معمای تنگه هرمز؛ چرا کاهش تبادل آتش، خطر را تمامشده نکرده است؟

به گزارش تیترستان؛ جنگ ایران و آمریکا همچنان در مرحله آزمون ارادهها و سنجش تابآوری دو طرف قرار دارد و با وجود کاهش نسبی تبادل آتش در هفتههای اخیر، نشانههای تازه از تنگه هرمز حاکی از آن است که موازنه در این آبراه راهبردی همچنان شکننده باقی مانده است. دادههای شرکت کپلر نشان میدهد که در ماه سپتامبر، عبور نفت از تنگه هرمز افزایش یافت و میانگین عبور نفت در پایان ماه به حدود ۱۳ میلیون بشکه در روز رسید، اما این روند پایدار نماند و در هفته منتهی به هفتم اکتبر، میانگین عبور نفت خام به ۸.۵ میلیون بشکه در روز کاهش یافت که رقمی حدود ۴۰ درصد کمتر از سطح معمول است. این نوسان شدید در آمار عبور نفتکشها نشان میدهد که تنگه هرمز همچنان کانون تنشهای ژئوپلیتیکی است و هرگونه تغییر در معادلات نظامی و سیاسی میتواند بهسرعت بر جریان انرژی جهان تأثیر بگذارد. کارشناسان معتقدند که کاهش تبادل آتش به معنای پایان خطر نیست و ممکن است دو طرف در حال بازآرایی نیروها و آزمودن اراده یکدیگر در عرصههای جدید باشند.
نوسان عبور نفت از تنگه هرمز؛ آمارهایی که نگرانیها را افزایش میدهد
بر اساس دادههای شرکت کپلر، میانگین عبور نفت خام از تنگه هرمز در هفته منتهی به هفتم اکتبر به ۸.۵ میلیون بشکه در روز رسید که نسبت به اوج ۱۳ میلیون بشکهای پایان سپتامبر، کاهشی چشمگیر را نشان میدهد. این افت ۴۰ درصدی نسبت به سطح معمول، در حالی رخ میدهد که هزینههای حملونقل دریایی، اجاره نفتکشها، دستمزد خدمه و حقبیمه کشتیها بهشدت افزایش یافته است. در نتیجه، حتی نفتی که امکان خروج از منطقه را دارد، با هزینه و ریسک بیشتری به مقصد میرسد و این موضوع میتواند بر قیمت نهایی انرژی در بازارهای جهانی اثر بگذارد. به گفته تحلیلگران، افزایش عرضه بهتنهایی برای پایین آوردن قیمت نفت کافی نیست و هزینههای پنهان حملونقل و بیمه، معادلات بازار را پیچیدهتر کرده است. بنابراین، تنگه هرمز نهتنها یک آبراه حیاتی برای صادرات نفت ایران و کشورهای همسایه است، بلکه به صحنهای برای نمایش قدرت و اراده بازیگران منطقهای و فرامنطقهای تبدیل شده است.
در سوی دیگر، مواضع اخیر دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران درباره عبور نفتکشها، همکاری امارات با آمریکا و احتمال هدف قرار گرفتن زیرساختهای دیجیتال، نشان میدهد که دامنه تقابل میتواند از نفت و کشتیرانی فراتر برود. این اظهارات حاکی از آن است که تهران گزینههای متعددی را برای پاسخ به فشارهای خارجی روی میز دارد و ممکن است در صورت تشدید تحریمها یا اقدامات نظامی، از ابزارهای غیرمتعارف نیز استفاده کند. همکاری امارات با آمریکا در زمینه امنیت دریایی نیز میتواند به افزایش تنشها دامن بزند و باعث شود که ایران احساس کند در محاصره قرار گرفته است. در چنین شرایطی، مسئله فقط باز یا بسته بودن تنگه هرمز نیست، بلکه این است که چه کسی قواعد عبور از این آبراه را تعیین میکند و هزینه حفظ یا تغییر این قواعد بر دوش چه کسانی خواهد بود. به نظر میرسد که هر دو طرف در حال آزمودن اراده یکدیگر هستند و هیچکدام حاضر به عقبنشینی کامل نیستند.
از نفتکشها تا زیرساختهای دیجیتال؛ میدانهای جدید تقابل
اظهارات اخیر مقامات ایرانی درباره احتمال هدف قرار گرفتن زیرساختهای دیجیتال، نشاندهنده گسترش دامنه تقابل به حوزههای نوینی است که پیشتر کمتر به آن توجه میشد. در واقع، جنگ ایران و آمریکا دیگر محدود به تبادل آتش نظامی نیست و به عرصههای اقتصادی، سایبری و اطلاعاتی نیز کشیده شده است. هدف قرار دادن زیرساختهای دیجیتال میتواند شامل حملات سایبری به شبکههای انرژی، بانکی و ارتباطی باشد که تأثیرات گستردهای بر زندگی روزمره شهروندان و اقتصاد منطقه خواهد داشت. این تهدیدها باعث شده است که کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز به فکر تقویت دفاع سایبری خود باشند و همکاریهای منطقهای در این زمینه افزایش یابد. از سوی دیگر، آمریکا نیز با استفاده از ابزارهای تحریمی و فشار حداکثری تلاش میکند تا ایران را به عقبنشینی وادار کند، اما به نظر میرسد که تهران با تکیه بر توانمندیهای داخلی و اتحادهای منطقهای، در حال مقاومت است. در این میان، تنگه هرمز به نمادی از این نبرد ارادهها تبدیل شده است؛ جایی که هر اقدام کوچک میتواند به بحرانی بزرگ تبدیل شود.
کارشناسان مسائل بینالملل معتقدند که کاهش تبادل آتش در هفتههای اخیر ممکن است تاکتیکی باشد و دو طرف در حال آمادهسازی برای دور جدیدی از تنشها باشند. برخی تحلیلگران نیز احتمال میدهند که با میانجیگری کشورهای منطقهای، مذاکرات پنهانی در جریان باشد، اما هیچ نشانه قطعی از کاهش تنشها وجود ندارد. در هر صورت، تنگه هرمز همچنان یکی از نقاط بحرانی جهان است که هرگونه اختلال در آن میتواند به افزایش قیمت نفت و بیثباتی بازارهای مالی منجر شود. بنابراین، نظارت بر تحولات این منطقه برای فعالان اقتصادی و سرمایهگذاران از اهمیت بالایی برخوردار است. به نظر میرسد که تا زمانی که موضوع تعیین قواعد عبور از تنگه هرمز و پذیرش آن از سوی همه طرفها حل نشود، خطر تشدید دوباره تنشها وجود دارد.
پیامدهای آینده؛ آیا تنگه هرمز به نقطه آغاز دور تازهای از تشدید نظامی تبدیل میشود؟
با توجه به افزایش هزینههای حملونقل و بیمه کشتیها، حتی در صورت باز بودن تنگه هرمز، صادرات نفت با چالشهای جدی روبرو خواهد بود. این وضعیت میتواند به کاهش درآمدهای نفتی کشورهای منطقه و افزایش فشار بر بودجههای دولتی منجر شود. از سوی دیگر، ادامه تنشها ممکن است سرمایهگذاری در پروژههای انرژی و زیرساختی را کاهش دهد و روند توسعه اقتصادی منطقه را کند کند. همچنین، احتمال هدف قرار گرفتن زیرساختهای دیجیتال میتواند به اختلال در خدمات اینترنتی و بانکی منجر شود و نارضایتی عمومی را افزایش دهد. در چنین شرایطی، کشورهای منطقه ممکن است به دنبال تنوعبخشی به مسیرهای صادرات انرژی خود باشند و پروژههای خط لوله جدید را در دستور کار قرار دهند. اما این پروژهها نیز زمانبر و پرهزینه هستند و نمیتوانند در کوتاهمدت جایگزین تنگه هرمز شوند.
در سطح بینالمللی، ادامه تنشها در تنگه هرمز میتواند به افزایش قیمت نفت و در نتیجه فشار تورمی بر اقتصاد جهانی منجر شود. این موضوع بهویژه برای کشورهای واردکننده نفت که هنوز از آثار همهگیری کرونا و اختلالات زنجیره تأمین رنج میبرند، نگرانکننده است. از سوی دیگر، آمریکا و متحدانش ممکن است حضور نظامی خود را در منطقه افزایش دهند که خود به تشدید تنشها دامن میزند. ایران نیز احتمالاً با برگزاری رزمایشهای نظامی و نمایش توانمندیهای دفاعی خود، پیام قدرت به طرف مقابل مخابره خواهد کرد. در نهایت، به نظر میرسد که تنگه هرمز همچنان به عنوان یک اهرم فشار و بازدارنده برای ایران عمل میکند و هرگونه تهدید علیه آن میتواند به واکنش شدید تهران منجر شود. بنابراین، آینده این آبراه راهبردی به تصمیمهای سیاسی و نظامی دو طرف و همچنین نقش بازیگران منطقهای بستگی دارد.
در حال بارگذاری نظرات...