آخرین اخبار
جام جم حوادث ۱۴۰۵/۰۷/۲۸

چهار شبانه‌روز در خانه‌ای که هیچ‌کس تصورش را نمی‌کرد؛ راز زن میانسال در محله مولوی فاش شد!

چهار شبانه‌روز در خانه‌ای که هیچ‌کس تصورش را نمی‌کرد؛ راز زن میانسال در محله مولوی فاش شد!

به گزارش تیترستان؛ عصر روز چهارشنبه بیست‌ودوم مهرماه سال جاری، مردی با پلیس ۱۱۰ تهران تماس گرفت و از ناپدید شدن دختر سه ساله‌اش به نام آمنه در محله افسریه خبر داد. پدر آمنه در تشریح ماجرا گفت که عصر روز حادثه، دخترش در حیاط خانه مشغول بازی بوده و همسرش در حال پختن غذا در آشپزخانه بوده است. وقتی مادر به حیاط بازگشته، اثری از آمنه ندیده و سایر فرزندان نیز از محل حضور او بی‌خبر بوده‌اند. یکی از همسایه‌ها به پدر گفته بود که زنی میانسال را در کوچه محل سکونت آن‌ها دیده که در حال پرسه زدن بوده است. با بررسی فیلم دوربین‌های مداربسته اطراف محله توسط مأموران، مشخص شد همان زن غریبه دست دخترک گریان را گرفته و با خود برده است. این سرنخ اولیه، مسیر تحقیقات پلیس را برای یافتن آمنه و شناسایی این زن هموار کرد.

ردیابی متهم در محله مولوی و بازگشت آمنه به آغوش خانواده

جست‌وجوهای پلیس برای یافتن این زن و ردی از سرنوشت آمنه ادامه یافت تا اینکه هویت زن کودک‌ربا فاش شد و مأموران موفق شدند خانه‌اش را در محله مولوی تهران شناسایی کنند. شامگاه یکشنبه بیست‌وششم مهرماه، مأموران با هماهنگی قضایی به آن خانه رفتند و این زن را بازداشت کردند. در بازرسی از خانه، آمنه را در حالی که خواب بود پیدا کردند و بلافاصله او را تحویل خانواده‌اش دادند. متهم صبح روز بعد برای ادامه تحقیقات به شعبه نهم بازپرسی دادسرای جنایی تهران منتقل شد. این عملیات موفقیت‌آمیز پلیس، پایان چهار شبانه‌روز نگرانی و اضطراب خانواده آمنه بود و کودک سه ساله به خانه بازگشت.

عظیم سهرابی، بازپرس شعبه نهم دادسرای جنایی تهران، با تأیید این خبر اعلام کرد که با توجه به ادعای زن کودک‌ربا، وی در بازداشت به سر می‌برد و تحقیقات در این زمینه ادامه دارد. به گفته وی، متهم در اظهارات اولیه خود انگیزه خود را نه اخاذی یا آسیب رساندن به کودک، بلکه ناتوانی در یافتن والدین آمنه و ترس از عدم باور پلیس به دلیل اعتیادش عنوان کرده است. این مقام قضایی تأکید کرد که پرونده در حال بررسی است و جزئیات بیشتر پس از تکمیل تحقیقات اعلام خواهد شد.

روایت متهم از لحظه به‌دست گرفتن کودک و انگیزه پنهان او

زن میانسال که معتاد است، در تشریح ماجرا گفت: «سال‌ها قبل شوهرم فوت کرد و ثمره زندگی‌مان سه پسر جوان است. یکی از پسرانم پنج سال قبل در جریان اختلافی که با همسرش پیدا کرده بود، خود را حلق‌آویز کرد. همین موضوع باعث شد دچار مشکلات روانی شده و چند مرتبه در بیمارستان بستری شوم. علاوه بر آن، برای فراموشی غم از دست دادن پسرم به مصرف تریاک و بعد هروئین روی آوردم و معتاد شدم.» او ادامه داد: «عصر چهارشنبه، راهی خانه جاری‌ام در محله افسریه شدم. ساعاتی آنجا بودم و بعد وقتی از آنجا بیرون آمدم تا به خانه خودم برگردم، دیدم در خیابان دختر کوچکی پرسه می‌زند و گریه می‌کند. مدام می‌گفت مادرم مرا زد و برایم خوراکی نخرید. وقتی دیدم او گریه می‌کند و خوراکی می‌خواهد، او را با خودم بردم و برایش خوراکی خریدم. اطراف را جست‌وجو کردم اما والدینش را پیدا نکردم و کودک را با خودم به خانه‌ام در مولوی بردم. چهار شبانه‌روز در خانه‌ام بود و از او نگهداری کردم. به خاطر اینکه معتادم، اگر به پلیس اطلاع می‌دادم که این کودک را پیدا کردم کسی حرف‌هایم را باور نمی‌کرد. حالم خوب نیست، در مرکز روانی مرا بستری کنید. بروم زندان خودم را می‌کشم.»

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که کارشناسان حقوقی و روانشناسان بر لزوم بررسی دقیق‌تر انگیزه متهم تأکید دارند. هرچند او مدعی است قصد کمک به کودک را داشته، اما بررسی‌های اولیه نشان می‌دهد که او کودک را بدون اطلاع به مقامات به خانه خود برده و این خود جرم محسوب می‌شود. همچنین سابقه اعتیاد و مشکلات روانی متهم، ابعاد پیچیده‌تری به پرونده افزوده است. پلیس در حال بررسی سوابق و انگیزه واقعی این زن است تا مشخص شود آیا او قصد اخاذی از خانواده آمنه را داشته یا صرفاً به دلیل شرایط روانی دست به این اقدام زده است.

واکنش‌ها به بازگشت آمنه و اهمیت پیشگیری از کودک‌ربایی

بازگشت آمنه به خانه، موجی از تسکین و شادی را در میان خانواده و ساکنان محله افسریه ایجاد کرد. پدر آمنه ضمن قدردانی از تلاش‌های پلیس، از رسانه‌ها خواست تا به موضوع کودک‌ربایی و خطرات آن برای کودکان حساسیت بیشتری نشان دهند. او گفت: «این چهار روز برای ما مانند کابوس بود. از همه کسانی که در جست‌وجو کمک کردند، به ویژه پلیس، سپاسگزارم.» همچنین مقامات انتظامی بر ضرورت آموزش خانواده‌ها برای مراقبت بیشتر از کودکان و نظارت بر رفت‌وآمد آن‌ها در معابر عمومی تأکید کردند. این حادثه بار دیگر نشان داد که کودکان خردسال به دلیل عدم توانایی در دفاع از خود، آسیب‌پذیرترین قشر در برابر چنین جرایمی هستند.

از سوی دیگر، این پرونده پرسش‌هایی را درباره وضعیت افراد معتاد و بیماران روانی در جامعه مطرح کرده است. کارشناسان اجتماعی معتقدند که رسیدگی به مشکلات روانی و اعتیاد می‌تواند از بروز چنین حوادثی جلوگیری کند. متهم این پرونده خود قربانی آسیب‌های اجتماعی است و فقدان حمایت‌های لازم باعث شده تا در شرایط بحرانی تصمیم نادرستی بگیرد. با این حال، دستگاه قضایی موظف است ضمن رسیدگی به اتهام کودک‌ربایی، شرایط روانی متهم را نیز در نظر بگیرد. در نهایت، این حادثه تلنگری برای جامعه است تا نسبت به کودکان و افراد آسیب‌پذیر مسئولیت‌پذیرتر باشیم.

مطالعه در منبع اصلی
اشتراک‌گذاری
نظرات

در حال بارگذاری نظرات...