آخرین اخبار
مشرق شبکه های اجتماعی ۱۴۰۵/۰۷/۲۷

عربستان پرده از یک راز بزرگ برداشت؛ چرا ریاض ناگهان وارد جنگ آشکار شد؟

عربستان پرده از یک راز بزرگ برداشت؛ چرا ریاض ناگهان وارد جنگ آشکار شد؟

به گزارش تیترستان؛ در تحولی که تحلیلگران منطقه آن را نشانه تغییر معادلات میدان یمن می‌دانند، منی صفوان، روزنامه‌نگار و تحلیلگر برجسته یمنی، در اظهاراتی که در کانال تلگرامی «جهان‌بین» منتشر شده، فاش کرده است که عربستان سعودی پس از ماه‌ها انکار مشارکت مستقیم در حملات، ناچار به ورود آشکار به جنگ شده است. به گفته وی، ریاض پیش‌تر همواره تلاش می‌کرد نقش خود در حملات هوایی و زمینی را کم‌رنگ جلوه دهد، اما اکنون با از دست دادن متحدان کلیدی خود در جبهه‌های المخا و تعز و همچنین شکست سنگین نیروهای تحت فرمان طارق صالح و حزب اصلاح، پرده از دخالت مستقیم خود برداشته است. این تغییر رویکرد نظامی، در حالی رخ می‌دهد که گزارش‌های میدانی از افزایش حملات هوایی ائتلاف سعودی به مناطق مختلف یمن از جمله صعده و مأرب حکایت دارد و آمارها از کشته و زخمی شدن صدها غیرنظامی در این حملات خبر می‌دهد. به نظر می‌رسد عربستان که زمانی با اتکا به نیروهای نیابتی و ائتلافی گسترده به دنبال تغییر موازنه قدرت در یمن بود، امروز با فروپاشی این راهبرد، ناچار به پذیرش هزینه‌های سنگین یک جنگ فرسایشی شده است.

چرا متحدان عربستان در یمن شکست خوردند؟

یکی از مهم‌ترین دلایل ورود آشکار عربستان به جنگ، فروپاشی ساختار متحدان محلی این کشور در یمن است. نیروهای طارق صالح، برادرزاده رئیس‌جمهور مخلوع یمن، که زمانی به عنوان بازوی قدرتمند ریاض در ساحل غربی و منطقه المخا شناخته می‌شدند، در ماه‌های اخیر متحمل شکست‌های پیاپی از نیروهای انصارالله شده‌اند. همچنین حزب اصلاح، دیگر متحد قدیمی عربستان، در جبهه‌های تعز و مأرب نتوانسته است مقاومت قابل توجهی از خود نشان دهد و بسیاری از فرماندهان آن یا کشته شده‌اند یا عقب‌نشینی کرده‌اند. این شکست‌ها در حالی رخ می‌دهد که عربستان میلیاردها دلار برای تجهیز و آموزش این گروه‌ها هزینه کرده بود و اکنون با از دست دادن کنترل بر مناطق استراتژیک، عملاً برگ برنده خود را در مذاکرات آینده از دست داده است. کارشناسان معتقدند که ریاض با این وضعیت، چاره‌ای جز ورود مستقیم به میدان ندارد تا شاید بتواند از فروپاشی کامل جبهه متحدانش جلوگیری کند، هرچند که این اقدام نیز با توجه به قدرت موشکی و پهپادی انصارالله، بسیار پرخطر و هزینه‌بر خواهد بود.

از سوی دیگر، شکست متحدان عربستان تنها به بعد نظامی محدود نمی‌شود و ابعاد سیاسی و اجتماعی نیز دارد. حزب اصلاح که ریشه در اخوان‌المسلمین دارد، در سال‌های گذشته به دلیل اختلافات داخلی و کاهش حمایت مردمی، نتوانسته است به عنوان یک نیروی منسجم عمل کند و بسیاری از نیروهای آن جذب گروه‌های دیگر شده‌اند. نیروهای طارق صالح نیز که عمدتاً از مناطق جنوبی و با حمایت امارات تشکیل شده بودند، پس از کاهش حمایت مالی ابوظبی و اختلافات با ریاض، دچار تضعیف شدند. این وضعیت باعث شده است که عربستان نه تنها نتواند به اهداف اعلامی خود در یمن دست یابد، بلکه با یک خلأ قدرت در مناطق تحت نفوذ خود مواجه شود که به سرعت توسط انصارالله پر می‌شود. به همین دلیل، تحلیلگران یمنی معتقدند که ورود آشکار عربستان به جنگ، بیش از آنکه یک انتخاب راهبردی باشد، یک واکنش اضطراری به فروپاشی متحدان و از دست رفتن ابتکار عمل در میدان است.

مصر و عمان؛ تماشاگران محتاط بحران یمن

در حالی که عربستان سعودی تلاش می‌کند ائتلافی گسترده علیه انصارالله تشکیل دهد، دو کشور مهم منطقه یعنی مصر و عمان از پیوستن به این ائتلاف خودداری کرده‌اند. بنا به گزارش‌ها، مقامات مصری با توجه به هزینه‌های اقتصادی سنگین جنگ و همچنین نگرانی از پیامدهای داخلی، ترجیح داده‌اند که نقش میانجی را حفظ کنند و از ورود مستقیم به درگیری نظامی پرهیز کنند. عمان نیز که همواره سیاست خارجی مبتنی بر بی‌طرفی و میانجی‌گری را دنبال کرده است، در این بحران نیز موضعی مشابه اتخاذ کرده و حاضر به همراهی با ریاض در جنگ نشده است. این عدم همراهی، ضربه‌ای جدی به مشروعیت بین‌المللی اقدامات عربستان وارد می‌کند و نشان می‌دهد که حتی متحدان سنتی ریاض نیز دیگر حاضر نیستند هزینه‌های سیاسی و اقتصادی یک جنگ فرسایشی دیگر را بپذیرند. کارشناسان معتقدند که این انزوای نسبی، می‌تواند موضع عربستان را در مذاکرات آتش‌بس تضعیف کند و فشارهای بین‌المللی بر این کشور را افزایش دهد.

علاوه بر مصر و عمان، سایر کشورهای منطقه نیز نسبت به پیوستن به ائتلاف سعودی تردید دارند. امارات متحده عربی که در سال‌های گذشته نقش فعالی در جنوب یمن داشت، اکنون با احتیاط بیشتری عمل می‌کند و ترجیح می‌دهد از طریق نفوذ سیاسی و اقتصادی، اهداف خود را پیش ببرد. قطر نیز که پس از بحران ۲۰۱۷ روابط پرتنشی با عربستان داشت، هیچ تمایلی به حمایت از ریاض در این جنگ ندارد. این وضعیت باعث شده است که عربستان عملاً تنها بماند و ناچار شود هزینه‌های سنگین جنگ را به تنهایی بپردازد. در چنین شرایطی، تحلیلگران پیش‌بینی می‌کنند که ادامه این روند می‌تواند به افزایش فشار بر اقتصاد عربستان و کاهش محبوبیت محمد بن سلمان در داخل کشور منجر شود، به ویژه آنکه جنگ یمن تاکنون نیز خسارات مالی و اعتباری زیادی برای ریاض به همراه داشته است.

پیامدهای آینده؛ از انزوای ریاض تا احتمال مذاکره

ورود آشکار عربستان به جنگ یمن در شرایطی رخ می‌دهد که این کشور با بحران‌های متعدد داخلی و خارجی دست و پنجه نرم می‌کند. از یک سو، اقتصاد عربستان به دلیل کاهش قیمت نفت و هزینه‌های سنگین جنگ یمن تحت فشار قرار دارد و برنامه‌های بلندپروازانه محمد بن سلمان برای تنوع بخشی به اقتصاد با چالش جدی مواجه شده است. از سوی دیگر، حملات موشکی و پهپادی انصارالله به عمق خاک عربستان، از جمله فرودگاه‌های ابها، جده و ریاض، امنیت این کشور را به شدت تحت تأثیر قرار داده و باعث تعطیلی مکرر فرودگاه‌ها و لغو پروازها شده است. این حملات نه تنها وجهه عربستان به عنوان یک قدرت منطقه‌ای را خدشه‌دار کرده، بلکه هزینه‌های امنیتی و روانی زیادی را نیز به شهروندان سعودی تحمیل کرده است. در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد که ورود آشکار به جنگ، بیش از آنکه راهبردی برای پیروزی باشد، تلاشی برای حفظ آبرو و جلوگیری از فروپاشی کامل جبهه متحدان است، اما این اقدام نیز ممکن است به تشدید حملات انصارالله و افزایش ناامنی در عربستان منجر شود.

از منظر منطقgeopolitical، شکست راهبرد عربستان در یمن می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای کل منطقه داشته باشد. انصارالله که اکنون در موضع برتر قرار دارد، ممکن است انگیزه بیشتری برای حملات به تاسیسات نفتی و حیاتی عربستان پیدا کند، همانطور که در سال ۲۰۱۹ با حمله به آرامکو، بازارهای جهانی نفت را شوکه کرد. همچنین، این وضعیت می‌تواند به تقویت محور مقاومت و افزایش نفوذ ایران در منطقه منجر شود، موضوعی که همواره نگرانی اصلی ریاض و متحدان غربی آن بوده است. از سوی دیگر، احتمال دارد که عربستان تحت فشارهای بین‌المللی و داخلی، ناچار به پذیرش مذاکرات جدی با انصارالله شود، مذاکراتی که این بار در موضع ضعف برگزار خواهد شد. در نهایت، به نظر می‌رسد که جنگ یمن به نقطه‌ای رسیده است که هیچ‌یک از طرفین نمی‌تواند پیروزی نظامی کامل را تصور کند و تنها راه برون‌رفت، توافقی سیاسی است که منافع همه گروه‌ها را در نظر بگیرد، اما رسیدن به چنین توافقی با توجه به عمق بحران و بی‌اعتمادی متقابل، بسیار دشوار و زمان‌بر خواهد بود.

مطالعه در منبع اصلی
اشتراک‌گذاری
نظرات

در حال بارگذاری نظرات...