سفر مرموز لاوروف به تهران در اوج تنشها؛ پیامی که از منامه میآید!

به گزارش تیترستان؛ سفر سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، به تهران در شرایطی انجام شد که تنشهای میان ایران و آمریکا بر سر تنگه هرمز، تحریمهای اقتصادی و پرونده هستهای به اوج خود رسیده است. این سفر نخستین سفر یک مقام عالیرتبه روسی پس از جنگ ۴۰ روزه به ایران محسوب میشود و نگاه تحلیلگران را به خود جلب کرده است. لاوروف در این سفر با رئیسجمهور و وزیر امور خارجه ایران دیدار و گفتوگو کرد. وزارت خارجه روسیه اعلام کرده است که محور مذاکرات بر بحران منطقهای، همکاریهای اقتصادی و راههای کاهش تنش متمرکز بوده است. خبرگزاری تاس نیز مدعی شده که لاوروف قرار است مقامهای ایرانی را از نتایج رایزنیهای خود با وزیران خارجه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در منامه مطلع کند. این در حالی است که بسیاری از ناظران میپرسند آیا روسیه میتواند نقش میانجی میان ایران و آمریکا را ایفا کند و از وقوع جنگی دوباره جلوگیری کند یا خیر.
انتقال پیام از منامه؛ مأموریت پنهان لاوروف
اهمیت این سفر زمانی دوچندان میشود که آن را در امتداد دو مسیر دیپلماتیک روسیه بررسی کنیم. از یک سو، مسکو به دنبال حفظ و گسترش همکاری راهبردی با دولتهای حاشیه خلیج فارس است و از سوی دیگر، از ادامه جنگ آمریکا با ایران منافع اقتصادی قابل توجهی به دست آورده است. لاوروف پیش از ورود به تهران، در نهمین نشست گفتوگوی راهبردی روسیه و شورای همکاری خلیج فارس در بحرین شرکت کرد. او در منامه بر ضرورت گفتوگوی مستقیم میان کشورهای ساحلی خلیج فارس و همسایگانشان، از جمله عراق و اردن، تأکید کرد. این پیشنهاد با هدف ایجاد چارچوبی منطقهای برای گفتوگو درباره امنیت و کاهش تنش مطرح شده است. ایران پیش از این تهدید کرده بود که در صورت وقوع دوباره جنگ، به همه مواضع و منافع آمریکا در منطقه حمله میکند و هر کشوری که هرگونه کمک به آمریکا برای حمله ارائه دهد، هدف موشک قرار خواهد گرفت. حال اگر جنگ آینده به زیرساختهای انرژی کشیده شود، زیرساختهای انرژی کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز در معرض حمله قرار میگیرند و این همان نگرانی است که کشورهای عربی را به تکاپو واداشته است.
روسیه تاکنون فقط در حد موضعگیری خواستار کاهش تنش بین ایران و آمریکا شده و اقدام ملموسی در این زمینه انجام نداده بود. اما حالا به نظر میرسد مسکو تلاش میکند از موقعیت خود بهعنوان شریک تهران و همزمان طرف گفتوگو با کشورهای عربی برای ایفای نقشی فعالتر در بحران استفاده کند. ولادیمیر پوتین نیز در دیدارهای اخیر با پزشکیان از آمادگی روسیه برای مشارکت در تلاشهای میانجیگرانه سخن گفته است. برخی گزارشهای غیررسمی از نشست منامه نشان میدهد که کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از مسکو خواستهاند برای توقف حملات ایران به کشورهای منطقه از نفوذ دیپلماتیک خود استفاده کند. این درخواست، بار سنگینی بر دوش لاوروف گذاشته است، زیرا او باید هم انتظارات اعراب را برآورده کند و هم روابط حساس خود با تهران را حفظ نماید.
منافع متناقض روسیه؛ میانجیگری یا ادامه تنش؟
نکته مهم اینجاست که روسیه منافع قابل توجهی در ادامه جنگ آمریکا با ایران دارد. توافق انرژی ترامپ با پوتین برای جلوگیری از افزایش قیمت انرژی به ویژه گازوئیل، معافیتهای گسترده برای فروش نفت روسیه و تعلیق اجرای قانون جدید تحریمهای همهجانبه علیه روسیه به دست ترامپ، همه دستاوردهای جنگ ایران برای مسکو هستند. این دستاوردها تبدیل به اهرمهای فشار روسیه در جنگ با اوکراین هم شدهاند. در حالی که تا پیش از این، روسیه تحت حملات مداوم و مؤثر اوکراین علیه زیرساختهای انرژی خود قرار گرفته بود و تقریباً بدترین سال جنگ با اوکراین را سپری میکرد. بنابراین، مسکو بهطور طبیعی تمایلی به پایان سریع تنشها ندارد، مگر آنکه بتواند از این طریق امتیازات بیشتری کسب کند. از سوی دیگر، افزایش تنش میان تهران و همسایگان عربی میتواند راهبرد دوگانه روسیه را با محدودیت مواجه کند. این یعنی روسیه در صورت وقوع دوباره جنگ نمیتواند همزمان با ایران و اعراب رابطه حسنه داشته باشد. به همین دلیل، مسکو تداوم تنش کنترلشده را به یک جنگ گسترده و غیرقابل پیشبینی ترجیح میدهد.
با این حال، باید دید که روسیه برای جلوگیری از افزایش تنشها، میتواند پیشنهادهایی برای بازکردن قفل مذاکرات ارائه دهد یا نه. در شرایطی که آمریکا بر امتیازات هستهای تأکید دارد و ایران در مرحله اول فقط حاضر به مذاکره بر سر تنگه هرمز و شرایط جدید مدیریت آن است، یافتن نقطه مشترک بسیار دشوار به نظر میرسد. از سوی دیگر، ادامه شرایط نه جنگ نه صلح و محاصره دریایی نیز در طولانیمدت برای ایران قابل تحمل نیست و تهران برخلاف مسکو به دنبال پایانی برای وضعیت فعلی خواهد بود. این تفاوت در اولویتها، ممکن است کار میانجیگری روسیه را پیچیده کند. لاوروف در سفر به تهران احتمالاً سعی خواهد کرد طرف ایرانی را به خویشتنداری دعوت کند و همزمان پیام کشورهای عربی را منتقل نماید، اما بدون ارائه تضمینهای جدی از سوی آمریکا، بعید است ایران عقبنشینی کند.
شراکت راهبردی ایران و روسیه؛ فراتر از بحران فعلی
ظاهراً سفر لاوروف به جنگ ایران و آمریکا محدود نمیشود. بر اساس اعلام وزارت خارجه روسیه، همکاریهای تجاری، اقتصادی، سرمایهگذاری و پروژههای مشترک انرژی و حملونقل نیز در دستور کار مذاکرات قرار دارند. مسکو و تهران همچنین درباره هماهنگی در سازمان ملل، بریکس، سازمان همکاری شانگهای و اتحادیه اقتصادی اوراسیا گفتوگو خواهند کرد. توافق مشارکت جامع راهبردی دو کشور که در سال ۱۴۰۴ امضا شد، چارچوبی برای توسعه همکاریهای دوجانبه فراهم کرده است. هرچند این توافق، برخلاف برخی پیمانهای امنیتی روسیه با دیگر کشورها، تعهد دفاع متقابل ایجاد نمیکند، اما نشاندهنده عزم دو طرف برای گسترش روابط در حوزههای مختلف است. در همین حال، روسیه در تلاش است روابط اقتصادی خود با کشورهای عربی را نیز گسترش دهد. لاوروف در نشست منامه اعلام کرد مبادلات تجاری روسیه با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در سال ۱۴۰۴ حدود ۴۵ درصد افزایش یافته و به نزدیک ۱۹ میلیارد دلار رسیده است. این روند نشان میدهد که مسکو در پی حفظ کانالهای ارتباطی با مجموعهای از بازیگران منطقه است و در این پازل، از ارتباط خود با ایران هم استفاده میکند.
در مجموع، سفر لاوروف به تهران را باید در چارچوب راهبرد کلان روسیه در منطقه دید؛ راهبردی که در آن مسکو میکوشد هم روابط خود را با ایران به عنوان یک شریک راهبردی حفظ کند و هم از منافع اقتصادی و دیپلماتیک خود در خلیج فارس و جهان عرب مراقبت نماید. این سفر میتواند فرصتی برای ایران باشد تا از وزن روسیه برای کاهش فشارهای بینالمللی استفاده کند، اما در عین حال باید مراقب باشد که منافع ملیاش در بازی قدرتهای بزرگ قربانی نشود. از سوی دیگر، کشورهای عربی نیز نگران آن هستند که روسیه نتواند یا نخواهد که ایران را به تغییر رفتار وادار کند. در نهایت، آنچه امروز در تهران و منامه میگذرد، بخشی از یک دیپلماسی پیچیده و چندلایه است که نتیجه آن میتواند بر سرنوشت امنیت منطقه تأثیر بگذارد. باید منتظر ماند و دید که مأموریت لاوروف چه دستاوردی برای کاهش تنشها خواهد داشت و آیا روسیه میتواند نقش یک میانجی قابل اعتماد را ایفا کند یا خیر.
در حال بارگذاری نظرات...