ترامپ عربستان را در جنگ یمن تنها گذاشت؛ پشت پرده فشار خطرناکی که ریاض را تهدید میکند

به گزارش تیترستان؛ عبدالباری عطوان، تحلیلگر برجسته جهان عرب، در یادداشتی تازه با طرح پرسشی کلیدی، به بررسی ابعاد پنهان فشارهای آمریکا و رژیم صهیونیستی بر عربستان سعودی برای کشاندن این کشور به جنگی دوباره با جنبش انصارالله یمن پرداخته است. عطوان با اشاره به اظهارات اخیر دونالد ترامپ که از ریاض خواسته پیشنهاد اسرائیل برای کمک نظامی در جنگ یمن را بپذیرد و به توافق عادیسازی معروف به «ابراهیم» بپیوندد، این تحول را غافلگیرکننده ندانسته و آن را بخشی از یک سناریوی از پیش طراحیشده توصیف کرده است. این تحلیلگر جهان عرب تأکید میکند که پس از چهار سال آتشبس شکننده میان عربستان و انصارالله، اکنون فشارهای هماهنگ آمریکا و اسرائیل در حال افزایش است تا ریاض را به ورطه جنگ فرسایشی دیگری بکشاند. به گفته وی، ترامپ نه تنها خود را سخنگوی عربستان معرفی میکند، بلکه با قطعیت از پذیرش پیشنهاد اسرائیل از سوی رهبری سعودی سخن میگوید؛ ادعایی که به باور عطوان نشاندهنده عمق فشارها و تلاش برای ایجاد یک واقعیت جدید در منطقه است.
چرا ترامپ از مداخله نظامی مستقیم در کنار عربستان امتناع میکند؟
عطوان در ادامه تحلیل خود به دو دلیل اصلی اشاره میکند که چرا ترامپ با وجود دریافت بزرگترین پرداخت مالی در تاریخ روابط دو کشور – یعنی یک تریلیون و ۳۰۰ میلیارد دلار در سفر نخست خود به ریاض – از اجرای تعهدات پیمان دفاعی مشترک و مداخله نظامی در کنار عربستان خودداری میکند. نخستین دلیل، تجربه تلخ شکست آمریکا در مقابله با حملات کوبنده انصارالله است؛ حملاتی که ناوهای هواپیمابر آمریکایی را در دریای سرخ و دریای عرب هدف قرار داد و به آسیب دیدن برخی از آنها انجامید. این شکست، واشنگتن را نسبت به هرگونه ماجراجویی نظامی جدید در یمن محتاط کرده است. دومین دلیل، استفاده ابزاری ترامپ از امتناع خود از مداخله به عنوان اهرم فشاری برای وادار کردن رهبری سعودی به پذیرش پیشنهاد اسرائیل برای مداخله نظامی و سپس عادیسازی روابط با تلآویو است. به عبارت دیگر، ترامپ با یک تیر دو نشان میزند: هم از ورود مستقیم به جنگی پرهزینه پرهیز میکند و هم ریاض را به سمت پذیرش خواستههای اسرائیل سوق میدهد.
این تحلیلگر جهان عرب همچنین به افشاگریهای عامدانه و گمراهکننده در رسانههای رژیم صهیونیستی اشاره میکند که با هدف اعمال فشار بیشتر بر عربستان منتشر میشوند. نمونه بارز آن، گزارش روزنامه راستگرای افراطی «جروزالم پست» است که از همکاری اطلاعاتی «غیرمستقیم» عربستان و اسرائیل در جنگ با یمن از طریق فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) خبر داده است. عطوان این گزارشها را بخشی از جنگ روانی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ریاض میداند که میکوشد با بزرگنمایی توان نظامی اسرائیل و القای نیاز عربستان به حمایت خارجی، این کشور را به سمت «پناه بردن به آغوش دشمن صهیونیستی» سوق دهد. وی تأکید میکند که این فشارها پس از موفقیت نیروهای انصارالله در هدف قرار دادن بخش عمدهای از فرودگاههای غیرنظامی عربستان، به ویژه فرودگاههای ریاض و الدمام – مرکز نفتی حیاتی منطقه و مقر شرکت آرامکو – تشدید شده است.
هشدار عطوان: بهترین هدیه به انصارالله، تسلیم شدن عربستان در برابر فشارهاست
عطوان در بخش دیگری از یادداشت خود هشدار میدهد که اگر فشارهای ترامپ بر رهبری عربستان برای عقبنشینی از موضع مخالفت و پذیرش پیشنهاد اسرائیل جهت مداخله نظامی به نتیجه برسد، این امر بهترین هدیه به جنبش انصارالله یمن خواهد بود. زیرا در چنین شرایطی، رهبری سعودی مشروعیت خود را در میان جایگاه مردمیاش و جهان اسلام از دست خواهد داد. وی با اشاره به اینکه بیش از ۹۵ درصد مردم عربستان با عادیسازی روابط با رژیم اشغالگر مخالفند و از موضع رهبری کشورشان در مخالفت با هرگونه مداخله نظامی اسرائیل حمایت میکنند، تأکید میکند که افکار عمومی سعودی خواستار ایستادن در کنار جبهه مقاومت فلسطین و حمایت از تشکیل کشور مستقل فلسطین است. این تحلیلگر جهان عرب همچنین به بزرگنمایی دروغین توانمندیهای نظامی اسرائیل در منطقه انتقاد میکند و یادآوری میکند که رژیم صهیونیستی خود شکست بزرگی از جنبش انصارالله متحمل شده است؛ شکستی که در حملات بیش از یک سال و نیم این جنبش به عمق سرزمینهای اشغالی، از جمله هدف قرار دادن موشکهای مافوق صوت و پهپادهای یمنی به یافا، حیفا و فرودگاه اللد، و نیز ویرانی شهر ایلات و بندر آن نمود پیدا کرده است.
وی با طرح این پرسش که اگر ارتش اسرائیل نتوانسته است از فرودگاههای خود محافظت کند، چگونه میتواند از فرودگاههای ریاض، دمام، ابها، خمیس مشیط، جیزان و نجران محافظت کند، تنها راه پایان دادن به این جنگ و جلوگیری از ریخته شدن خون مردم عربستان و یمن را بازگشت دوباره به میز مذاکره میداند. عطوان این جنگ را «عربی ـ عربی» توصیف میکند که باید از طریق تفاهم و گفتوگو حلوفصل شود. او با اشاره به اینکه آمریکا خود برای دستیابی به توافق آتشبس با انصارالله مذاکره کرده تا خسارتهای خود را کاهش دهد و از کشتیهای جنگی و ناوهای هواپیمابر خود محافظت کند، میپرسد چرا رهبری عربستان همین کار را در سریعترین زمان ممکن انجام نمیدهد. وی همچنین سکوت میانجیگران عرب و پشت کردن آنان به این جنگ را مایه شرمساری خوانده و تنها کشوری که برای میانجیگری با هدف جلوگیری از خونریزی اعلام آمادگی کرده، ایران معرفی میکند.
پیامدهای آینده: آیا عربستان در برابر فشارها تسلیم میشود؟
عطوان در پایان یادداشت خود تأکید میکند که موضع عربستان در رد پیشنهاد رژیم اشغالگر برای مداخله در این جنگ، موضعی درست و حکیمانه است که باید ادامه یابد و محکمتر شود. به باور وی، بازگشت به میز مذاکره با برادران یمنی نه عیب است و نه از جایگاه عربستان میکاهد؛ زیرا گفتوگو تنها گزینه برای پایان دادن به این جنگ، جلوگیری از خونریزی و بستن راه بر منافقان و فرصتطلبان است. این تحلیلگر جهان عرب در سراسر یادداشت خود بر این نکته تأکید دارد که راهحل نظامی تقریباً ناممکن است و هرگونه افزایش زرادخانه تسلیحاتی عربستان یا مداخلات خارجی، چه از سوی اسرائیل و آمریکا و چه کشورهای عربی، تنها اوضاع را پیچیدهتر خواهد کرد. وی تجربه هشت سال جنگ فرسایشی گذشته میان عربستان و انصارالله را یادآوری میکند که در نهایت ریاض را به این نتیجه رساند که تنها راه پایان دادن به این جنگ، نشستن پای میز مذاکره و همزیستی با همسایه جنوبی خود است.
از منظر تحلیل عطوان، آنچه اکنون در حال وقوع است، تلاش برای بازگرداندن عربستان به همان چرخه ویرانگر گذشته است؛ اما این بار با یک تفاوت مهم: ورود بازیگر جدیدی به نام اسرائیل که نه تنها به حل بحران کمکی نمیکند، بلکه آن را به یک جنگ نیابتی خطرناکتر تبدیل میکند. عطوان با اشاره به اینکه ترامپ خود را سخنگوی عربستان قرار داده و با قطعیت از پذیرش پیشنهاد اسرائیل از سوی ریاض سخن میگوید، این ادعا را «تأسفبار و در عین حال شکبرانگیز» میخواند و آن را نشانهای از فشار روانی گسترده بر رهبری سعودی میداند. وی در نهایت تأکید میکند که ادامه موضع حکیمانه عربستان در رد مداخله نظامی اسرائیل، نه تنها منافع ملی این کشور را حفظ میکند، بلکه مانع از آن میشود که ریاض در دام یک جنگ نیابتی جدید گرفتار شود که هیچ برندهای نخواهد داشت. به گفته عطوان، تاریخ ثابت کرده است که گفتوگو و دیپلماسی، حتی با دشمنان دیرینه، همیشه کمهزینهتر از جنگ و ویرانی بوده است و اکنون زمان آن رسیده که عربستان بار دیگر این مسیر را در پیش گیرد.
در حال بارگذاری نظرات...