آخرین اخبار
مشرق شبکه های اجتماعی ۱۴۰۵/۰۷/۲۸

فرسایش خاموش؛ نشانه‌هایی که از پایان تاب‌آوری اقتصادی آمریکا خبر می‌دهد!

فرسایش خاموش؛ نشانه‌هایی که از پایان تاب‌آوری اقتصادی آمریکا خبر می‌دهد!

به گزارش تیترستان؛ در روزهای اخیر، بحث‌ها درباره «اتمام تاب‌آوری اقتصادی آمریکا» به یکی از محورهای اصلی تحلیل رسانه‌های بین‌المللی تبدیل شده است. کانال تلگرامی الجزیره به فارسی با انتشار ویدئویی با عنوان «فرسایشِ خاموش؛ آیا تاب‌آوری اقتصادی آمریکا رو به پایان است؟» به این موضوع پرداخته و آن را به مثابه یک هشدار جدی برای اقتصاد جهانی مطرح کرده است. همزمان، گزارش‌های متعددی از جمله روایت نیویورک‌تایمز از وضعیت وخیم آمریکایی‌ها به علت جنگ علیه ایران، تورم فزاینده و از بین رفتن رشد دستمزدها، تصویری نگران‌کننده از آینده اقتصادی این کشور ارائه می‌دهد. در همین حال، قیمت طلا و سکه در بازارهای جهانی و داخلی نوسانات ملایمی را تجربه کرده و دلار حواله در کانال ۱۸۲ هزار تومان قرار گرفته است. کارشناسان معتقدند که ترکیب فشارهای تورمی، هزینه‌های سنگین نظامی و تنش‌های ژئوپلیتیک، تاب‌آوری اقتصادی آمریکا را به آزمونی سخت کشیده است.

نشانه‌های فرسایش اقتصادی در آمریکا

بر اساس گزارش‌های منتشر شده، اقتصاد آمریکا در ماه‌های اخیر با مجموعه‌ای از چالش‌های ساختاری مواجه شده است که به تدریج توانایی آن برای مقاومت در برابر شوک‌های خارجی را کاهش می‌دهد. تورم پایدار در بخش‌های مسکن، انرژی و مواد غذایی، قدرت خرید خانوارهای آمریکایی را به طور محسوسی کاهش داده و رشد دستمزدها را تحت الشعاع قرار داده است. نیویورک‌تایمز در گزارشی از وضعیت وخیم آمریکایی‌ها به علت جنگ علیه ایران نوشته است که بسیاری از خانواده‌ها با دشواری در تأمین هزینه‌های روزمره مواجه هستند. همچنین، کسری بودجه فدرال و افزایش بدهی ملی، فضای مالی دولت را برای واکنش به بحران‌های احتمالی محدود کرده است. تحلیلگران می‌گویند این نشانه‌ها همگی حاکی از آن است که دوره طولانی تاب‌آوری اقتصادی آمریکا ممکن است به پایان خود نزدیک شود.

در همین چارچوب، برخی مقامات و کارشناسان اقتصادی آمریکایی نسبت به پیامدهای تداوم سیاست‌های نظامی پرهزینه هشدار داده‌اند. برنی سندرز، سناتور آمریکایی، اخیراً اعلام کرده است که «صبر مردم آمریکا لبریز شده است» و ادامه این وضعیت می‌تواند به نارضایتی گسترده اجتماعی منجر شود. جان مرشایمر، نظریه‌پرداز روابط بین‌الملل نیز تأکید کرده که هرگونه ماجراجویی جدید ترامپ علیه ایران، شکست سنگین‌تری را برای آمریکا رقم خواهد زد. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که گزارش‌ها از کاهش محبوبیت ترامپ در سایه وعده‌های ناتمام و جنگ‌های بی‌پایان حکایت دارد. به نظر می‌رسد افکار عمومی آمریکا به طور فزاینده‌ای نسبت به هزینه‌های اقتصادی و انسانی سیاست‌های خارجی دولت خود حساس شده است.

تأثیر جنگ و تنش‌های ژئوپلیتیک بر اقتصاد جهانی

جنگ علیه ایران و تنش‌های مداوم در خاورمیانه، به طور مستقیم بر بازارهای جهانی انرژی و کالا تأثیر گذاشته است. قطر هشدار داده است که شوک‌های انرژی ناشی از جنگ علیه ایران هنوز به اوج خود نرسیده و ممکن است در ماه‌های آینده شدت بیشتری بگیرد. بسته ماندن تنگه هرمز یا اختلال در مسیرهای دریایی، می‌تواند قیمت نفت را به سطوح بی‌سابقه‌ای برساند و زنجیره‌های تأمین جهانی را مختل کند. در چنین شرایطی، اقتصاد آمریکا که به شدت به ثبات بازار انرژی وابسته است، بیش از پیش آسیب‌پذیر می‌شود. کارشناسان معتقدند که ادامه این وضعیت می‌تواند تاب‌آوری اقتصادی آمریکا را که پیش‌تر نیز تحت فشار تورم و بدهی قرار داشت، به نقطه شکست نزدیک کند.

علاوه بر این، تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی متقابل میان آمریکا و رقبای جهانی نظیر چین و روسیه، فضای تجارت بین‌المللی را پیچیده‌تر کرده است. چین و روسیه در سال‌های اخیر تلاش کرده‌اند تا وابستگی خود به دلار را کاهش دهند و ساختارهای مالی جایگزین ایجاد کنند. این روند، هرچند کند، اما می‌تواند در بلندمدت موقعیت دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی را تضعیف کند. در همین حال، کشورهای منطقه خلیج فارس نیز به دنبال تنوع‌بخشی به شرکای اقتصادی خود هستند و روسیه خواستار ایجاد ساختار فراگیر امنیتی در خلیج فارس شده است. این تحولات نشان می‌دهد که نظم اقتصادی جهانی در حال بازآرایی است و آمریکا ناچار است با رقبای جدیدی در عرصه اقتصاد و امنیت مواجه شود.

پیامدهای آینده و چشم‌انداز پیش‌رو

با توجه به روند فعلی، به نظر می‌رسد اقتصاد آمریکا در ماه‌های آینده با آزمون‌های دشواری روبرو خواهد شد. از یک سو، فشار تورمی و کاهش رشد دستمزدها می‌تواند به کاهش مصرف و در نتیجه کندی رشد اقتصادی منجر شود. از سوی دیگر، هزینه‌های نظامی و تعهدات بین‌المللی، کسری بودجه را افزایش می‌دهد و دولت را مجبور به استقراض بیشتر یا کاهش هزینه‌های رفاهی می‌کند. این ترکیب می‌تواند به بی‌ثباتی سیاسی و اجتماعی دامن بزند و فضای سرمایه‌گذاری را تیره کند. برخی تحلیلگران حتی از احتمال رکود تورمی (استاگفلیشن) در اقتصاد آمریکا سخن می‌گویند، وضعیتی که در آن تورم بالا با رشد اقتصادی نزدیک به صفر یا منفی همراه می‌شود و مهار آن بسیار دشوار است.

در سطح بین‌المللی، پایان تاب‌آوری اقتصادی آمریکا می‌تواند موازنه قدرت جهانی را تغییر دهد. کشورهایی مانند چین، روسیه و ایران که تحت فشار تحریم‌های آمریکا هستند، ممکن است از این وضعیت برای تقویت موقعیت خود استفاده کنند. تهران می‌تواند قدرتمندتر از قبل از جنگ خارج شود، آنگونه که برخی تحلیلگران پیش‌بینی می‌کنند. همچنین، اتحادیه اروپا و ژاپن که به ثبات اقتصاد آمریکا وابسته هستند، ممکن است با پیامدهای منفی مواجه شوند. در نهایت، آنچه امروز به عنوان «فرسایش خاموش» توصیف می‌شود، می‌تواند به یک تغییر پارادایم در اقتصاد سیاسی جهان منجر شود؛ تغییری که در آن آمریکا دیگر تنها ابرقدرت بلامنازع اقتصادی نخواهد بود و بازیگران جدیدی در صحنه ظهور خواهند کرد.

مطالعه در منبع اصلی
اشتراک‌گذاری
نظرات

در حال بارگذاری نظرات...