رازهای دیپلماسی ایران از سعدآباد تا هرمز؛ چرا هر بار توپ در زمین غرب میماند؟

به گزارش تیترستان؛ مسئله تنش میان ایران و غرب، به ویژه آمریکا، موضوعی نیست که در چند سال اخیر شکل گرفته باشد؛ بلکه ریشه در دههها بیاعتمادی و تجربههای تلخ تاریخی دارد. مروری بر کارنامه دیپلماسی ایران نشان میدهد که تهران در مقاطع مختلف با ارائه طرحها و پیشنهادهای مشخص به دنبال حل بحران و کاهش تنشها بوده است. از مذاکرات هستهای گرفته تا طرحهای امنیت منطقهای، ایران همواره یکی از طرفهای اصلی میز مذاکره بوده و تلاش کرده است تا از مسیر گفتوگو، اختلافات را مدیریت کند. با این حال، تقریباً در همه این موارد، طرف غربی با بهانهجوییهای مکرر و تغییر موضع، مسیر توافق را دشوار کرده است. این گزارش با مرور مهمترین ابتکارات دیپلماتیک ایران در دو دهه گذشته، نشان میدهد که چگونه هر بار توپ در زمین طرف مقابل مانده و فرصتهای تاریخی برای کاهش تنش از دست رفته است.
از سعدآباد تا برجام؛ مسیر پرفراز و نشیب مذاکرات هستهای
دولت اصلاحات با آغاز مذاکرات مستقیم هستهای با اروپا، اولین گام جدی برای شفافسازی برنامه هستهای ایران برداشت. بیانیه سعدآباد در اکتبر ۲۰۰۳ میان ایران و سه کشور اروپایی (انگلیس، فرانسه و آلمان) به توافقی منجر شد که بر اساس آن ایران تعلیق داوطلبانه فعالیتهای غنیسازی و همکاری بیشتر با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را پذیرفت. هدف اصلی این توافق، حل اختلاف از مسیر مذاکره و جلوگیری از ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل بود. یک سال بعد، توافق پاریس در نوامبر ۲۰۰۴ به عنوان ادامه این روند، بر تداوم تعلیق داوطلبانه و آغاز مذاکرات برای توافقی بلندمدت تأکید کرد. پیشنهاد محوری ایران در آن دوره، حل پرونده هستهای از طریق مذاکره، پذیرش نظارت آژانس و دستیابی به تضمینهای عینی درباره ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای، در کنار حفظ حقوق هستهای کشور بود. اما این مسیر با کارشکنیهای طرف اروپایی و عدم پایبندی به تعهداتشان، در نهایت به بنبست رسید و پرونده به شورای امنیت ارجاع شد.
دولت احمدینژاد در ادامه همین مسیر، پیشنهادهای جدیدی مانند مبادله سوخت هستهای در سال ۲۰۰۹ را روی میز گذاشت. ایران با مشارکت آژانس و میانجیگری بینالمللی، طرحی برای تأمین سوخت راکتور تحقیقاتی تهران ارائه کرد. در مه ۲۰۱۰، بیانیه تهران با مشارکت ترکیه و برزیل امضا شد که بر اساس آن قرار بود ۱۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم کمغنیشده ایران با ۱۲۰ کیلوگرم سوخت راکتور تحقیقاتی تهران مبادله شود. این پیشنهاد میتوانست بخشی از اختلاف هستهای را از مسیر همکاری بینالمللی حل کند، اما قدرتهای غربی به بهانههای مختلف از پذیرش آن سرباز زدند. مذاکرات ایران و گروه ۱+۵ در دوره احمدینژاد ادامه یافت، اما اختلاف بر سر غنیسازی، تحریمها و دامنه تعهدات طرفین هیچگاه حل نشد. در نهایت، پس از سالها کشمکش، دولت روحانی توانست با توافق موقت ژنو در نوامبر ۲۰۱۳ و سپس توافق جامع برجام در ژوئیه ۲۰۱۵، به یک توافق بینالمللی دست یابد که بر اساس آن ایران محدودیتهایی بر برنامه هستهای خود پذیرفت و در مقابل، تحریمهای هستهای مرتبط رفع شد. ایران همچنین با اجرای ترتیبات نظارتی گسترده موافقت کرد تا نگرانیهای اعلامشده درباره ماهیت برنامه هستهای از طریق راستیآزمایی پاسخ داده شود.
نقض عهد آمریکا و تلاشهای نافرجام برای احیای توافق
خروج یکجانبه آمریکا از برجام در مه ۲۰۱۸ به دستور دونالد ترامپ، ضربه سنگینی به دیپلماسی چندجانبه وارد کرد. دولت ترامپ بدون هیچ دلیلی از توافقی که با تأیید شورای امنیت سازمان ملل متحد همراه بود، خارج شد و تحریمهای هستهای را بازگرداند. این اقدام نه تنها ایران را با فشارهای اقتصادی شدید مواجه کرد، بلکه اعتماد به تعهدات طرف غربی را نیز به شدت کاهش داد. ایران و اروپا برای حفظ توافق وارد رایزنیهای فشرده شدند، اما عملاً هیچ سازوکار عملی برای جبران خسارتهای ناشی از خروج آمریکا وجود نداشت. در سالهای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲، مذاکرات وین با مشارکت غیرمستقیم آمریکا برای بازگشت متقابل به توافق برگزار شد، اما این گفتوگوها نیز به احیای برجام نینجامید. دولت شهید رئیسی ادامه این مذاکرات را در دستور کار قرار داد و طرحهای مرحلهای برای بازگشت متقابل به تعهدات و کاهش محدودیتهای هستهای در برابر رفع تحریمها بررسی شد، اما توافق نهایی حاصل نشد.
در سال ۲۰۲۳، دو کشور با میانجیگری قطر بر سر تبادل زندانیان به توافق رسیدند. بر اساس این توافق، پنج شهروند آمریکایی بازداشتشده در ایران آزاد شدند و پنج ایرانی زندانی در آمریکا نیز آزاد شدند. همچنین حدود ۶ میلیارد دلار از منابع مالی ایران در کره جنوبی به حسابهای محدودشده در قطر منتقل شد تا برای مصارف بشردوستانه استفاده شود. این توافق نمونهای از حلوفصل محدود اختلافات از مسیر دیپلماسی بود، اما هرگز به توافقی جامع بر سر تحریمها و مسائل هستهای منجر نشد. با روی کار آمدن دولت پزشکیان، مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا در وین و عمان در سال ۲۰۲۵ آغاز شد. پنج دور مذاکره در رم و عمان برگزار شد و ایران بر حفظ غنیسازی صلحآمیز و رفع تحریمها تأکید داشت، در حالی که آمریکا خواستار محدودیتهای شدیدتر بر برنامه هستهای ایران بود. مذاکرات ژنو در سال ۲۰۲۵ نیز ادامه یافت، اما اختلافها بر سر تحریمها، غنیسازی و سازوکارهای نظارتی باقی ماند. در سال ۲۰۲۶ و با تشدید بحران نظامی، ایران و آمریکا بار دیگر از کانالهای میانجی برای بررسی راههای پایان دادن به جنگ استفاده کردند، اما این تلاشها نیز تاکنون به نتیجه مشخصی نرسیده است.
ابتکارات منطقهای ایران و آیندهای مبهم در سایه بیاعتمادی
فراتر از پرونده هستهای، ایران در حوزه مسائل منطقهای نیز پیشنهادهای مهمی ارائه کرده است که عمدتاً با بیتوجهی طرف غربی مواجه شده. در خصوص مسئله فلسطین، ایران از سالها پیش خواستار برگزاری همهپرسی سراسری با مشارکت همه ساکنان اصیل فلسطین شامل مسلمانان، مسیحیان و یهودیان برای تعیین نظام سیاسی آینده این سرزمین شده است. این طرح در سال ۲۰۱۹ از طریق نامه رسمی به دبیرکل سازمان ملل منتقل شد و در اسناد بعدی ایران نیز تکرار شد. همچنین در جریان جنگ غزه، ایران بر توقف حملات علیه غیرنظامیان، رفع محاصره غزه، ارسال کمکهای بشردوستانه و مخالفت با کوچ اجباری فلسطینیان تأکید کرده است. در سال ۲۰۰۳ نیز ایران پیشنهاد موسوم به «معامله بزرگ» را از طریق کانال سوئیس به آمریکا منتقل کرد که موضوعات آن شامل پرونده هستهای، رفع تحریمها، همکاری برای تثبیت اوضاع عراق، مقابله با گروههای تروریستی و مسائل امنیتی منطقه میشد. در مقابل، ایران خواستار رفع تحریمها، به رسمیت شناختن منافع امنیتی خود، دسترسی به فناوری صلحآمیز هستهای و کنار گذاشتن سیاست براندازی سیاسی بود. اما دولت جورج بوش این پیشنهاد را نپذیرفت و مسیر فشار بر ایران را ادامه داد.
ابتکار صلح هرمز یا «ائتلاف امید» در سال ۲۰۱۹ توسط حسن روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل ارائه شد. این طرح بر مشارکت کشورهای ساحلی خلیج فارس برای تأمین امنیت منطقه، مخالفت با حضور نظامی خارجی، پیمان عدم تعرض، تضمین آزادی کشتیرانی و امنیت انتقال نفت و گفتوگو با همسایگان تأکید داشت. ایران از کشورهای ساحلی خلیج فارس از جمله عربستان، امارات، قطر، کویت، بحرین، عمان و عراق برای مشارکت در این سازوکار دعوت کرد، اما این ابتکار نیز با استقبال گرمی از سوی طرفهای منطقهای و فرامنطقهای مواجه نشد. در مورد یمن، ایران همواره از راهحل سیاسی و پایان حملات حمایت کرده و بر نقش کشورهای منطقه در حل بحران تأکید داشته است. در بحران سوریه نیز مذاکرات سهجانبه ایران، روسیه و ترکیه از سال ۲۰۱۷ برای پیشبرد راهحل سیاسی و کاهش تنشها شکل گرفت، هرچند اختلاف منافع طرفها و تحولات میدانی مانع حل کامل بحران شد. آخرین ابتکار مهم ایران، پیشنهاد هفتروزه برای پایان جنگ و بازگشایی تنگه هرمز در سپتامبر ۲۰۲۶ بود. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، اعلام کرد در صورت فراهم شدن شرایط مورد نظر ایران، تردد عادی دریایی در تنگه هرمز ظرف هفت روز از سر گرفته میشود. شروط ایران شامل رفع محاصره دریایی بنادر، لغو تحریمهای فروش نفت، آتشبس منطقهای شامل لبنان و ازسرگیری مذاکرات هستهای بود. رویترز در ۳۰ سپتامبر گزارش داد ایران پاسخ آمریکا به این طرح را از طریق میانجیهای قطری دریافت کرده و در ۱۹ اکتبر نیز عراقچی اعلام کرد پیشنهاد بازگشایی تنگه همچنان روی میز است. به نظر میرسد آینده دیپلماسی ایران در برابر غرب، بیش از هر چیز به میزان پایبندی طرف مقابل به تعهدات و کنار گذاشتن بهانهجوییهای تکراری بستگی دارد؛ موضوعی که تجربه دو دهه گذشته نشان میدهد چندان قابل اعتماد نیست.
در حال بارگذاری نظرات...