پشت پرده سفر لاوروف به تهران؛ آیا روسیه پیامآور صلح است یا بازیگر میدان قدرت؟

به گزارش تیترستان؛ سید محمد کاظم سجادپور، استاد روابط بینالملل، در برنامه گفتگوی ویژه خبری با اشاره به افزایش چشمگیر تعامل دیپلماتیک میان ایران و روسیه در ماههای اخیر، این تحول را نشانهای از تغییر رویکرد دو کشور در عرصه سیاست خارجی دانست. وی تأکید کرد که این روابط بر پایه استقلال از عوامل خارجی و با برنامهریزیهای دقیق شکل میگیرد و در حوزههای سیاسی، نظامی و اقتصادی در حال گسترش است. سجادپور در پاسخ به پرسشی درباره سفر سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، به تهران گفت که این سفر را باید در چارچوب یک سفر دورهای و با هدف ایجاد تعادل در سیاست خارجی روسیه تحلیل کرد، نه صرفاً یک مأموریت میانجیگرایانه. به گفته وی، لاوروف پیش از سفر به تهران در بحرین و در اجلاس وزرای خارجه کشورهای خلیج فارس حضور داشته است که این خود نشان میدهد مسکو به دنبال حفظ رابطه متوازن با دو سوی خلیج فارس است. این اظهارات در حالی مطرح میشود که گمانهزنیها درباره نقش روسیه در کاهش تنشهای منطقهای و احتمالأ انتقال پیام میان ایران و آمریکا شدت گرفته است.
سفر لاوروف؛ میانجیگری یا نمایش قدرت در دو سوی خلیج فارس؟
سجادپور با اشاره به سابقه سفر لاوروف به بحرین پیش از ورود به تهران، این حرکت را بخشی از راهبرد کلان روسیه برای ایفای نقش یک قدرت بزرگ متعادلکننده در منطقه توصیف کرد. وی افزود: «روسیه مانند هر قدرت بزرگ دیگری، سیاست خارجی خود را بر ایجاد تعادل بین بازیگران مختلف بنا میکند و نمیخواهد در چشم اعراب اینگونه به نظر برسد که تمام کارتهای خود را در یک طرف میز گذاشته است.» به عقیده این استاد روابط بینالملل، هرچند روابط مسکو با تهران و کشورهای عربی خلیج فارس یکسان و برابر نیست، اما حرکت تعادلبخش در یک سفر دورهای میتواند مبنای بهتری برای تحلیل باشد تا تمرکز صرف بر یک مسئله خاص مانند میانجیگری. وی همچنین با اشاره به تحولات اخیر در روابط روسیه و آمریکا بر سر اوکراین، گفت که این تحولات انتظارات را برای ایفای نقش میانجیگرایانه روسیه در قبال ایران افزایش داده است، اما این تنها یکی از ابعاد متنوع دستور کار سفر لاوروف است. سجادپور تأکید کرد که در فضای بینالمللی کنونی، مسئله میانجیگری به یک محور مهم تبدیل شده و رسانهها نیز بر آن تمرکز کردهاند، اما نباید از اهداف دیگر این سفر غافل شد.
وی در ادامه با اشاره به توافق اخیر روسیه و آمریکا درباره ورود ۳۰۰ هزار تن گازوئیل روسی به بازار و کاهش بخشی از تحریمهای ضدروسی بر اساس قانون «لیزی گراهام»، این توافق را دارای جنبه کیفی و نمادین مهمی دانست. به گفته سجادپور، این توافق نه تنها در اروپا بلکه در جناحهای ضدروسی در آمریکا نیز زلزله سیاسی ایجاد کرده است، زیرا بخشی از دموکراتها و جمهوریخواهان تندرو با هرگونه بهبود روابط با مسکو مخالفند. وی با تأکید بر اینکه نمیتوان با قطعیت درباره نیات پشت پرده روسیه برای میانجیگری بین ایران و آمریکا اظهارنظر کرد، افزود: «به طور عادی به ذهن میآید که مسکو ممکن است امکانات خود را برای حل و فصل مسائل ایران و آمریکا به کار گیرد، همانطور که در قضیه اوکراین شاهد مدیریت بحران از سوی بازیگران بزرگ بودهایم.» این تحلیلگر مسائل بینالملل همچنین به دو بحران بزرگ جهانی یعنی جنگ اوکراین و جنگ رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران اشاره کرد و گفت که این جنگها ماهیت متفاوتی دارند و تنها جبهه نظامی در آنها مطرح نیست، بلکه تکنولوژی، زیرساختها و جمعیت غیرنظامی نیز به ابزار جنگ تبدیل شدهاند.
روسیه پرستی یا روس ستیزی؛ چالش سیاست خارجی ایران در برابر قدرتهای بزرگ
سجادپور در بخش دیگری از این گفتگو با انتقاد از نگاههای ایدئولوژیک به روسیه، تصریح کرد که سیاست خارجی ایران باید بر اساس منفعت ملی و واقعگرایی شکل بگیرد، نه احساسات و گرایشهای افراطی. وی با اشاره به دو طیف «روسپرست» و «روسستیز» در فضای سیاسی کشور گفت: «برخی روسیه را بیش از حد متعالی میبینند و برخی دیگر آن را منبع همه شرها میدانند، در حالی که هر دو نگاه افراطی و غیرواقعی است.» این استاد روابط بینالملل با یادآوری خاطرهای از دوران دانشجویی خود گفت که حتی یک جمله انتقادی درباره اشغال افغانستان توسط شوروی باعث قطع رابطه یکی از همکلاسیهای روسپرستش شده بود، که نشان میدهد چنین گرایشهایی تا چه حد ریشهدار است. وی همچنین به تاریخ ایران پس از جنگ جهانی دوم اشاره کرد که در آن برخی افراد به دلیل علاقه افراطی به شوروی، عکس استالین را روی سینه خود خالکوبی میکردند و پس از سرکوب حزب توده مجبور به پاک کردن آن با تیزاب سلطانی شدند. سجادپور تأکید کرد که منفعت ملی ایران در بقای کشور، وحدت سرزمینی و رشد و ارتقای کشور خلاصه میشود و این منافع ایجاب میکند که تهران رابطهای متوازن و همهجانبه با روسیه و سایر همسایگان داشته باشد.
وی در ادامه با اشاره به پیچیدگیهای بازی قدرتهای بزرگ، به例 تاریخی از دوره قاجار اشاره کرد که ایران برای مقابله با روسیه به فرانسه نزدیک شد، اما تنها شش ماه بعد فرانسه و روسیه بر علیه منافع ایران با یکدیگر توافق کردند. به گفته سجادپور، این نمونه نشان میدهد که قدرتهای بزرگ همواره بر اساس منفعت خود عمل میکنند و ایران باید با هوشیاری در این بازی پیچیده حضور یابد. وی همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا روسیه ممکن است پیامآور کشورهای عربی به تهران یا برعکس باشد، گفت که در دیدارهای دیپلماتیک معمولاً تبادل تحلیلها، انتقال پیامها و بررسی طرحهای مشترک انجام میشود، اما در مورد محتوای دقیق این سفر اطلاعات کافی در دست نیست. با این حال، او تأکید کرد که برای انتقال پیام میان ایران و امارات یا عربستان نیازی به روسیه نیست، زیرا ایران با همه این کشورها رابطه سیاسی و سفیر دارد و حتی سفیر جدید ایران اخیراً به امارات اعزام شده است. سجادپور همچنین یادآور شد که روسیه در سال ۲۰۱۹ طرحی برای امنیت خلیج فارس ارائه داد که عمدتاً بر ایجاد یک چارچوب کلی متمرکز بود، اما به مسئله اسرائیل و رژیم صهیونیستی در آن طرح توجهی نشده بود، و این نشان میدهد که مسکو تمایل دارد در ترتیبات امنیتی منطقه نقشآفرین باشد.
آینده روابط ایران و روسیه؛ از تعادل تا تأثیرگذاری در معادلات منطقهای
با توجه به اظهارات سجادپور، میتوان دریافت که افزایش تعاملات دیپلماتیک ایران و روسیه در ماههای اخیر نه یک اتفاق گذرا، بلکه نشانهای از یک راهبرد بلندمدت در سیاست خارجی دو کشور است. روسیه به عنوان یک قدرت بزرگ، همواره به دنبال حفظ تعادل در روابط خود با بازیگران مختلف منطقهای است و سفر لاوروف به تهران نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. از سوی دیگر، ایران نیز با تکیه بر منفعت ملی و پرهیز از نگاههای ایدئولوژیک، میتواند از این تعاملات برای پیشبرد اهداف خود در حوزههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی بهره ببرد. با این حال، تجربه تاریخی نشان میدهد که اتکای صرف به یک قدرت بزرگ بدون در نظر گرفتن منافع متقابل و تحولات بینالمللی، میتواند آسیبپذیر باشد. بنابراین، سیاست خارجی ایران باید مبتنی بر تنوع بخشی به شرکای خارجی و حفظ استقلال در تصمیمگیری باشد.
در مجموع، سفر لاوروف به تهران را میتوان یک رویداد چندوجهی دانست که در آن میانجیگری، تبادل پیام و رایزنیهای دوجانبه در هم تنیده شدهاند. آنچه مسلم است، روسیه تمایل دارد نقش خود را در معادلات منطقهای، به ویژه در قفقاز، خلیج فارس و مسئله هستهای ایران، پررنگتر کند. اما موفقیت این نقشآفرینی به میزان اعتماد طرفهای درگیر و توانایی مسکو در ارائه تضمینهای لازم بستگی دارد. از سوی دیگر، ایران نیز با درک این واقعیت که قدرتهای بزرگ همواره بر اساس منفعت خود عمل میکنند، باید ضمن گسترش روابط با روسیه، روابط خود را با سایر بازیگران از جمله کشورهای اروپایی و همسایگان عرب بهبود بخشد. در نهایت، آنچه میتواند امنیت و منافع ملی ایران را تضمین کند، اتخاذ یک سیاست خارجی متوازن، فعال و مبتنی بر واقعگرایی است که در آن منافع ملی بر هر ملاحظه دیگری اولویت داشته باشد. این رویکرد میتواند ایران را از دام افراطگرایی در سیاست خارجی رها کرده و زمینه را برای ایفای نقش سازنده در تحولات منطقهای فراهم کند.
در حال بارگذاری نظرات...