اعتراف زن جوان به فریب عاطفی توسط مدیر شرکت

رکنا حوادث :«من سولمازم؛ دختری که به عشق مدیر شرکتم، آیندهام را با رؤیای ازدواج گره زدم. او هر بار که برای دیدن همسر و فرزندانش به آلمان میرفت، میگفت بهزودی همه چیز درست میشود. من هم حرفهایش را باور کردم و به همه خبر ازدواجمان را دادم؛ اما یک روز مدیر جدید شرکت معرفی شد و فهمیدم مردی که دوستش داشتم، برای همیشه راهی آلمان شده و حتی حاضر نیست پاسخ پیامهایم را بدهد.»
مطالعه در منبع اصلی
در حال بارگذاری نظرات...