روایت مادران میناب از داغ کودکان؛ سکوت و اندوه

به گزارش تیترستان؛ حال مادران میناب خوب نیست. آنها میگویند ما اینطور نبودیم؛ زیر چشمهایمان اینقدر گود نیفتاده بود و رنگ و رویمان اینطور نبود. اینقدر لاغر و آشفته نبودیم. شما شنیدید میناب را زدهاند، اما ما تکههای بچهها را دیدیم. ما کفشهایی را دیدیم که یک ذره گوشت به آنها چسبیده بود. این روایت تلخ، تصویری از درد و رنج مادرانی است که در میان ویرانهها، تنها یادگارهای کودکانشان را در آغوش میگیرند و با چشمانی خسته و صدایی لرزان، از روزهای سیاه و اندوه بیپایان خود میگویند.
در حال بارگذاری نظرات...