رقیب نتانیاهو که اینبار خواب به چشم نتانیاهو نمیبرد!

به گزارش تیترستان؛ گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد کل ارتش اسرائیل، در آستانه انتخابات پارلمانی این رژیم به یکی از رقبای اصلی بنیامین نتانیاهو تبدیل شده است. این چهره نظامی ارشد که سابقه فرماندهی جنگهای متعدد را در کارنامه خود دارد، اکنون با انتقادات تند از نحوه مدیریت جنگهای غزه و لبنان، جایگاه خود را به عنوان یک آلترناتیو جدی برای نخستوزیری تثبیت کرده است. با این حال، آنچه این رقابت را پیچیدهتر میکند، اختلاف نظر او با نتانیاهو بر سر شیوه برخورد با ایران و جبهه مقاومت است. آیزنکوت و همپیمانانش در احزاب منتقد نتانیاهو معتقدند که نخستوزیر فعلی در مقابله با تهدیدات ایران و متحدان منطقهای آن به اندازه کافی قاطعیت نشان نداده و در مدیریت جنگها نیز دچار اشتباهات راهبردی شده است. این در حالی است که خود آیزنکوت به سختگیری و اتخاذ رویکردهای تهاجمی در قبال دشمنان اسرائیل شهرت دارد و همین موضوع، او را به گزینهای متفاوت اما نه لزوماً ملایمتر در قبال تهران تبدیل کرده است.
دکترین ضاحیه؛ میراث نظامی آیزنکوت در تقابل با حزبالله
گادی آیزنکوت در طول دوران خدمت نظامی خود، به ویژه در جریان جنگ ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶ لبنان، با راهبردی موسوم به «دکترین ضاحیه» شناخته شد. این دکترین که بر اساس آن، در پاسخ به حملات حزبالله، مناطق غیرنظامی و زیرساختهای لبنان به شدت هدف قرار میگرفتند، نشاندهنده تمایل او به استفاده از زور نامتناسب برای ایجاد بازدارندگی است. منتقدان این رویکرد را عامل افزایش تلفات غیرنظامیان و تخریب گسترده زیرساختهای لبنان میدانند، اما حامیان آیزنکوت معتقدند که این روش توانسته است تا سالها از حملات گستردهتر حزبالله جلوگیری کند. اکنون با بازگشت او به عرصه سیاسی، بسیاری از ناظران میپرسند که آیا او همان دکترین را در قبال ایران و متحدانش به کار خواهد گرفت یا رویکردی متفاوت در پیش خواهد گرفت. آنچه مسلم است، آیزنکوت برخلاف نتانیاهو، از تجربه مستقیم فرماندهی عملیاتهای نظامی برخوردار است و این تجربه میتواند در تصمیمگیریهای آینده او در قبال تهدیدات منطقهای نقش تعیینکنندهای ایفا کند.
در همین راستا، رویترز در گزارشی درباره سوابق نظامی آیزنکوت، از رویکرد سختگیرانه او یاد کرده و تأکید کرده است که او در طول سالهای خدمت، همواره بر لزوم پاسخ قاطع به تهدیدات تأکید داشته است. این در حالی است که نتانیاهو نیز خود را مدافع سرسخت امنیت اسرائیل میداند و هرگونه انتقاد به سیاستهایش را رد میکند. بنابراین، رقابت این دو چهره نه بر سر اصل تقابل با ایران، بلکه بر سر چگونگی و میزان این تقابل شکل گرفته است. آیزنکوت معتقد است که نتانیاهو با تمرکز بیش از حد بر مسائل سیاسی و داخلی، فرصتهای طلایی برای ضربه زدن به توان نظامی ایران و حزبالله را از دست داده است. او در سخنرانیهای اخیر خود بارها بر ضرورت اتخاذ تصمیمات سریع و قاطع در قبال برنامه هستهای ایران تأکید کرده و خواستار افزایش فشارهای نظامی و اطلاعاتی بر تهران شده است. این مواضع نشان میدهد که در صورت پیروزی آیزنکوت در انتخابات، احتمالاً شاهد رویکردی تهاجمیتر اما مبتنی بر محاسبات نظامی دقیقتر در قبال ایران خواهیم بود.
هشدار آیزنکوت درباره غنیسازی ۹۰ درصدی؛ نگرانی از ایران هستهای
گادی آیزنکوت در سپتامبر ۲۰۲۶ در گفتوگو با روزنامه جروزالمپست، ایران را مهمترین تهدید خارجی پیشروی اسرائیل توصیف کرد و درباره احتمال غنیسازی ۹۰ درصدی اورانیوم و حرکت تهران به سمت تولید سلاح هستهای هشدار داد. او تأکید کرد که اسرائیل نمیتواند اجازه دهد که ایران به آستانه هستهای دست یابد و در صورت لزوم، باید از تمام ابزارهای موجود برای جلوگیری از این سناریو استفاده کند. این اظهارات در حالی بیان میشود که مذاکرات هستهای با ایران در سالهای اخیر بارها به بنبست خورده و تنشها میان دو طرف افزایش یافته است. آیزنکوت با اشاره به تجربه خود در جنگهای مختلف، مدعی شده است که اسرائیل باید تواناییهای نظامی خود را در برابر ایران به رخ بکشد و از هرگونه تردید در این زمینه پرهیز کند. او همچنین از جامعه بینالمللی خواسته است که در قبال برنامه موشکی ایران و فعالیتهای منطقهای آن موضعی سختگیرانهتر اتخاذ کند.
از سوی دیگر، برخی تحلیلگران معتقدند که آیزنکوت با طرح چنین هشدارهایی، سعی دارد تا خود را به عنوان چهرهای قویتر از نتانیاهو در برابر ایران معرفی کند و رأی دهندگانی را جذب کند که از رویکرد محتاطانه نخستوزیر فعلی ناراضی هستند. با این حال، تفاوت اصلی میان این دو، نه در اصل دشمنی با ایران، بلکه در روشهای اجرایی و اولویتبندیهاست. نتانیاهو در سالهای اخیر بر اقدامات پنهانی و فشارهای دیپلماتیک متمرکز شده، در حالی که آیزنکوت بر لزوم آمادگی نظامی همهجانبه و پاسخ سریع به تهدیدات تأکید دارد. این تفاوت رویکرد میتواند در صورت تغییر دولت در اسرائیل، تأثیرات قابل توجهی بر معادلات امنیتی منطقه داشته باشد. به ویژه آنکه آیزنکوت از حمایت بخش قابل توجهی از فرماندهان سابق ارتش و نهادهای امنیتی برخوردار است و این موضوع میتواند توان اجرایی او را در صورت رسیدن به قدرت افزایش دهد.
پیامدهای رقابت آیزنکوت و نتانیاهو برای آینده منطقه
رقابت میان گادی آیزنکوت و بنیامین نتانیاهو را نمیتوان صرفاً یک نزاع سیاسی داخلی در اسرائیل دانست؛ بلکه این رقابت پیامدهای مهمی برای کل منطقه غرب آسیا به همراه دارد. آیزنکوت که خود را مدافع سرسخت امنیت اسرائیل میداند، در صورت پیروزی، احتمالاً سیاست خارجی این رژیم را به سمت اتخاذ مواضع تندتر در قبال ایران سوق خواهد داد. او بارها تأکید کرده است که برجام و توافقهای هستهای قبلی نتوانستهاند تهدید ایران را مهار کنند و بنابراین، اسرائیل باید به گزینههای نظامی به عنوان ابزاری مشروع برای مقابله با تهران نگاه کند. این رویکرد میتواند تنشها را در منطقه افزایش دهد و احتمال درگیریهای مستقیم را بالا ببرد. از سوی دیگر، منتقدان آیزنکوت هشدار میدهند که تجربه گرایی افراطی او ممکن است اسرائیل را به باتلاق جنگهای فرسایشی جدیدی گرفتار کند که هیچ برندهای نخواهد داشت.
در مجموع، به نظر میرسد که رقابت انتخاباتی در اسرائیل، بیش از آنکه نشانهای از کاهش تقابل با ایران باشد، بیانگر اختلاف بر سر شیوه و شدت این تقابل است. آیزنکوت با تکیه بر سابقه نظامی خود، سعی دارد نشان دهد که میتواند تهدیدات را بهتر از نتانیاهو مدیریت کند، اما در عمل، هر دو نفر بر ماهیت خصمانه سیاستهای خود در قبال تهران تأکید دارند. آنچه برای ناظران منطقه اهمیت دارد، این است که تغییر احتمالی در رأس دولت اسرائیل، نه به کاهش فشارها منجر خواهد شد و نه به بهبود روابط؛ بلکه ممکن است شکل جدیدی از تنشها را رقم بزند که در آن، اقدامات نظامی سریع و غیرقابل پیشبینی جایگزین دیپلماسی محتاطانه شود. در چنین شرایطی، ایران نیز ناچار خواهد بود تا راهبردهای دفاعی و بازدارنده خود را متناسب با تهدیدات جدید بازتعریف کند. بنابراین، انتخابات پیشروی اسرائیل را باید با دقت دنبال کرد، چرا که نتایج آن میتواند تأثیرات عمیقی بر امنیت و ثبات کل منطقه داشته باشد.
در حال بارگذاری نظرات...