پشت پرده تصمیم مرموز تهران درباره تنگه هرمز؛ جنگی که قرار نیست به همین زودیها تمام شود!

به گزارش تیترستان؛ مهدی محمدی، مشاور رئیس مجلس در امور راهبردی، در گزارشی تحلیلی که در کانال تلگرامی خود منتشر کرده است، به بررسی ابعاد پیچیده محاصره دریایی و اقتصادی ایران از سوی دشمنان پرداخته و تأکید کرده است که این محاصره نه یک اقدام کوتاهمدت، بلکه یک راهبرد میانمدت با اهداف مشخص است. او با اشاره به اینکه دشمن برنامه دارد تا فارغ از گزینه نظامی، فشار را ادامه دهد، نوشته است که اصل بر این است که محاصره یک اقدام جنگی تلقی شود و در صورت لزوم پاسخ جنگی دریافت کند. تعبیر رئیس مجلس، محمدباقر قالیباف نیز همین است که ارزش جنگیدن دارد و محاصره فقط اقتصادی نیست، بلکه اقدامی مستقیم علیه امنیت ملی و مردم ایران است. این تحلیل در حالی منتشر میشود که تنشها در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز به اوج خود رسیده و بازارهای جهانی انرژی را با نوسانات شدیدی مواجه کرده است. محمدی در ادامه با اشاره به خنثیسازی بخشی از محاصره از طریق کریدورهای زمینی جدید و شیوههای تازه فروش نفت و واردات کالای اساسی، تأکید میکند که هرچند اختلال وجود دارد، اما ماشین صادرات انرژی و واردات کالای اساسی همچنان کار میکند و ادعای محاصره کامل کشور با واقعیت فاصله دارد.
محاصره دریایی و پاسخ نظامی؛ معادلهای که دشمن را غافلگیر میکند
محمدی در بخش دیگری از گزارش خود به پیچیدگیهای پاسخ نظامی به محاصره دریایی اشاره کرده و مینویسد که شکستن محاصره به معنای از کار انداختن نیروی دریایی آمریکا به عنوان رکن سنتکام در منطقه و زیرساخت عملیات دریایی این کشور در مجاورت آبهای ایران است. او این کار را آسان نمیداند، اما تأکید میکند که ایرانیها اهل کار دشوار هستند و ماههاست که برای این سناریو کار میشود و زمان زیادی نمانده است. به گفته این مقام ارشد، حتی عملیات پیشدستانه ایران برای شکستن محاصره نهتنها ایراد ندارد، بلکه قهرمانانه و شجاعانه است. این اظهارات در حالی مطرح میشود که نیروهای مسلح ایران در ماههای اخیر رزمایشهای متعددی را در منطقه برگزار کردهاند و توانایی خود را در هدف قرار دادن شناورهای متخلف به نمایش گذاشتهاند. محمدی همچنین به محاصره زمینی اشاره کرده و آن را نزولی توصیف میکند و میگوید مرزها کار میکنند و بستن موقت سه مرز از سوی پاکستان به معنای پیوستن این کشور به محاصره نیست، چراکه نه دولت پاکستان انگیزهای برای این کار دارد و نه مردمش اجازه میدهند. محاصره هوایی نیز به آن شکل که دشمن میخواست ادامه نیافت و پرواز به عراق، چین، ترکیه و آذربایجان برقرار است و عمان هم بهزودی برقرار میشود.
این تحلیلگر مسائل راهبردی در ادامه به فشارهای اقتصادی اشاره کرده و مینویسد که انکار فشار اقتصادی منصفانه نیست؛ گفتن اینکه همه مشکلات از ناکارآمدی داخلی است و ربطی به تحریم ندارد، درست نیست. او تصریح میکند که ناکارآمدی و خطا وجود دارد، اما دشمن با تمام توان به اقتصاد کلان ضربه میزند و دولت در نگهداشتن کشور و جلوگیری از کمبود نمره قابل قبولی میگیرد، البته با کمک همه، نه معجزه انحصاری دولت. محمدی تأکید میکند که از وضع عمومی زندگی مردم نگهبانی شده است، هرچند ماههای آینده چالشبرانگیز خواهد بود و افزایش کالابرگ، جبران خسارت طبقات فرودست، افزایش حقوق و مبارزه با فساد ادامه دارد. او نیروهای مسلح و جامعه امنیتی را از مظلومترین بخشها توصیف میکند که در این شرایط سخت مشغول حفاظت از امنیت کشور هستند. این اظهارات نشان میدهد که مقامات ایرانی بهطور جدی در حال آمادهسازی برای سناریوهای مختلف هستند و همزمان تلاش میکنند تا تابآوری اجتماعی را در برابر فشارهای اقتصادی حفظ کنند.
دکترین جدید هرمز؛ شلیک به همه شناورها و بسته ماندن تنگه تا تحقق شروط ایران
بخش مهمی از گزارش محمدی به دکترین جدید ایران در قبال تنگه هرمز اختصاص دارد. او مینویسد که شلیک به شناورهای متخلف در مسیر جنوبی افزایش یافته و دیگر فقط نفتکشها هدف نیستند، بلکه شناورهای کوچک، VLCCها، تانکرها و کانتینربرهای بزرگ نیز هدف قرار میگیرند. به گفته او، هرمز عملاً به روی همه بسته است و استثنا ندارد و دیگر فقط در تنگه شلیک نمیکنیم، بلکه در خلیج فارس و دریای عمان هم شلیک میکنیم. این مقام مسئول تأکید میکند که تا جنگ بهطور معتبر تمام نشود و هفت شرط ایران محقق نشود، هرمز باز نخواهد شد و اگر هم باز شود، مثل قبل از جنگ نخواهد بود و با ترتیبات کریدوری، اقتصادی و امنیتی جدید باز خواهد شد. او ادعای آمریکا درباره عبور نفت و برنت ۱۱۰ دلاری را تبلیغات انتخاباتی ترامپ میداند و میگوید که این ادعاها با واقعیت میدان فاصله دارد. این اظهارات در حالی است که قیمت نفت در بازارهای جهانی به دلیل تنشهای اخیر نوسانات قابل توجهی را تجربه کرده و بسیاری از تحلیلگران بینالمللی نسبت به آینده عرضه انرژی در منطقه هشدار دادهاند.
محمدی در ادامه به جبهه یمن اشاره کرده و مینویسد که انصارالله ابتکار عمل را در دست دارد و تمرکزش بر انرژی سعودی است؛ تولید، توزیع و زیرساخت فرماندهی آرامکو. او اضافه میکند که پراکندگی زیرساخت انرژی عربستان به ضعف عملیاتی تبدیل شده و بسیاری از فرودگاهها عملاً متوقف شدهاند. به گفته این تحلیلگر، آمریکا هنوز تصمیم نگرفته است که وارد جبهه یمن شود و شاید اول میخواهد درباره ایران تصمیم بگیرد. اسرائیل برای ورود عربستان به درگیری فشار میآورد و نتانیاهو میخواهد ضعف عربستان را با هدف پیوستن این کشور به پیمان آبراهام، گروگان بگیرد. محمدی وضعیت داخلی محمد بن سلمان را شکننده توصیف میکند و میگوید که خطر برای بن سلمان از ریاض میآید، نه از صنعا. این اظهارات نشاندهنده پیچیدگی تحولات منطقه و درهمتنیدگی منافع بازیگران مختلف است که هرگونه تحلیل سادهانگارانه را ناکارآمد میکند.
جمعبندی راهبردی؛ محاصره میانمدت و هدف اصلی شکستن شکوه ملی ایران
در جمعبندی گزارش، محمدی تأکید میکند که دشمن محاصره را میانمدت میخواهد و هدف اصلیاش شکستن شکوه ملی، تفرقه و قطبیسازی در ایران است. او مینویسد که دشمن تاکنون شکست خورده، اما دست برنمیدارد و باید محاصره را جنگ بدانیم، برای پاسخ بزرگ برنامهریزی کنیم، فشار تحریم را انکار نکنیم و سرمایه اصلی کشور یعنی همبستگی و بلوغ اجتماعی مردم را هدف اصلی نقشه دشمن بدانیم. این تحلیل در شرایطی ارائه میشود که کشور در کمتر از دو سال سه جنگ تحمیلی، شهادت رهبر و فشار چندجانبه را تجربه کرده و به گفته محمدی، جامعه پیش از مهارت نظامی، قدرت امنیتی و بلوغ فکری خود را نشان داده است. مردم به هیجان، خرید بیش از نیاز و احتکار تن ندادند و تابآوری تاریخی خود را به نمایش گذاشتند. این رفتار اجتماعی، به گفته کارشناسان، یکی از مهمترین عوامل خنثیسازی راهبرد دشمن در ایجاد نارضایتی و فروپاشی داخلی بوده است.
اهمیت این تحلیل از آن جهت است که نشان میدهد مقامات ارشد کشور نهتنها از ابعاد مختلف تهدیدات آگاه هستند، بلکه برنامههای مشخصی برای مقابله با آنها دارند. تأکید بر پاسخ نظامی به محاصره دریایی، افزایش شلیک به شناورهای متخلف در مسیر جنوبی و بسته نگه داشتن تنگه هرمز تا تحقق شروط ایران، همگی نشاندهنده عزم جدی برای دفاع از منافع ملی است. در عین حال، اعتراف به فشارهای اقتصادی و تأکید بر لزوم جبران خسارت طبقات فرودست و افزایش حقوق، حاکی از درک واقعبینانه از شرایط داخلی است. به نظر میرسد که راهبرد ایران ترکیبی از قدرت نظامی، تابآوری اقتصادی و انسجام اجتماعی است و در این میان، نقش مردم به عنوان سرمایه اصلی کشور بیش از پیش برجسته میشود. آینده منطقه و به ویژه تنگه هرمز، به تصمیمات بازیگران بینالمللی و میزان پایبندی آنها به قواعد بازی بستگی دارد، اما آنچه مسلم است، ایران نشان داده که در برابر فشارها تسلیم نخواهد شد و برای هر سناریویی آماده است.
در حال بارگذاری نظرات...