آخرین اخبار
ایرنا سیاسی ۱۴۰۵/۰۷/۲۷

روابط ایران و چین؛ رازی که ربیعی فاش کرد اما جزئیاتش را نگفت!

روابط ایران و چین؛ رازی که ربیعی فاش کرد اما جزئیاتش را نگفت!

به گزارش تیترستان؛ علی ربیعی، دستیار رئیس‌جمهور در امور اجتماعی، در اظهاراتی که روز گذشته منتشر شد، با تأکید بر قدمت و اصالت روابط تهران و پکن، اعلام کرد که تاریخ شهادت می‌دهد روابط ایران و چین هیچ‌گاه علیه دیگر کشورها نبوده است. وی این رابطه را «اصیل، سودمند و بر پایه احترام متقابل» توصیف کرد، اما به جزئیات بیشتری درباره ماهیت این همکاری‌ها یا دستاوردهای مشخص آن اشاره نکرد. این اظهارنظر در حالی مطرح می‌شود که روابط دو کشور در سال‌های اخیر به دلیل تحریم‌های بین‌المللی و تغییر معادلات ژئوپلیتیک، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. ربیعی که پیش‌تر نیز در سمت‌های مختلف بر اهمیت دیپلماسی اقتصادی و تعامل با شرق تأکید کرده بود، این بار بدون اشاره به مصادیق عینی، صرفاً به اصول کلی روابط اشاره کرد. ناظران می‌گویند این اظهارات می‌تواند نشانه‌ای از تمایل دولت برای تقویت هرچه بیشتر پیوندها با چین باشد، اما بدون ارائه جزئیات، ارزیابی دستاوردهای واقعی دشوار است.

تاریخ روابط ایران و چین؛ از جاده ابریشم تا شراکت راهبردی

روابط ایران و چین به عنوان دو تمدن کهن، ریشه‌هایی بسیار عمیق در تاریخ دارد که به دوران جاده ابریشم بازمی‌گردد. در آن دوران، کاروان‌های تجاری و سفیران دو کشور در فضایی از احترام متقابل به تبادل کالا، فرهنگ و اندیشه می‌پرداختند و هیچ‌گاه این ارتباطات به معنای اتحاد علیه کشور ثالث نبوده است. ربیعی با اشاره به این پیشینه غنی، سعی دارد تصویری از یک همکاری صلح‌آمیز و سازنده ارائه دهد که در آن منافع دو ملت تأمین می‌شود. پس از انقلاب اسلامی نیز چین یکی از اولین کشورهایی بود که دولت جدید ایران را به رسمیت شناخت و در دوران جنگ تحمیلی و تحریم‌های اقتصادی، همواره شریکی قابل اتکا برای تهران بوده است. در دهه‌های اخیر، رشد اقتصادی چین و نیاز این کشور به انرژی، موقعیت ایران را به عنوان تأمین‌کننده نفت و گاز بیش از پیش برجسته کرده و همین موضوع زمینه‌ساز انعقاد قراردادهای بلندمدت همکاری شده است. با این حال، منتقدان می‌گویند که این روابط همواره متوازن نبوده و ایران گاهی در موضع ضعیف‌تری قرار گرفته است.

با نگاهی به اسناد تاریخی و بیانیه‌های مشترک مقامات دو کشور، می‌توان دریافت که اصل «احترام متقابل» همواره به عنوان یک اصل بنیادین در روابط دوجانبه مورد تأکید بوده است. برای مثال، در سفرهای متقابل روسای جمهور و وزیران خارجه، همواره بر عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر و احترام به حاکمیت ملی تأکید شده است. ربیعی در اظهارات اخیر خود بار دیگر این اصل را برجسته کرده و کوشیده است تا نگرانی‌های احتمالی درباره وابستگی ایران به چین را کاهش دهد. اما واقعیت آن است که در عمل، روابط اقتصادی دو کشور تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله تحریم‌های آمریکا و محدودیت‌های بانکی، با فراز و نشیب‌هایی همراه بوده است. با این وجود، کارشناسان معتقدند که چین به عنوان یک قدرت جهانی، همواره منافع ملی خود را در اولویت قرار می‌دهد و ایران نیز باید با درک این واقعیت، به دنبال حداکثرسازی منافع خود در این رابطه باشد. تاریخ نشان داده که هیچ کشوری حاضر نیست منافع خود را فدای رابطه با دیگری کند، اما احترام متقابل می‌تواند زمینه‌ساز همکاری‌های برد-برد باشد.

ربیعی و کلیدواژه «احترام متقابل»؛ پیام پنهان به مخاطبان داخلی و خارجی

علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیس‌جمهور، از چهره‌های سیاسی نزدیک به دولت اصلاحات و از جمله افرادی است که همواره بر تعامل سازنده با جهان و پرهیز از تنش‌های غیرضروری تأکید کرده است. او در سال‌های اخیر و پس از خروج آمریکا از برجام، بارها بر ضرورت نگاه به شرق و تقویت روابط با کشورهای آسیایی به ویژه چین و روسیه سخن گفته است. اظهارنظر اخیر او درباره روابط ایران و چین را می‌توان در ادامه همان رویکرد تحلیل کرد. ربیعی با تأکید بر اینکه این رابطه «هیچ‌گاه علیه دیگر کشورها» نبوده، در واقع می‌خواهد به منتقدان داخلی و خارجی که ایران را متهم به دنبال کردن اتحادهای نظامی خطرناک می‌کنند، پاسخ دهد. از سوی دیگر، این جمله می‌تواند پیامی به کشورهای غربی باشد که نگران گسترش نفوذ چین در خاورمیانه هستند و ایران را به عنوان پایگاه این نفوذ می‌بینند. او می‌خواهد بگوید که تهران به دنبال ایجاد محور جدیدی علیه نظم موجود نیست، بلکه صرفاً به دنبال منافع اقتصادی و راهبردی خود در چارچوب احترام متقابل است.

این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که مذاکرات احیای برجام همچنان در بن‌بست قرار دارد و فشارهای اقتصادی بر ایران افزایش یافته است. در چنین وضعیتی، چین به عنوان بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران و یکی از اعضای دائمی شورای امنیت، نقش کلیدی در معادلات بین‌المللی ایفا می‌کند. ربیعی با برجسته کردن روابط با پکن، احتمالاً می‌خواهد نشان دهد که ایران گزینه‌های دیگری نیز دارد و می‌تواند بدون اتکا به غرب، مسیر توسعه را طی کند. اما در عین حال، تأکید بر «احترام متقابل» می‌تواند هشداری باشد به چین که ایران حاضر نیست در روابط خود با این کشور، حاکمیت و استقلال خود را قربانی کند. به عبارت دیگر، ربیعی در حال ترسیم یک خط مشی دیپلماتیک است که در آن ایران هم به دنبال استفاده از ظرفیت‌های چین برای دور زدن تحریم‌هاست و هم می‌خواهد استقلال عمل خود را حفظ کند. این موضع‌گیری هوشمندانه، هم به کار داخلی می‌آید و هم در عرصه بین‌المللی قابل دفاع است.

آینده روابط؛ فرصت‌ها و چالش‌های پیش روی تهران و پکن

با نگاهی به روند تحولات جهانی، به نظر می‌رسد روابط ایران و چین در سال‌های آینده بیش از پیش اهمیت پیدا کند. چین به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان، به دنبال تأمین امنیت انرژی خود و گسترش نفوذ در خاورمیانه است و ایران به عنوان کشوری با موقعیت استراتژیک و منابع غنی، می‌تواند شریک مهمی برای پکن باشد. از سوی دیگر، ایران نیز برای مقابله با تحریم‌های آمریکا و توسعه زیرساخت‌های خود، به سرمایه‌گذاری و فناوری چینی نیاز دارد. قرارداد ۲۵ ساله همکاری‌های جامع راهبردی که در سال ۲۰۲۱ امضا شد، نقطه عطفی در این روابط بود که اگرچه جزئیات آن به طور کامل منتشر نشده، اما چارچوبی برای همکاری‌های بلندمدت در حوزه‌های انرژی، حمل‌ونقل، صنعت و فناوری فراهم کرده است. با این حال، اجرای کامل این قرارداد با موانعی از جمله تحریم‌های آمریکا، فشار افکار عمومی داخلی نسبت به واگذاری منابع به چین، و کندی روند تصمیم‌گیری در پکن روبرو بوده است.

یکی از چالش‌های اصلی در روابط دو کشور، مسئله تراز تجاری است که همواره به نفع چین بوده است. ایران عمدتاً نفت و محصولات معدنی به چین صادر می‌کند، در حالی که چین کالاهای صنعتی و مصرفی به ایران می‌فرستد. این وضعیت باعث شده که برخی کارشناسان اقتصادی نسبت به تبدیل شدن ایران به بازار مصرف محصولات چینی و عدم انتقال فناوری هشدار دهند. ربیعی در اظهارات خود به این جنبه‌ها اشاره نکرده، اما تأکید بر «سودمند بودن» رابطه می‌تواند پاسخی به این نگرانی‌ها باشد. در آینده، اگر ایران بتواند با دیپلماسی فعال و استفاده از اهرم‌های خود، چین را به سرمایه‌گذاری در بخش‌های تولیدی و انتقال فناوری ترغیب کند، می‌تواند از این رابطه بهره بیشتری ببرد. در غیر این صورت، خطر وابستگی اقتصادی به چین وجود دارد. همچنین، ایران باید مراقب باشد که در بازی بزرگ قدرت‌های جهانی، به ابزاری در دست چین برای اعمال فشار بر آمریکا تبدیل نشود. تجربه سال‌های گذشته نشان داده که اتکای صرف به یک قدرت بزرگ، همواره خطرناک است و ایران باید سیاست خارجی متوازن‌تری را در پیش بگیرد.

در مجموع، اظهارات ربیعی را می‌توان تلاشی برای بازتعریف روابط ایران و چین بر اساس اصولی چون احترام متقابل، عدم مداخله و منافع مشترک دانست. این اظهارات در شرایطی که کشور با چالش‌های اقتصادی و سیاسی متعددی روبروست، نشان‌دهنده تمایل دولت برای تقویت پیوندها با شرق است. با این حال، بدون شفافیت در مورد جزئیات توافق‌ها و دستاوردهای عینی، نمی‌توان به طور قطعی درباره موفقیت این رویکرد قضاوت کرد. آنچه مسلم است، تاریخ روابط ایران و چین پر از فراز و نشیب بوده و آینده آن به هوشمندی سیاست‌گذاران دو کشور بستگی دارد. ربیعی با تأکید بر اصالت و سودمندی این رابطه، سعی در ایجاد اعتماد و امیدواری دارد، اما افکار عمومی منتظر اقدامات عملی و ملموس هستند تا بتوانند به وعده‌های دیپلماتیک اعتماد کنند. در نهایت، باید دید که آیا این اظهارات صرفاً در سطح بیانیه باقی می‌ماند یا به تحولی واقعی در روابط دو کشور منجر می‌شود.

مطالعه در منبع اصلی
اشتراک‌گذاری
نظرات

در حال بارگذاری نظرات...