‌فرد خود هستند. در نهایت، دیکینز با فروتنی تمام اعتراف می‌کند که حتی پس از سال‌ها کار درخشان، هنوز در حال یادگیری است و این ویژگی، شاید بزرگ‌ترین درس او برای نسل‌های آینده باشد.

مطالعه در منبع اصلی
اشتراک‌گذاری
نظرات

در حال بارگذاری نظرات...