پشت پرده فوتبال ایران؛ مدیر ردصلاحیتشدهای که از سایه دستور میدهد!

به گزارش تیترستان؛ در حالی که ماهها از انتخابات جنجالی فدراسیون فوتبال گذشته و ترکیب جدید هیئترئیسه مشخص شده است، زمزمههایی از حضور پررنگ یکی از مدیران سابق در پشت صحنه تصمیمگیریهای کلیدی فوتبال ایران به گوش میرسد. این فرد که در انتخابات اخیر با رأی اعضای مجمع مواجه نشد و از گردونه قدرت رسمی کنار رفت، ظاهراً قصد ندارد به همین سادگی میدان را ترک کند. او با نزدیک شدن به کمیتههای مختلف فدراسیون و حضور در محافل مدیریتی غیررسمی، تلاش میکند نفوذ از دست رفته خود را احیا کند. این در حالی است که بسیاری از کارشناسان فوتبال، حضور افراد بدون مسئولیت رسمی در رأس تصمیمسازیها را مغایر با اصول شفافیت و پاسخگویی میدانند. سوال اصلی اینجاست که چرا فردی که از مجمع رأی نگرفته، باید همچنان در تصمیمات کلان فوتبال کشور نقش داشته باشد؟
تلاش برای حفظ نفوذ غیررسمی؛ انگیزهها و مکانیزمها
بررسیها نشان میدهد این مدیر سابق که سابقه عضویت در هیئترئیسه فدراسیون را در کارنامه دارد، پس از ناکامی در انتخابات، مسیر متفاوتی را برای ادامه فعالیت خود برگزیده است. او به جای کنارهگیری کامل از فضای مدیریتی، با شرکت در جلسات غیررسمی، دیدار با اعضای کمیتههای مختلف و حتی مصاحبههای رسانهای، سعی در حفظ جایگاه خود دارد. منتقدان میگویند این رفتار نشاندهنده نوعی وابستگی به قدرت است که در آن فرد حاضر نیست بپذیرد رأی اعضای مجمع، پایان راه او بوده است. از سوی دیگر، برخی ناظران معتقدند او با استفاده از شبکه ارتباطی گستردهای که طی سالها ایجاد کرده، همچنان میتواند بر روند برخی تصمیمات اثر بگذارد. این نفوذ غیررسمی در حالی است که هیچ سمت رسمی و مسئولیتی متوجه او نیست و در صورت بروز خطا، امکان پاسخگویی وجود ندارد. پرسش جدی این است که چرا ساختار فوتبال ایران اجازه میدهد چنین افرادی بدون داشتن مسئولیت قانونی، در تصمیمسازیها دخالت کنند؟
علاوه بر این، تلاش برای نزدیک شدن به کمیتههای فدراسیون و حضور در محافل مدیریتی، تنها بخشی از استراتژی این فرد برای بازگشت به قدرت است. او همچنین در شبکههای اجتماعی و رسانهها فعال شده و سعی دارد با طرح مباحث کارشناسی، خود را همچنان صاحب نظر نشان دهد. اما آنچه بیش از همه جلب توجه میکند، ارتباط او با برخی اعضای فعلی هیئترئیسه است که گمانهزنیها درباره اعمال نفوذ پشت پرده را تقویت میکند. در همین حال، برخی منابع آگاه از برگزاری جلسات خصوصی میان این مدیر سابق و افراد کلیدی فدراسیون خبر میدهند؛ جلساتی که هیچگونه شفافیتی درباره دستور جلسه و نتایج آن وجود ندارد. این وضعیت باعث شده که حتی برخی حامیان او نیز نسبت به پیامدهای منفی چنین حضوری هشدار دهند. به نظر میرسد فوتبال ایران نیازمند شفافسازی در مورد نقش افراد غیررسمی در تصمیمگیریهاست.
کارنامهای پر از حاشیه و پرسشهای جدی
کارنامه مدیریتی این فرد تنها به حضور در فدراسیون فوتبال محدود نمیشود و در سالهای گذشته، حاشیههای متعددی را به همراه داشته است. او که به دلیل سوابق غیرتخصصی مورد انتقاد بوده، در دوران حضورش در هیئترئیسه نیز بارها به دخالت در امور فنی و اجرایی متهم شده است. یکی از مهمترین موارد، درگیریهای فیزیکی گزارششده در جلسات رسمی است که به گفته شاهدان، فضای مدیریتی فوتبال را تحت تأثیر قرار داده است. همچنین اتهام دخالت غیرقانونی در برخی پروندههای بینالمللی ورزش ایران مطرح شده که هنوز پاسخ روشنی به آنها داده نشده است. این موارد نشان میدهد که حضور چنین افرادی در سطوح تصمیمگیری، نه تنها کمکی به پیشرفت فوتبال نمیکند، بلکه میتواند به اعتبار بینالمللی کشور نیز آسیب بزند.
علاوه بر این، او به دنبال دستیابی به کرسیهای بینالمللی در نهادهای ورزشی بوده است؛ کرسیهایی که قرار بود فرصتی برای تأمین منافع ملی باشد، اما به گفته منتقدان، بیشتر به تقویت رزومه شخصی او منجر شده است. این رویکرد باعث شده که حتی برخی همکاران سابق او نیز نسبت به اولویتهایش تردید کنند. در همین راستا، پروندههای حساس بینالمللی ورزش ایران که در آنها نام این مدیر سابق مطرح شده، هنوز در هالهای از ابهام قرار دارد. عدم شفافیت در این پروندهها و عدم پاسخگویی مناسب، اعتماد عمومی به مدیریت ورزش کشور را خدشهدار کرده است. به نظر میرسد فوتبال ایران بیش از هر زمان دیگری به مدیرانی نیاز دارد که با تجربه و تخصص، در چارچوب قانون عمل کنند و از حاشیهسازی پرهیز نمایند.
پیامدهای نفوذ غیررسمی بر آینده فوتبال ایران
حضور پررنگ افراد بدون مسئولیت رسمی در تصمیمسازیهای فوتبال، پیامدهای منفی متعددی را به دنبال دارد. نخستین و مهمترین پیامد، تضعیف اصل پاسخگویی است. زمانی که فردی در تصمیمات کلان نقش دارد اما هیچ سمت رسمی ندارد، در صورت بروز اشتباه، نمیتوان او را بازخواست کرد. این وضعیت باعث میشود که تصمیمات مهم بدون هیچ نظارتی گرفته شود و در نهایت، هزینه آن را فوتبال کشور بپردازد. دومین پیامد، کاهش اعتماد عمومی به فدراسیون و فرآیندهای انتخابی است. وقتی اعضای مجمع با رأی خود فردی را کنار میگذارند اما او همچنان در پشت صحنه فعال است، معنای رأیگیری و دموکراسی ورزشی زیر سوال میرود. سومین پیامد، ایجاد فضای دوقطبی و تنش در بدنه مدیریتی فوتبال است که میتواند به اختلافات داخلی و کندی روند تصمیمگیری منجر شود.
از سوی دیگر، تجربه سالهای گذشته نشان داده که حضور افراد غیرمتخصص و حاشیهساز در رأس امور، به جای کمک به توسعه فوتبال، موجب انحراف منابع و فرصتها شده است. فوتبال ایران در شرایطی که با چالشهای متعددی مانند مشکلات مالی، زیرساختی و بینالمللی دست و پنجه نرم میکند، نیازمند مدیریتی منسجم و شفاف است. مدیرانی که با رأی اعتماد مجمع انتخاب شدهاند، باید بتوانند بدون دخالتهای غیررسمی، برنامههای خود را پیش ببرند. در این میان، نقش رسانهها و نهادهای نظارتی در روشنسازی ابعاد این نفوذ غیررسمی بسیار حیاتی است. بدون شک، ادامه این روند میتواند به تضعیف بیشتر ساختار مدیریتی فوتبال و دور شدن از مسیر توسعه پایدار منجر شود. پرسش روشن این است: چرا فردی که از مجمع رأی نگرفته، باید در تصمیمسازیها نقش داشته باشد؟ پاسخ به این پرسش، میتواند کلید اصلاح بسیاری از ناکارآمدیهای فعلی باشد.
در حال بارگذاری نظرات...