بیانیهای که پس از ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت، ایران را بدهکار کرد؛ پشت پرده نشست منامه چه بود؟

به گزارش تیترستان؛ وزرای خارجه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در پایان نشست صد و شصت و هشتم خود در منامه، پایتخت بحرین، بیانیهای صادر کردند که در آن از شورای امنیت سازمان ملل متحد خواسته شده است ایران را به جبران خسارتهای ناشی از پاسخهای نظامی خود ملزم کند. این نشست به ریاست عبداللطیف الزیانی، وزیر خارجه بحرین، و با حضور سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، برگزار شد و در بیانیه پایانی آن بر ضرورت بازگشت به مسیر گفتوگو و دیپلماسی برای عبور از بحران کنونی میان آمریکا و ایران تأکید شده است. کشورهای عضو شورا همچنین از تلاشهای میانجیگرانه منطقهای و بینالمللی برای دستیابی به راهحلی سیاسی حمایت کرده و بر حفظ امنیت و ثبات منطقه و تأمین امنیت مردم آن تأکید کردهاند. این در حالی است که در بخش دیگری از بیانیه، بدون اشاره به مشارکت کشورهای متبوع خود در حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران، حملات موشکی و پهپادی ایران علیه کشورهای عضو شورا و اردن محکوم شده است.
مطالبه جبران خسارت؛ چرخشی آشکار در لحن کشورهای عربی خلیج فارس
در بیانیه پایانی نشست منامه، وزرای خارجه شورای همکاری خلیج فارس صراحتاً از شورای امنیت خواستهاند که ایران را به جبران خسارتهای ناشی از پاسخهای نظامی خود ملزم کند. این درخواست در حالی مطرح میشود که منابع رسمی، خسارات وارده به ایران در اثر حملات آمریکا را که بسیاری از آنها از خاک کشورهای حاشیه خلیج فارس صورت گرفته است، تا ۲۷۰ میلیارد دلار تخمین زدهاند. به نظر میرسد کشورهای عضو شورا با نادیده گرفتن این خسارات سنگین، تنها بر پاسخهای نظامی ایران متمرکز شدهاند و خواستار دریافت غرامت از تهران هستند. این مطالبه بدون اشاره به محاصره دریایی ایران و نقض تفاهم اسلامآباد از سوی آمریکا و حملات عربستان سعودی به یمن مطرح شده است؛ موضوعی که نشاندهنده رویکرد یکطرفه در قبال بحران کنونی است. وزرای خارجه شورا همچنین بر ضرورت بازگرداندن امنیت و آزادی کشتیرانی و بازگشت شرایط تنگه هرمز به وضعیت پیش از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ تأکید کرده و آن را مطابق با حقوق بینالملل و با رعایت حاکمیت کشورهای ساحلی دانستهاند.
علاوه بر این، بیانیه مذکور خواستار رسیدگی به مسائل حلنشده از جمله برنامه هستهای ایران، موشکها، پهپادها و حمایت از گروههای همپیمان تهران شده و احترام به حاکمیت کشورها و خودداری از مداخله در امور داخلی آنها را ضروری دانسته است. وزرای خارجه کشورهای عضو تأکید کردهاند که باید در هرگونه مذاکره یا ترتیباتی که بر امنیت و منافع آنها تأثیر میگذارد، مشارکت داشته باشند. این درخواستها در شرایطی مطرح میشود که تنشها میان ایران و آمریکا و متحدان منطقهای واشنگتن به اوج خود رسیده و هرگونه اشتباه محاسباتی میتواند منطقه را به ورطه یک جنگ تمامعیار بکشاند.
سکوت معنادار درباره نقش کشورهای عضو در حملات به ایران
یکی از نکات قابل توجه در بیانیه پایانی نشست منامه، سکوت کامل درباره نقش کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در حملات ائتلاف آمریکایی-صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران است. در حالی که این کشورها حملات موشکی و پهپادی ایران را محکوم کردهاند، اما هیچ اشارهای به خسارات وارده به ایران و یا مشارکت خاک خود در این حملات نکردهاند. این در حالی است که بسیاری از حملات آمریکا به ایران از پایگاههای واقع در کشورهای حاشیه خلیج فارس انجام شده و منابع رسمی خسارات ناشی از آن را تا ۲۷۰ میلیارد دلار برآورد کردهاند. به نظر میرسد کشورهای عضو شورا با اتخاذ چنین موضعی، تلاش میکنند مسئولیت خود را در تشدید بحران نادیده بگیرند و افکار عمومی منطقه را به سمت ایران منحرف کنند.
از سوی دیگر، بیانیه مذکور بدون اشاره به محاصره دریایی ایران و نقض تفاهم اسلامآباد از سوی آمریکا و حملات عربستان سعودی به یمن، تضمین آزادی کشتیرانی در تنگههای هرمز و بابالمندب و دریای سرخ را ضروری دانسته و این مسیرها را گذرگاههایی حیاتی برای تجارت جهانی و تأمین انرژی توصیف کرده است. این در حالی است که ایران بارها اعلام کرده است امنیت تنگه هرمز را تضمین میکند و هرگونه ناامنی در این آبراه نتیجه اقدامات تحریکآمیز نیروهای خارجی است. به نظر میرسد کشورهای عربی خلیج فارس با طرح چنین مطالباتی، درصدد هستند تا فشارهای بینالمللی بر ایران را افزایش دهند و همزمان خود را به عنوان بازیگران مسئول در قبال امنیت انرژی جهان معرفی کنند.
پیشینه تنشها و پیامدهای احتمالی مطالبه غرامت
شورای همکاری خلیج فارس که در سال ۱۹۸۱ با عضویت شش کشور عربی حاشیه خلیج فارس تأسیس شد، همواره به عنوان یک بلوک منطقهای نزدیک به غرب شناخته شده است. این شورا در سالهای اخیر و به ویژه پس از خروج آمریکا از برجام و افزایش تنشها میان تهران و واشنگتن، مواضع انتقادیتری نسبت به ایران اتخاذ کرده است. با این حال، درخواست رسمی برای جبران خسارت از ایران را میتوان یک تحول جدید در رویکرد این شورا دانست که میتواند پیامدهای حقوقی و سیاسی گستردهای داشته باشد. از منظر حقوق بینالملل، طرح چنین مطالباتی نیازمند اثبات مسئولیت ایران در قبال خسارات ادعایی است، در حالی که ایران همواره تأکید کرده است اقدامات نظامی آن در چارچوب دفاع مشروع و پاسخ به تجاوز صورت گرفته است.
در بعد سیاسی نیز، این مطالبه میتواند مسیر دیپلماسی منطقهای را پیچیدهتر کند و تلاشهای میانجیگرانه برای کاهش تنشها را با چالش مواجه سازد. کشورهای عضو شورا در بیانیه خود بر بازگشت به مسیر گفتوگو تأکید کردهاند، اما همزمان با طرح مطالبات حداکثری، عملاً راه را برای مذاکره دشوارتر میکنند. از سوی دیگر، ایران احتمالاً این درخواست را به عنوان اقدامی هماهنگ با فشارهای آمریکا و رژیم صهیونیستی تلقی خواهد کرد و ممکن است واکنش تندی نشان دهد. در چنین شرایطی، آینده امنیت منطقه و ثبات بازارهای انرژی به شدت به نحوه مدیریت این تنشها بستگی دارد. به نظر میرسد بدون در نظر گرفتن خسارات وارده به ایران و بدون پرداختن به ریشههای بحران، هرگونه مطالبه غرامت نه تنها به کاهش تنشها کمک نمیکند، بلکه میتواند بر دامنه ناامنی در منطقه بیفزاید.
در حال بارگذاری نظرات...