پشت پرده تصمیم جنگ علیه ایران؛ نقش مخفی لابی اسرائیل در کاخ سفید

به گزارش تیترستان؛ در شرایطی که تنشهای میان ایران و آمریکا بر سر تنگه هرمز و برنامه هستهای بالا گرفته، یک تحلیلگر مسائل بینالملل معتقد است که تصمیمگیری برای حمله نظامی به ایران صرفاً در اختیار دونالد ترامپ نیست و لابیهای اسرائیلی و جریانهای سیاسی درون ساختار قدرت آمریکا نقش کلیدی در این زمینه ایفا میکنند. علیاصغر زرگر در گفتوگو با فرارو تأکید کرد که سیاستهای واشنگتن در قبال تهران تا حد زیادی تحت تأثیر ملاحظات و فشارهای مرتبط با اسرائیل قرار دارد و نمیتوان گفت که تصمیمگیری در این زمینه صرفاً تابع اراده شخص رئیسجمهور آمریکاست. وی با اشاره به پیچیدگیهای ساختار سیاسی آمریکا خاطرنشان کرد که باید نقش جریانهای سیاسی و لابیهای مؤثر را نیز در نظر گرفت. این اظهارات در حالی مطرح میشود که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، روز ۲۵ مهر از انتقال یک برنامه هفتروزه برای بازگشت تردد عادی دریایی در تنگه هرمز خبر داده و اعلام کرده بود که انتخاب اکنون با آمریکاست. اما زرگر بر این باور است که ایران نباید پیش از دریافت امتیازهای لازم، اهرم فشار خود را کنار بگذارد.
تنگه هرمز؛ اهرمی که نباید زودتر از موعد فدا شود
زرگر با تأکید بر اهمیت استراتژیک تنگه هرمز در انتقال انرژی جهان، نسبت به هرگونه عقبنشینی شتابزده از این اهرم هشدار داد و گفت: «طرح این موضوع که در صورت ارائه تضمین و دستیابی به توافق، تنگه هرمز ظرف شش یا هفت روز باز خواهد شد، میتواند ایران را در موقعیتی قرار دهد که پیش از دریافت امتیازهای لازم، بخشی از اهرم فشار خود را کنار بگذارد.» وی افزود که چنین موضعی میتواند به آمریکا فرصت دهد تا از مسئله انرژی و کاهش قیمتها برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند. این تحلیلگر مسائل بینالملل با اشاره به نشانههای افزایش فشارهای اقتصادی و سیاسی ناشی از بحران انرژی در کشورهای مختلف، از جمله برخی کشورهای اروپایی، تصریح کرد که این وضعیت میتواند به تقویت موضع ایران کمک کند. به گفته وی، افکار عمومی و دولتهای دیگر نیز با پیامدهای اقتصادی جنگ مواجه شدهاند و این مسئله هزینههای ادامه تقابل برای واشنگتن را افزایش میدهد. زرگر در پایان این بخش تأکید کرد که بهتر است ایران بهجای اعلام آمادگی برای بازگشایی سریع تنگه هرمز، اجازه دهد آمریکا برای رسیدن به توافق و کاهش تنشها گامهای عملی بردارد.
این کارشناس ارشد روابط بینالملل در ادامه با اشاره به تجربه مذاکرات پیشین و حملات نظامی، بیاعتمادی تهران به واشنگتن را عمیق توصیف کرد و گفت که اتکا به تعهدات و تفاهمنامههای بینالمللی بهتنهایی نمیتواند مانع اقدام نظامی مجدد آمریکا شود. وی در همین زمینه به نقش بازدارندگی مؤثر اشاره کرد و اظهار داشت که ایران باید به دنبال ایجاد شرایطی باشد که هرگونه حمله نظامی مجدد با پاسخی مواجه شود که هزینههای سنگینی برای مهاجم به همراه داشته باشد. زرگر با برشمردن ارکان بازدارندگی، انسجام ملی، اقتصاد قدرتمند و پیوند با اقتصاد بینالملل و ایجاد ائتلافهای بینالمللی را از مؤلفههای مهم در این زمینه دانست. وی تأکید کرد که صرف تضمینهای سیاسی و حقوقی، حتی با مشارکت سازمان ملل متحد یا چند قدرت بینالمللی دیگر، نمیتواند بهتنهایی مانع اقدام نظامی شود و ایران باید درباره نوع بازدارندگی مورد نیاز خود تصمیمگیری کند.
تضمینهای بینالمللی؛ سدی که در برابر حمله نظامی فرو میریزد
زرگر در پاسخ به این پرسش که چه سازوکاری میتواند مانع تکرار سناریوی حمله نظامی شود، تصریح کرد که آمریکا و اسرائیل لزوماً تابع تضمینهای سیاسی و حقوقی نیستند و آنچه میتواند مانع حمله مجدد شود، ایجاد بازدارندگی مؤثر است. وی در توضیح مفهوم واقعی بازدارندگی گفت: «طرف مقابل باید به این جمعبندی برسد که هزینه تجاوز نظامی به ایران، بیش از دستاوردهای احتمالی آن خواهد بود.» این استاد دانشگاه با اشاره به پیشرفت فناوریهای نظامی خاطرنشان کرد که نمیتوان صرفاً بر توان دفاعی و پاسخ نظامی تکیه کرد و انتظار داشت که این مسئله بهتنهایی از وقوع حمله جلوگیری کند. وی افزود که بازدارندگی ابعاد مختلفی دارد و انسجام ملی یکی از مؤلفههای مهم آن است. زرگر همچنین بر ضرورت ایجاد ائتلافهای بینالمللی تأکید کرد و گفت که این ابزارها در شرایط مناسب میتوانند به تقویت بازدارندگی کمک کنند. به گفته وی، مسئله مهم این است که ایران باید درباره نوع بازدارندگی مورد نیاز خود تصمیمگیری کند و صرفاً به تضمینهای سیاسی و حقوقی بسنده نکند.
این تحلیلگر مسائل راهبردی در ادامه با اشاره به پیامدهای اقتصادی بحران انرژی گفت که ادامه این وضعیت میتواند فشارهای بیشتری بر دولت آمریکا وارد کند و به نارضایتیهای داخلی و واکنش دولتها و افکار عمومی در کشورهای مختلف منجر شود. وی تأکید کرد که اگر ایران بتواند از موقعیت خود در تنگه هرمز بهعنوان یک اهرم مؤثر استفاده کند، این مسئله میتواند در محاسبات طرف مقابل تأثیرگذار باشد. زرگر با تأکید بر ضرورت بازنگری در شیوه مواجهه دیپلماتیک با آمریکا گفت که دستگاه دیپلماسی ایران باید شرایط را بهگونهای مدیریت کند که طرف آمریکایی برای دستیابی به توافق، ناگزیر به برداشتن گامهای عملی و ارائه امتیازهای مشخص شود. وی هشدار داد که صرف اعلام آمادگی ایران برای مذاکره یا بازگشایی تنگه هرمز، بدون آنکه طرف مقابل تعهدات قابل اتکایی ارائه کند، لزوماً به تأمین منافع کشور منجر نخواهد شد.
نفوذ تلآویو در کاخ سفید؛ تصمیمی که در سایه گرفته میشود
زرگر در پاسخ به این پرسش که آیا احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران همچنان وجود دارد، گفت: «سیاستهای دولت آمریکا در قبال ایران تا حد زیادی تحت تأثیر ملاحظات و فشارهای مرتبط با اسرائیل قرار دارد.» وی با رد این تصور که تصمیمگیری صرفاً در اختیار دونالد ترامپ است، تصریح کرد: «نمیتوان گفت که تصمیمگیری در این زمینه صرفاً تابع اراده شخص دونالد ترامپ است؛ بلکه باید نقش جریانهای سیاسی و لابیهای مؤثر در ساختار قدرت آمریکا و همچنین منافع دولت اسرائیل را نیز در نظر گرفت.» این تحلیلگر مسائل آمریکا افزود که البته نمیتوان با قطعیت گفت که حمله مجدد حتماً اتفاق خواهد افتاد و پیشتر نیز تهدیدهایی مطرح شده و سپس کنار گذاشته شدهاند. وی احتمال داد که در نهایت تصمیمی برای اقدام نظامی گرفته نشود، اما این احتمال نیز وجود دارد که طرف مقابل در مذاکرات به دنبال گرفتن امتیازهایی باشد که پیشتر نیز مطرح کرده بود.
زرگر با اشاره به ابعاد توافق احتمالی هشدار داد که اگر در جریان مذاکرات درباره برخی موضوعات هستهای توافقی حاصل شود یا محدودیتهایی پذیرفته شود، اما تحریمهای بانکی همچنان ادامه داشته باشند، مشکلات اقتصادی ایران پابرجا خواهد ماند. وی تأکید کرد که حتی اگر محاصره دریایی یا محدودیتهای تجاری برطرف شود، اما تحریمهای بینالمللی و موانع موجود بر سر راه تجارت ایران باقی بمانند، نمیتوان گفت که توافق به نتیجه مطلوب رسیده است. این کارشناس مسائل بینالملل خاطرنشان کرد که اگر تهدیدهای نظامی اسرائیل و امکان اقدام مستقل آن همچنان وجود داشته باشد، مسئله امنیت ایران نیز حلنشده باقی خواهد ماند. وی در جمعبندی تأکید کرد که توافق احتمالی باید مجموعهای از مسائل را در بر بگیرد؛ از جمله رفع مؤثر تحریمها، فراهم شدن امکان تجارت و مبادلات بانکی و ایجاد شرایطی که تهدید نظامی مجدد را کاهش دهد. به گفته زرگر، توافقی که صرفاً بر یک موضوع متمرکز باشد و سایر مسائل را بدون راهحل باقی بگذارد، نمیتواند تضمینکننده ثبات بلندمدت باشد.
در حال بارگذاری نظرات...