راز سکوت بازار نفت در بحران هرمز؛ نشانهای از طوفان بزرگتر یا آرامش قبل از فاجعه؟

به گزارش تیترستان؛ در حالی که تنشها در تنگه هرمز وارد مرحله تازهای شده و ناظران بینالمللی از احتمال اختلال جدی در عبور نفتکشها سخن میگویند، بازارهای جهانی انرژی رفتاری متفاوت از انتظار را به نمایش گذاشتهاند. برخلاف پیشبینیهای اولیه که حکایت از جهش یکباره و انفجاری قیمت نفت داشت، در روزهای نخست بحران، قیمتها با احتیاط و حتی نوسانات محدود مواجه شدند. این در حالی است که تحلیلگران هشدار میدهند تداوم درگیریها، افزایش غیرمنتظره واردات نفت چین و نگرانی فزاینده درباره سطح ذخایر راهبردی انرژی، میتواند در هفتههای آینده زمینهساز صعودی شدن قیمتها و بازگشت شبح تورم به اقتصاد جهانی شود. به نظر میرسد آنچه امروز در بازارهای مالی و انرژی میگذرد، بیش از آنکه نشانه آرامش باشد، حاکی از نوعی بلاتکلیفی و انتظار برای روشن شدن ابعاد کامل بحران است.
شوک انرژی در کمین است؛ بازگشت تورم با محرک جدید
افت محسوس قیمت اوراق قرضه دولتی و افزایش بازدهی آنها در روزهای اخیر، به روشنی نشاندهنده نگرانی سرمایهگذاران از تداوم تورم و رشد هزینههای استقراض در سطح بینالمللی است. هرچند بسیاری از کارشناسان تکرار کامل شوک تورمی سال ۲۰۲۲ را قطعی نمیدانند، اما افزایش همزمان قیمت گاز، گازوئیل، بنزین و سوخت جت میتواند به سرعت قدرت خرید خانوارها را کاهش دهد و فعالیتهای اقتصادی را کند کند. در چنین شرایطی، بانکهای مرکزی در سراسر جهان با دوراهی دشواری روبهرو میشوند: افزایش نرخ بهره برای مهار تورم، یا حفظ آن برای جلوگیری از رکود عمیقتر. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هرگونه اختلال پایدار در زنجیره تأمین انرژی، به سرعت به سایر بخشهای اقتصاد سرریز میشود و میتواند سالها اثرگذار باقی بماند.
مسئله دیگر صرفاً این نیست که چه مقدار نفت میتواند از تنگه هرمز عبور کند؛ بازارها باید به این پرسش پاسخ دهند که آیا نظام انرژی جهانی توانایی بازسازی سریع ذخایر، ظرفیت پالایشگاهی و زنجیرههای تأمینی را که بر اثر ماهها درگیری آسیب دیدهاند، دارد یا خیر. این نگرانی زمانی جدیتر میشود که بدانیم بسیاری از کشورهای مصرفکننده، ذخایر راهبردی خود را در سالهای اخیر کاهش دادهاند و اکنون با حاشیه امنیت کمتری به استقبال بحران میروند. به عبارت دیگر، حتی اگر تنگه هرمز به طور کامل بسته نشود، آسیبهای واردشده به زیرساختهای انرژی میتواند ماهها بر بازارها سایه بیندازد و قیمتها را در سطوحی بالاتر از انتظار نگه دارد.
اروپا در تنگنای انرژی؛ وابستگیهای پنهان و آسیبپذیریهای تازه
بحران کنونی، وابستگی شدید اروپا به واردات انرژی را بیش از هر زمان دیگری برجسته کرده است. بهویژه آنکه دسترسی این قاره به گاز قطر به دلیل اختلالات ایجادشده در مسیرهای دریایی محدود شده و سهم گاز آمریکا در سبد واردات انرژی اروپا به شکلی محسوس افزایش یافته است. این تغییر مسیر اگرچه در کوتاهمدت میتواند بخشی از نیازها را تأمین کند، اما خود وابستگی جدیدی به زیرساختهای صادراتی آمریکا ایجاد میکند که آن هم در معرض ریسکهای ژئوپلیتیکی و لجستیکی قرار دارد. در واکنش به این وضعیت، احتمال توجه جدیتر دولتهای اروپایی به انرژی هستهای و منابع تجدیدپذیر افزایش یافته است، اما توسعه این منابع نیازمند زمان و سرمایهگذاری کلان است و نمیتواند در کوتاهمدت خلأ ناشی از اختلال در عرضه سوختهای فسیلی را پر کند.
در همین حال، وابستگی به تجهیزات و مواد اولیه چینی، از جمله پنلهای خورشیدی، باتریها و عناصر خاکی کمیاب، خود میتواند آسیبپذیری تازهای برای اقتصادهای پیشرفته ایجاد کند. ایجاد ذخایر راهبردی و تنوعبخشی به منابع انرژی نیز اگرچه راهبردی ضروری به نظر میرسد، اما هزینههای سنگینی را به دولتها تحمیل میکند. دولتها همزمان باید برای امنیت انرژی و امنیت دفاعی هزینه بیشتری بپردازند، درحالیکه افزایش مالیاتها از نظر سیاسی بسیار دشوار است و میتواند به نارضایتی اجتماعی دامن بزند. این تنگنای مالی، فضای مانور سیاستگذاران را محدود کرده و احتمالاً آنها را به سمت انتخابهای سخت میان رفاه عمومی و امنیت ملی سوق خواهد داد.
نظم جهانی پس از هرمز؛ آیندهای پر از بیثباتی و هزینههای پنهان
در سطح بینالمللی، تداوم جنگ و بحران انرژی میتواند شکاف میان قدرتهای بزرگ را عمیقتر کند و همکاری نهادهای جهانی را دشوارتر سازد. تجربه بحرانهای گذشته نشان داده است که هرگونه اختلال گسترده در جریان انرژی، نه تنها بازارها را متأثر میکند، بلکه به تشدید رقابتهای ژئوپلیتیکی و شکلگیری اتحادهای جدید نیز میانجامد. پیامدهای چنین وضعیتی احتمالاً مدتها پس از پایان درگیری نیز ادامه مییابد و جهان را با هزینههای بالاتر انرژی، تورم ماندگارتر و نااطمینانی ژئوپلیتیکی فزاینده روبهرو خواهد کرد. به نظر میرسد عصر جدیدی از بیثباتی آغاز شده است که در آن بحرانها نه استثنا، بلکه قاعدهای دائمی خواهند بود.
بررسی وضعیت پیشین نیز نشان میدهد که جهان در سالهای اخیر بارها با شوکهای انرژی و بحرانهای ژئوپلیتیکی مواجه شده و هر بار بخشی از تابآوری خود را از دست داده است. کاهش ذخایر راهبردی، فرسایش زیرساختها و افزایش بدهیهای دولتی، همگی دستبهدست هم دادهاند تا ظرفیت نظام جهانی برای مقابله با بحران بعدی کاهش یابد. در چنین شرایطی، هرگونه درگیری در نقاط حساس مانند تنگه هرمز میتواند به سرعت به یک بحران فراگیر تبدیل شود. آینده پیشرو، نیازمند همکاری بینالمللی گسترده و اتخاذ стратеژیهای بلندمدت برای تنوعبخشی به منابع انرژی و کاهش وابستگیهای آسیبپذیر است؛ امری که به نظر میرسد در فضای رقابتهای کنونی، دستیابی به آن دشوارتر از همیشه باشد.
در حال بارگذاری نظرات...