پایان پنج دهه احتیاط؛ چرا دیگر نمیتوان منازعه ایران و آمریکا را با فرمولهای قدیمی تحلیل کرد؟

به گزارش تیترستان؛ مصطفی نجفی، کارشناس مسائل بینالملل، در تازهترین اظهارات خود تأکید کرد که پس از تجربه جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، روابط ایران و آمریکا به کلی دگرگون شده و دیگر نمیتوان با چارچوبهای تحلیلی گذشته وضعیت کنونی دو کشور را ارزیابی کرد. وی در برنامه «گفتوگوی استراتژیک» باشگاه سیاستمداران افزود که مهمترین ویژگی این مرحله جدید، ورود متغیرهای تازه به پرونده ایران و آمریکاست؛ متغیرهایی نظیر تنگه هرمز، جبهه مشترک منطقهای، لبنان و بیاعتمادی انباشته که پیش از این هرگز با این شدت در روابط تهران و واشنگتن وجود نداشت. به گفته نجفی، این عوامل باعث شدهاند که تحلیلهای سنتی از روابط دو کشور کارایی خود را از دست بدهند و نیاز به نگاهی نوین به این منازعه بیش از پیش احساس شود. او همچنین خاطرنشان کرد که وقوع جنگهای اخیر، قبح رویارویی مستقیم میان ایران و آمریکا را شکسته و معادلات پیشین را به هم زده است.
شکسته شدن قبح تقابل مستقیم؛ اعتمادبهنفس تازه در تهران و احتیاط زدودهشده در واشنگتن
نجفی با اشاره به شکسته شدن قبح رویارویی مستقیم میان ایران و آمریکا تصریح کرد: ایران طی پنج دهه تلاش کرد تا وارد تقابل مستقیم با آمریکا نشود، اما پس از تجربه جنگ، نوعی اعتمادبهنفس برای تقابل با آمریکا در ایران شکل گرفته است. در طرف مقابل نیز احتیاط سنتی آمریکا نسبت به اقدام نظامی علیه ایران تا حد زیادی شکسته شده و این تغییر رویکرد، معادلات منطقه را وارد فاز تازهای کرده است. این کارشناس مسائل بینالملل تأکید کرد که حل این مسائل یکشبه امکانپذیر نیست و هر دو طرف تصور میکنند میتوانند از دل این منازعه به یک پیروزی استراتژیک برسند. همین تصور، حل بحران را دشوارتر کرده و احتمال دستیابی به توافق را کاهش میدهد. به باور او، این وضعیت نشاندهنده یک بنبست خطرناک است که میتواند به تشدید تنشها منجر شود.
وی در ادامه افزود که از نگاه ایران، جنگ باید علاوه بر تضمین بقا، به ایجاد یک بازدارندگی بلندمدت و تضمین عدم تعرض و تجاوز مجدد به کشور منجر شود و این موضوع یکی از دستورکارهای اصلی ایران در مذاکرات است. ایران به دنبال آن است که هرگونه توافق آتی، توانایی بازدارندگی در برابر تهدیدات آینده را تقویت کند. نجفی همچنین اظهار کرد که آمریکا میداند اگر جنگ را در شرایط فعلی رها کند، ابتدا اعتبار و جایگاه خود را در خاورمیانه و سپس اعتماد کشورها به واشنگتن در نظام بینالملل تحت تأثیر قرار خواهد داد. این مسئله باعث شده که واشنگتن نیز به دنبال راهی برای خروج آبرومندانه از این منازعه باشد، اما شرایط پیچیدهتر از آن است که به سادگی حل شود.
اهداف متعارض دو طرف؛ ایران به دنبال بازدارندگی پایدار، آمریکا در پی حفظ حیثیت
این کارشناس مسائل بینالملل درباره رویکرد آمریکا نیز گفت: جنگ با ایران برای واشنگتن اهمیت راهبردی و برای ترامپ جنبه حیثیتی پیدا کرده است. اگر آمریکا با وضعیت فعلی از جنگ خارج شود، این اتفاق میتواند بهعنوان یکی از بزرگترین شکستهای سیاست خارجی ترامپ در کارنامه او ثبت شود و همین موضوع، فشار مضاعفی بر کاخ سفید برای ادامه مسیر فعلی ایجاد میکند. نجفی تصریح کرد که ایران نیز به نوبه خود، به دنبال آن است که از دل این جنگ، یک بازدارندگی بلندمدت و تضمین عدم تعرض مجدد به دست آورد. این اهداف متعارض، فضای مذاکرات را پیچیده و دستیابی به یک توافق پایدار را دشوار کرده است. به گفته وی، هر دو طرف در حال حاضر بر مواضع خود پافشاری میکنند و هیچکدام حاضر به عقبنشینی نیستند.
وی افزود که آمریکا به خوبی میداند اگر جنگ را در شرایط فعلی رها کند، ابتدا اعتبار و جایگاه خود را در خاورمیانه و در ادامه اعتماد کشورها به واشنگتن در نظام بینالملل تحت تأثیر قرار خواهد داد. این مسئله باعث شده که واشنگتن نهتنها به دنبال حفظ حیثیت خود باشد، بلکه نگران فروپاشی نظام اتحادهای منطقهای نیز باشد. از سوی دیگر، ایران نیز با تکیه بر تجربه جنگهای اخیر، احساس قدرت بیشتری میکند و حاضر به پذیرش توافقی نیست که بازدارندگی لازم را برایش فراهم نکند. نجفی تأکید کرد که این وضعیت، یک بازی خطرناک است که هر لحظه ممکن است به درگیری گستردهتری منجر شود و هیچیک از طرفین نیز کنترل کامل اوضاع را در دست ندارند.
پیامدهای آینده؛ منازعهای که میتواند معادلات منطقه را برای همیشه تغییر دهد
با توجه به تحلیلهای ارائهشده، به نظر میرسد که منازعه ایران و آمریکا وارد مرحله جدیدی شده که ویژگی اصلی آن، پیچیدگی و چندلایه بودن است. ورود متغیرهایی مانند تنگه هرمز به عنوان شریان حیاتی انرژی جهان، جبهه مشترک منطقهای و بحران لبنان، همگی نشاندهنده آن است که این منازعه دیگر صرفاً یک رویارویی دوجانبه نیست، بلکه ابعاد منطقهای و بینالمللی پیدا کرده است. در چنین شرایطی، هرگونه ماجراجویی نظامی میتواند عواقب غیرقابل پیشبینی برای کل خاورمیانه و حتی اقتصاد جهانی به همراه داشته باشد. از سوی دیگر، بیاعتمادی انباشته میان دو کشور که طی دهههای گذشته انباشته شده، مانع اصلی هرگونه گفتوگوی سازنده است و فضای مذاکرات را مسموم میکند.
نجفی در بخش پایانی سخنان خود تأکید کرد که حل این مسائل نیازمند زمان، صبر و دیپلماسی هوشمندانه است و هیچ راه میانبری وجود ندارد. او پیشبینی کرد که در آینده نزدیک، شاهد افزایش تنشها و آزمونهای متقابل خواهیم بود، اما هر دو طرف نیز به دنبال راهی برای خروج از این وضعیت خواهند بود. به باور وی، کلید حل بحران در دستان رهبران دو کشور است و اگر آنها به این نتیجه برسند که ادامه منازعه به نفع هیچکدام نیست، ممکن است به سمت مذاکرات جدیتر حرکت کنند. در غیر این صورت، منطقه باید خود را برای دورهای طولانی از بیثباتی و تنش آماده کند. این کارشناس مسائل بینالملل در پایان خاطرنشان کرد که تحلیل وضعیت کنونی با ابزارهای گذشته نهتنها کارساز نیست، بلکه میتواند به تصمیمگیریهای نادرست منجر شود و لذا نیاز به رویکردی نوین در سیاست خارجی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
در حال بارگذاری نظرات...