راز صخره مرموز ایران؛ چرا دانشمندان از افشای محل ردپای دایناسورها میترسند؟

به گزارش تیترستان؛ در روزهای اخیر خبری در فضای مجازی منتشر شد که توجه بسیاری از علاقهمندان به علوم زمین و تاریخ طبیعی را به خود جلب کرد: کشف صخرهای حاوی دهها ردپای دایناسور در ایران. این خبر ابتدا از سوی عرفان خسروی، دیرینهشناس و جانورشناس، در صفحه شخصیاش در شبکه اجتماعی ایکس اعلام شد و پس از بازنشر در خبرگزاری ایسنا، بازتاب گستردهای در رسانهها یافت. اما آنچه این ماجرا را از یک کشف معمولی متمایز میکند، پرسشهای بیپاسخ درباره محل دقیق این صخره و دلیل مخفی نگه داشتن آن است. به نظر میرسد پشت پرده این کشف، داستانی پیچیدهتر از یک اعلام ساده وجود دارد که نیازمند بررسی دقیقتر است. در حالی که بسیاری از کاربران در شبکههای اجتماعی خواستار افشای مختصات این محوطه هستند، تیم پژوهشی با احتیاط کامل از ارائه هرگونه جزئیات خودداری میکند.
کشفی که هنوز در مرحله خبر است، نه نتیجه علمی
عرفان خسروی در گفتگو با رسانهها تأکید کرد که آنچه تاکنون اعلام شده صرفاً «خبر» پیدا شدن صخرهای حاوی ردپاهای دایناسور است و نه نتیجه یک پژوهش علمی کامل. به گفته وی، هنوز بررسیهای لازم برای تعیین ویژگیهای دقیق ردپاها و تفسیر آنها انجام نشده و ترجیح میدهد تا تکمیل پژوهش و انتشار نتایج در یک نشریه علمی داوریشده، از ارائه جزئیات بیشتر خودداری کند. این رویکرد حرفهای نشان میدهد که در دنیای دیرینهشناسی، اعلام یک کشف تنها آغاز راه است و مسیر طولانی تا تبدیل آن به یک دستاورد علمی معتبر وجود دارد. خسروی با اشاره به تجربههای پیشین خود در کشف و مطالعه ردپاهای دایناسورها در ایران افزود که این نخستین محوطه ردپای دایناسور در کشور نیست و او خود در شناسایی و بررسی برخی نمونههای پیشین مشارکت داشته است. بنابراین موضوع صرفاً اعلام کشفی تازه یا ثبت یک رکورد نیست و اهمیت علمی چنین یافتهای پس از مطالعه دقیق ردپاها، مجموعه آنها، لایههای زمینشناختی و شواهد همراهشان مشخص میشود. این احتیاط علمی در حالی است که برخی رسانهها و کاربران فضای مجازی انتظار دارند بلافاصله جزئیات کامل و مکان دقیق کشف اعلام شود.
وی همچنین توضیح داد که خود او کاشف این مجموعه نیست و یکی از دوستانش این آثار را پیدا کرده و موضوع را با او در میان گذاشته است. خسروی پس از بررسی اطلاعات اولیه، برای برنامهریزی پژوهش وارد ماجرا شده است. به گفته این پژوهشگر، تا زمانی که شرایط لازم برای بررسی و حفاظت فراهم نشده باشد، اعلام هویت یابنده یا موقعیت محل کشف ضرورتی ندارد. این تصمیم اگرچه ممکن است برای عموم مردم عجیب به نظر برسد، اما در جوامع علمی امری رایج است؛ زیرا حفاظت از محوطههای فسیلی در برابر تخریب و غارت، اولویت بالاتری نسبت به اشباع خبری دارد. تجربههای گذشته نشان داده که انتشار بیموقع مکان دقیق چنین اکتشافاتی میتواند عواقب جبرانناپذیری به بار آورد.
از گنجیابان تا گودزیلا؛ تهدیدهایی که محوطههای فسیلی را نشانه گرفتهاند
خسروی در پاسخ به این پرسش که چرا محل کشف را مخفی نگه میدارد، به تجربههای ناخوشایند سالهای گذشته اشاره کرد. او گفت بارها با افرادی روبهرو شده که به دنبال گنج، طلسم، فسیلهای خیالی یا موجوداتی مثل پری دریایی و گودزیلا بودهاند. حتی برخی با او تماس گرفته و اصرار داشتهاند که در منطقه آنها گودزیلا وجود دارد. این باورهای عامیانه اگرچه در نگاه اول خندهدار به نظر میرسند، اما وقتی پای یک محوطه فسیلی واقعی در میان باشد، میتوانند پیامدهای جدی داشته باشند. به گفته وی، برخی افراد وجود فسیل را نشانه وجود گنج میدانند، بعضی به دنبال فروش نمونهها هستند و عدهای نیز صرفاً از سر کنجکاوی یا با تصور اینکه چیزی ارزشمند یافتهاند، به آثار آسیب میزنند. چنین مشکلاتی محدود به ایران نیست، اما در ایران تجربههای ناخوشایندی از تخریب آثار فسیلی وجود دارد. بنابراین خودداری از اعلام موقعیت محوطه، دستکم تا زمانی که بررسیهای اولیه و اقدامات لازم برای حفاظت انجام شود، یک تصمیم حرفهای و مسئولانه است.
این دیرینهشناس با یادآوری اینکه در سالهای گذشته تعدادی از ردپاهای دایناسورها در ایران بر اثر دخالت انسان تخریب شدهاند، ادامه داد: در بعضی موارد ردپاهایی را که سالها روی صخره باقی مانده بودند، با پتک و کلنگ شکستهاند و ما نمیدانیم چه کسانی این کار را کردهاند یا انگیزهشان چه بوده است. او یکی از احتمالها را فعالیت افراد خیالپردازی دانست که سنگهای معمولی یا فرسایشیافته را بهعنوان تخم دایناسور معرفی میکنند و خود را «فسیلشناس تجربی» مینامند. به گفته خسروی، این افراد حتی دیرینهشناسان واقعی را تهدید به شکایت هم کردهاند. او بعید نمیداند که رقابتهای سودجویانه یا تلاش برای انحصاری جلوهدادن کشفیات نیز در تخریب نمونههای واقعی نقش داشته باشد، هرچند تأکید میکند که بدون شواهد کافی نمیتوان تخریب یک اثر مشخص را به اشخاص یا گروه خاصی نسبت داد. این هشدارها نشان میدهد که حفاظت از میراث فسیلی ایران نیازمند فرهنگسازی و نظارت جدیتر است.
چرا نباید هر ادعایی درباره فسیل را باور کرد؟ درسهایی از تاریخ دیرینهشناسی
خسروی با اشاره به ضرورت بررسی اصالت یافتههای فسیلی توضیح داد که هر سال افراد زیادی مدعی کشف تخم دایناسور، ردپای دایناسور یا حتی استخوانهای دایناسور میشوند، در حالی که در بسیاری از موارد آنچه پیدا کردهاند اصلاً فسیل نیست و ممکن است یک سنگ معمولی یا ساختاری زمینشناختی باشد که به دلایل دیگری به فسیل شباهت پیدا کرده است. گسترش ابزارهای تولید تصویر با هوش مصنوعی نیز به این آشفتگی دامن زده است. او به موردی اشاره کرد که تصویری ساختگی از کشف یک دایناسور در خراسان منتشر شد و حتی روایتهای عجیبی درباره حکم شرعی خوردن گوشت دایناسور به آن اضافه شد. چنین ماجراهایی نشان میدهد که چگونه یک تصویر جعلی میتواند بهسرعت به خبری ظاهراً واقعی تبدیل شود و اذهان عمومی را منحرف کند. به گفته این پژوهشگر، وظیفه دانشمند این است که حتی در برخورد با یافتهای هیجانانگیز، ابتدا درباره ماهیت و اصالت آن پرسش کند و شواهد را بررسی کند. در مورد مجموعه تازهای که خبرش منتشر شده، بر اساس بررسیهای اولیه اطمینان داریم که با ردپاهای دایناسورها روبهرو هستیم، اما تشخیص ردپا بودن یک اثر تازه آغاز کار است و هنوز باید ویژگیهای ریختشناختی، تعداد و آرایش ردپاها، مسیرهای حرکتی و زمینه زمینشناختی آنها بررسی شود.
این دیرینهشناس برای توضیح پیامدهای اطلاعرسانی شتابزده، به ماجرای فسیل «آرکئوراپتور» در سال ۱۹۹۹ اشاره کرد. مجله نشنال جئوگرافیک گزارشی درباره فسیل جانوری پردار منتشر کرد که ظاهراً ویژگیهای دایناسورهای غیرپرنده و پرندگان را با هم داشت و بهعنوان یافتهای بسیار مهم در مطالعه خاستگاه پرندگان معرفی شد. اما بعداً مشخص شد که آن اسکلت از اتصال بخشهایی از فسیلهای متفاوت ساخته شده و متعلق به یک جانور واقعی نبوده است. مسئله مهم این بود که خبر این کشف پیش از انتشار توصیف علمی معتبر و تکمیل بررسیها به مخاطبان گسترده رسیده بود. خسروی تأکید کرد که از چنین رویدادی نباید نتیجه گرفت تمام اطلاعات علمی باید تا زمان چاپ مقاله محرمانه بمانند، بلکه مسئله این است که نباید برداشتهای اولیه و فرضیههای بررسینشده بهعنوان نتیجه قطعی به جامعه معرفی شوند. این احتیاط نهتنها برای حفظ اعتبار پژوهشگران، بلکه برای حفظ اعتبار خود علم و جلوگیری از گمراهشدن مخاطبان ضرورت دارد. او در پایان خاطرنشان کرد که در مواردی که کشفی بسیار غیرمنتظره یا استثنایی به نظر میرسد، ضرورت بررسی دقیقتر بیشتر میشود. بر اساس برنامهریزی انجامشده، قرار است پژوهش میدانی این محوطه در دو یا سه نوبت با گروهی چهار تا دهنفره انجام شود که شامل نقشهبرداری، مستندسازی سهبعدی و قالبگیری سیلیکونی از ردپاهاست. برآورد اولیه هزینه سیلیکون موردنیاز بین ۳۵۰ تا ۸۰۰ میلیون تومان اعلام شده و تیم پژوهشی برای تأمین بخشی از هزینهها از حمایتهای مردمی نیز استفاده میکند، چراکه تأمین مالی پژوهشهای دیرینهشناسی در سالهای اخیر با دشواریهای فراوانی روبهرو بوده است.
در حال بارگذاری نظرات...