پشت پرده شغلی که زنان آن را پنهان میکنند؛ از طعنه اقوام تا بیمهری کارفرمایان!

به گزارش تیترستان؛ در دل شهری شلوغ، زنان بسیاری هر روز صبح با کیفهای کوچک از خانه بیرون میزنند و به خانههای مردم میروند تا با نظافت، کمکخرج خانواده باشند، اما هیچکس حتی نزدیکانشان نمیدانند آنها چه میکنند. مهری یکی از همین زنان است که سالها شغلش را از خانواده و آشنایان پنهان کرد و به بهانه مهمانی یا خانه اقوام، رفتوآمدهای روزانهاش را توجیه میکرد. او که حالا کمتر از ۵۰ سال دارد، پس از چند سال کار مداوم در خانههای مردم، به دلیل درد دست و پا و گردن مجبور به ترک این شغل شد. داستان او تنها یکی از هزاران روایت مشابه است؛ روایت زنانی که در سکوت، بار سنگین اقتصادی خانواده را به دوش میکشند اما از ترس قضاوت، حقیقت شغل خود را پنهان میکنند. بسیاری از این زنان حتی یک عنوان مناسب برای شغل خود ندارند و اغلب با واژههایی مانند «کارگر» یا «نظافتچی» از آنها یاد میشود، در حالی که هیچ بیمه و حقوق ثابتی هم ندارند.
زنان نظافتچی؛ قشر نامرئی بازار کار
بر اساس گزارشهای میدانی، درصد قابلتوجهی از کارفرمایان که خود نیز اغلب زن هستند، گاه رفتار نامناسبی با این زنان دارند و از آنها انتظار دارند وسایل سنگین خانه را جابهجا کنند یا با مواد شوینده قوی کار کنند. مهری در این باره میگوید: «در برخی خانهها از من میخواستند یخچال و تخت و کمد را جابهجا کنم و نمیتوانستم نه بگویم. زن خانه مدام میگفت نفر قبلی این کارها را انجام میداده است.» این در حالی است که بسیاری از این زنان از حقوق قانونی خود آگاهی کافی ندارند و گاهی دستمزدی بسیار کمتر از استحقاقشان دریافت میکنند. به گفته کارشناسان، نبود نظارت و قانون مشخص برای این شغل، زمینه سوءاستفاده کارفرمایان را فراهم کرده است. همچنین، برخی از این زنان مجبورند هزینه رفتوآمد خود را نیز از دستمزد ناچیزشان بپردازند، مانند مهری که همسرش او را با موتور به محل کار میبرد و روزی ۵۰ هزار تومان از او میگرفت.
مریم، زن ۴۷ ساله دیگری است که بیش از ۱۴ سال است در این حرفه فعالیت میکند. او که از شهرستان به تهران آمده، ابتدا همراه همسرش در ساختمانی سرایدار بوده و سپس به نظافت خانهها روی آورده است. مریم میگوید: «ساعتی ۲۵۰ هزار تومان دریافت میکنم، اما دردهای جسمی این شغل کم نیست؛ از درد زانو تا سرفههای ناشی از مواد شوینده.» او که همسر بیمار دارد و همه درآمدش صرف هزینههای درمان او میشود، حتی توان پرداخت بیمه خود و دخترش را ندارد. مریم نیز مانند بسیاری دیگر، ترجیح میدهد به خانواده بگوید پرستار بچه است تا مورد قضاوت قرار نگیرد. این پنهانکاری نه تنها از ترس طعنه و سرزنش اطرافیان است، بلکه نشاندهنده نگاه اجتماعی منفی به این شغل است که آن را بیارزش میداند.
شرکتهای واسطه؛ وعدههای بیمه و حقوق که محقق نمیشود
نیکی، ۴۶ ساله، یکی دیگر از زنانی است که بیش از ۱۰ سال در حوزه خدمات امور منزل کار میکند. او که پس از جدایی از همسرش به خانه پدری بازگشته، اکنون با قرض و کمک دیگران خانهای اجاره کرده است. نیکی هم از طریق شرکتهای واسطه و هم به صورت مستقیم با آشناها کار میکند. به گفته او، شرکتها قرارداد ۶ ماهه یا یکساله میبندند و حقوق ثابتی تا چند ماه تضمین میکنند، اما هیچکدام از آنها تاکنون او را بیمه نکردهاند. نیکی میگوید: «اگر کارفرما با شرکت به مشکل برخورد، ممکن است حقوق چند ماه کار را از دست بدهی. خودم یک بار ۵ میلیون تومان طلبم را نتوانستم بگیرم و شرکت هم هیچ حمایتی نکرد.» او همچنین از رفتار دستوری و تحقیرآمیز برخی کارفرمایان گلایه دارد و میگوید: «در یکی از خانهها رفتارشان از بالا و به شدت دستوری بود و حس زیردست بودن به من میداد.»
نیکی درآمد ماهانهاش را حداکثر ۳۰ میلیون تومان اعلام میکند که پس از کسر اجاره، مبلغ ناچیزی باقی میماند. او نیز مانند مهری و مریم، به خانوادهاش گفته است که پرستار بچه است و از ترس قضاوت، حقیقت شغلش را پنهان میکند. به گفته او، زنان مظلوم بسیاری در این حرفه هستند که به دلیل سن بالا و دشواری یافتن شغل، به هر شرایطی تن میدهند و حتی حق خود را مطالبه نمیکنند. نیکی معتقد است که کارفرمایان آنقدر کارها را فشرده میکنند که او از لحظه ورود به خانه حتی یک لحظه هم نمینشیند و اگر اضافهکاری هم بماند، همیشه دستمزد اضافه به او پرداخت نمیشود.
پیامدهای اجتماعی و ضرورت قانونگذاری
این گزارش نشان میدهد که زنان نظافتچی با چالشهای متعددی از جمله دستمزد پایین، نبود بیمه، رفتار تحقیرآمیز و پنهانکاری شغلی دستوپنجه نرم میکنند. بسیاری از آنها سرپرست خانواده هستند و پس از یک روز کاری سخت، باید به امور منزل خود نیز برسند. نبود حمایت قانونی و نظارت بر شرکتهای واسطه، این زنان را در وضعیت آسیبپذیری قرار داده است. کارشناسان اجتماعی معتقدند که این شغل باید تعریف مشخصی پیدا کند و تحت پوشش بیمه و قانون کار قرار گیرد. همچنین، فرهنگسازی برای تغییر نگاه جامعه به این حرفه ضروری است تا این زنان بتوانند بدون شرم و ترس، از شغل خود سخن بگویند و از حقوق اولیهشان بهرهمند شوند.
در حال حاضر، بسیاری از این زنان ترجیح میدهند هویت شغلی خود را پنهان کنند تا از طعنه و قضاوت در امان بمانند. اما این پنهانکاری نه تنها مشکلات آنها را حل نمیکند، بلکه باعث میشود صدایشان شنیده نشود. تجربه مهری، مریم و نیکی نشان میدهد که نیاز به یک تحول اساسی در سیاستگذاری بازار کار و حمایت از مشاغل خانگی وجود دارد. بدون شک، اگر قانونگذاران و مسئولان به این بخش از جامعه توجه نکنند، این زنان همچنان قربانی بیمهری کارفرمایان و بیتفاوتی نهادهای نظارتی خواهند بود. امید است که با افزایش آگاهی عمومی و مطالبهگری، شرایط کاری این زنان بهبود یابد و آنها بتوانند با عزت و احترام به کار خود ادامه دهند.
در حال بارگذاری نظرات...