پشت پرده کلاسهای مجازی؛ چرا مادران کمدرآمد بیشترین فشار را تحمل کردند؟

به گزارش تیترستان؛ آموزش مجازی در روزهای جنگ برای بسیاری از خانوادههای کمدرآمد فقط به معنای درس خواندن با گوشی نبود؛ بخشی از درآمد و فرصت یادگیری فرزندانشان نیز از دست رفت. بر اساس پیمایشی که وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی بر روی ۶۵۰۰ زن سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی انجام داده، تصویری متفاوت از آموزش در دوران ۴۰ روزه جنگ ارائه شده است. وقتی آموزش حضوری متوقف شد و درسها به سامانه شاد منتقل شد، مشکل فقط دسترسی به کلاس نبود؛ خانوادهها باید گوشی و اینترنت فراهم میکردند، در درس بچهها به آنها کمک میکردند و همزمان زندگی را هم میچرخاندند. نتیجه برای بسیاری از آنها سنگین بود: ۳۶ درصد والدین ساعات کارشان را کاهش دادند یا شغلشان را موقت یا دائم کنار گذاشتند و ۳۴ درصد نیز با هزینههای اضافی آموزش مجازی برای وصل شدن به اینترنت و خرید ابزار هوشمند روبهرو شدند.
هزینههای پنهان آموزش مجازی بر دوش مادران
در طرف دیگر ماجرا، ۸۶.۷ درصد والدین گفتند فرزندانشان درسها را بهطور کامل یاد نگرفتهاند یا یادگیریشان بهشدت کمتر از دوره حضوری بوده است. این اعداد به یک مشکل مشترک اشاره دارند: وقتی مدرسهها تعطیل میشود و آموزش به خانه میآید، بخشی از هزینه و مسئولیت آموزشی هم به خانهها منتقل میشود؛ اما در مقابل همه خانوادهها امکانات یکسانی برای پذیرفتن این بار ندارند. برای ۶۵ درصد دانشآموزان این خانوادهها، ابزار آموزش وسیلهای شخصی نبود و آنها مجبور بودند از گوشی مشترک پدر یا مادر استفاده کنند. همین مسئله ساده میتواند برنامه روزانه خانواده را به هم بریزد: وقتی مادر برای کار به تلفن نیاز دارد، فرزند نمیتواند از همان وسیله برای شرکت در کلاس استفاده کند. اگر هم مادر در خانه بماند تا به درس بچه رسیدگی کند، ممکن است بخشی از درآمدش را از دست بدهد.
بطور کلی در کل کشور دسترسی به گوشی هوشمند برای ۹ درصد دانشآموزان جامعه نمونه بهطور منظم فراهم نبود. اما تفاوت استانها در این زمینه پررنگتر بود: این سهم در سیستان و بلوچستان به ۲۷ درصد و در کهگیلویه و بویراحمد به ۲۰ درصد میرسید. یعنی در بعضی مناطق، مسئله حتی کیفیت کلاس مجازی هم نبود؛ تعدادی از دانشآموزان وسیله لازم برای وصل شدن به کلاس را نداشتند. کلاسهای آموزش آنلاین دانشآموزان در حالی رخ داده که ۵۵ درصد والدین کیفیت اینترنت را ضعیف یا بسیار ضعیف ارزیابی کردند. برای ۵۶ درصد دانشآموزان هم آموزش به ارسال و دریافت فایلهای صوتی و متنی محدود بود و تنها ۱۹ درصد هر روز کلاس آنلاین داشتند. در چنین شرایطی، دانشآموزی که اینترنت مناسب و گوشی در اختیار دارد، با دانشآموزی که باید منتظر آزاد شدن تلفن مادر بماند، از نقطه شروع یکسانی برخوردار نیست.
وقتی درس خواندن به قیمت کم شدن درآمد تمام میشود
برای زن سرپرست خانوار، مدرسه فقط جایی برای آموزش فرزند نیست؛ بخشی از برنامه روزانهای است که به او فرصت میدهد سر کار برود و درآمد داشته باشد. با تعطیلی مدرسه، این زمان از بین میرود و مراقبت از کودک و پیگیری درسها بیشتر به خانه منتقل میشود. بر اساس این پیمایش، دستکم یکی از والدین در ۱۳ درصد از خانوادهها شغل خود را بهطور موقت یا دائمی ترک کرده و ۲۳ درصد نیز از ساعت کاریشان کاستهاند. همچنین، ۴۵ درصد از مادران اعلام کردهاند که فرصت کمتری برای فعالیت اقتصادی در خارج از خانه داشتهاند. اما این هزینهها فقط به زمان و کسب درآمد محدود نماند. ۳۴ درصد خانوادهها برای ادامه آموزش با مخارج بیشتری روبهرو شدند؛ از خرید بسته اینترنت گرفته تا تهیه گوشی یا تبلت. برای خانوادهای که از قبل با محدودیت درآمد مواجه بوده است، همین هزینههای بهظاهر کوچک، هم میتواند مهم باشد.
آموزش مجازی ممکن است شهریهای نداشته باشد، اما برای همه خانوادهها رایگان تمام نمیشود. در حقیقت، شماری از مادران علاوه بر افزایش هزینههای آموزشی فرزندان، زمان بیشتری را نیز به همراهی با آنان اختصاص دادند؛ فرصتی که میتوانست صرف اشتغال و کسب درآمد شود. در این میان، نزدیک به ۳۰ درصد از مادران نیز عنوان کردهاند که امکان رسیدگی به امور شخصی و سلامت خود را از دست دادهاند. این فشار مضاعف در حالی است که بسیاری از این مادران بهعنوان سرپرست خانوار، تنها نانآور خانواده هستند و هر ساعت غیبت از کار، به معنای کاهش درآمد و افزایش استرس اقتصادی است. بنابراین، آموزش مجازی نهتنها کیفیت یادگیری را تحت تأثیر قرار داد، بلکه بهطور مستقیم بر معیشت و سلامت روانی مادران نیز تأثیر گذاشت.
افت یادگیری و پیامدهای آن برای آینده دانشآموزان
هرچند ممکن است کاهش یادگیری به عملکرد نامناسب معلمان نسبت داده شود، اما یافتههای این پیمایش تصویر متفاوتی ارائه میدهد. در حالی که معمولاً نمرات دانشآموزان معیار اصلی سنجش کیفیت تدریس به شمار میرود، در این پژوهش دیدگاه والدین نیز درباره عملکرد معلمان جویا شده است. بر این اساس، ۸۳ درصد از والدین سطح تدریس معلمان را متوسط به بالا ارزیابی کردهاند؛ با این حال، ۲۸ درصد اعلام کردند که فرزندشان عمدتاً درسها را یاد نگرفته است. افزون بر این، بیش از نیمی از خانوادهها (۵۸.۷ درصد) باور داشتند میزان یادگیری فرزندشان بهمراتب کمتر از دوران آموزش حضوری بوده است. این تفاوت مهم است. والدین از معلمان ارزیابی نسبتاً مثبتی داشتند، اما در همان حال میگفتند فرزندانشان به اندازه کلاس حضوری یاد نگرفتهاند. بنابراین، مشکل را نمیتوان فقط به کیفیت تدریس نسبت داد. امکان پرسش و پاسخ، ارتباط زنده با معلم، دسترسی به گوشی و اینترنت و زمانی که خانواده میتواند برای درس اختصاص دهد، هم اهمیت دارند.
زمان حضور در کلاس و مطالعه شخصی نیز محدود بود. از هر ۱۰ دانشآموز حدوداً سه نفر (۲۷ درصد) کمتر از یک ساعت در روز سر کلاس آنلاین میشدند. اما درس خواندن که فقط حضور در کلاس نیست. زمانی که دانشآموزان در بیرون از کلاس هم برای مطالعه و حل تکالیف گذاشتهاند، آنقدرها بالا نبوده است. ۴۴ درصد آنها کمتر از ۱ ساعت زمان گذاشتهاند. در چنین وضعی، فرستادن فایل درسی بهتنهایی نمیتواند جای همه کارکردهای مدرسه را بگیرد. این مسئله برای کودکان دارای معلولیت (مدارس استثنایی) جدیتر هم بود. گزارش میگوید سامانه شاد به اندازه کافی برای نیازهای دانشآموزان با معلولیت بینایی، شنوایی یا حرکتی مناسبسازی نشده بود. در نتیجه، کودکانی که بیش از دیگران به آموزش و پشتیبانی نیاز دارند، اتفاقاً در این روزها با موانع بیشتری روبهرو شدند. همچنین ۵۶ درصد والدین از کاهش انگیزه تحصیلی فرزندانشان خبر دادند و ۳۲.۵ درصد گفتند فرزندشان اضطراب و تنش روحی بیشتری را تجربه کرده است. در مجموع، این شرایط نشان میدهد که آموزش مجازی در دوران بحران، نهتنها به افت تحصیلی منجر شده، بلکه سلامت روانی دانشآموزان و خانوادهها را نیز به خطر انداخته است.
در حال بارگذاری نظرات...