آخرین اخبار
تابناک اجتماعی ۱۴۰۵/۰۷/۲۷

راز سر به مهر یک تیراندازی؛ چرا متهم به قتل مأمور پلیس پس از ۵ سال سکوت شکست؟

راز سر به مهر یک تیراندازی؛ چرا متهم به قتل مأمور پلیس پس از ۵ سال سکوت شکست؟

به گزارش تیترستان؛ پرونده شهادت استوار یاسر طاهری، مأمور کلانتری گاندی، پس از گذشت بیش از پنج سال همچنان یکی از پرونده‌های پیچیده و پرحاشیه دستگاه قضایی است. مرداد سال ۱۴۰۰ بود که درگیری مأموران پلیس با دو سارق در محدوده کلانتری گاندی به تیراندازی و شهادت استوار طاهری منجر شد. این حادثه اگرچه در ظاهر یک درگیری مسلحانه معمولی به نظر می‌رسید، اما به زودی ابعاد تازه‌ای به خود گرفت و مسیر تحقیقات را به سمت پرونده‌ای چندلایه سوق داد. متهم اصلی این پرونده که هاشم نام دارد، پس از سال‌ها فرار و اختفا، سرانجام در عملیاتی غافلگیرانه دستگیر شد و پای میز محاکمه ایستاد. آنچه این محاکمه را از دیگر پرونده‌های مشابه متمایز می‌کند، اصرار متهم بر بی‌گناهی و انداختن تمام بار مسئولیت به گردن همدست کشته‌شده‌اش است. در ادامه، جزئیات تازه‌ای از روند رسیدگی به این پرونده و اظهارات متناقض متهم را مرور می‌کنیم.

از شهادت مأمور تا فرار پنج‌ساله؛ روایت یک تعقیب و گریز طولانی

ماجرا از مرداد سال ۱۴۰۰ آغاز شد؛ زمانی که مأموران کلانتری گاندی در جریان یک مأموریت routine با دو سارق مسلح درگیر شدند. در این درگیری، استوار یاسر طاهری هدف گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید. بررسی‌های اولیه نشان می‌داد که تیراندازی از سمت شاگرد خودروی سارقان انجام شده است. دو سال بعد، در سال ۱۴۰۲، همان متهمان در جریان درگیری دیگری با مأموران در فردیس کرج، یک افسر و یک سرباز را هدف گلوله قرار دادند و این بار نیز به فرار ادامه دادند. پلیس آگاهی تهران و البرز با انجام اقدامات اطلاعاتی گسترده، مخفیگاه این افراد را شناسایی کرد. عملیات دستگیری آن‌ها به درگیری مسلحانه دیگری انجامید که در جریان آن یکی از متهمان کشته شد و دیگری، یعنی هاشم، موفق به فرار شد. این فرار پنج سال به طول انجامید تا اینکه سرانجام مأموران موفق شدند او را در مخفیگاهی در حومه تهران دستگیر کنند. در بازرسی از مخفیگاه او یک قبضه سلاح، تعدادی فشنگ و چند صداخفه‌کن کشف شد که نشان می‌داد او همچنان برای اقدامات مسلحانه آماده بود.

پس از دستگیری، با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، هاشم به اتهاماتی از جمله قتل، شروع به قتل، حمل سلاح غیرمجاز و سرقت در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد. نماینده دادستان در تشریح دلایل اتهام قتل گفت که بررسی‌های کارشناسی نشان می‌دهد تیراندازی از سمت شاگرد خودرو انجام شده و دو گلوله به استوار طاهری و یک گلوله نیز به بدنه خودرو اصابت کرده است. پوکه‌های کشف‌شده و نحوه اصابت گلوله‌ها نیز این فرضیه را تأیید می‌کند. همچنین نماینده حقوقی فراجا از شناسایی متهم توسط سربازی خبر داد که هنگام شهادت استوار طاهری در صحنه حضور داشت. به گفته او، مشخصاتی که این سرباز پیش از دستگیری از عامل تیراندازی ارائه کرده بود، با متهم مطابقت داشت. این شواهد در کنار اظهارات شاهدان دیگر، سنگینی اتهامات علیه هاشم را دوچندان کرد.

ادعای بی‌گناهی در دادگاه؛ متهم همه تقصیرها را به گردن همدست کشته‌شده انداخت

در جلسه دوم محاکمه، هاشم در دفاع از خود اتهامات را رد کرد و مدعی شد که سیروس، همدست کشته‌شده‌اش، عامل تیراندازی به استوار طاهری و مأموران فردیس بوده است. او گفت: «سیروس از من خیلی کوچک‌تر بود و به واسطه برادرش با او دوست شدم. در هر دو ماجرا او بود که به سمت مأموران شلیک کرد و من فقط می‌خواستم مانع او از تیراندازی شوم.» این ادعا در حالی مطرح می‌شود که کارشناسان اسلحه‌شناسی و بررسی پوکه‌های کشف‌شده، فرضیه تیراندازی از سمت شاگرد خودرو را تأیید کرده‌اند. همچنین یکی از مأموران مجروح‌شده در درگیری فردیس در دادگاه توضیح داد که متهمان پس از مشکوک شدن پلیس به خودروی سمند، فرار کردند و به سمت مأموران آتش گشودند و قصد داشتند خودروی پلیس را سرقت کنند. این اظهارات با ادعای هاشم مبنی بر بی‌خبری از سرقتی بودن خودرو و نداشتن سلاح در آن درگیری، در تضاد آشکار است.

مادر شهید طاهری نیز به عنوان تنها ولی‌دم، درخواست قصاص متهم را مطرح کرده است. او در جلسات دادگاه با اندوه فراوان از فقدان فرزندش سخن گفته و خواستار اجرای عدالت شده است. وکیل‌مدافع متهم نیز تلاش کرد تا با استناد به اظهارات متناقض شاهدان و نبود شواهد مستقیم دال بر حضور فعال هاشم در تیراندازی، رأی برائت موکلش را بگیرد. اما قضات پس از شنیدن دفاعیات طرفین و بررسی مستندات پرونده، برای تصمیم‌گیری وارد شور شدند. این پرونده از آن جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد چگونه یک درگیری ساده می‌تواند به یک پرونده قتل پیچیده تبدیل شود و سال‌ها طول بکشد تا عدالت اجرا شود. همچنین نحوه برخورد دستگاه قضایی با متهمانی که پس از سال‌ها فرار دستگیر می‌شوند، می‌تواند الگویی برای پرونده‌های مشابه باشد.

پیامدهای حقوقی و اجتماعی؛ چرا این پرونده فراتر از یک محاکمه معمولی است؟

پرونده شهادت استوار یاسر طاهری و محاکمه هاشم، تنها یک پرونده قضایی نیست؛ بلکه بازتابی از چالش‌های فراروی نیروهای انتظامی در برخورد با مجرمان مسلح و خطرناک است. طی سال‌های اخیر، افزایش درگیری‌های مسلحانه با مأموران پلیس و شهادت نیروهای جان‌برکف، به یکی از دغدغه‌های اصلی مسئولان انتظامی و قضایی تبدیل شده است. در این پرونده، متهم پس از پنج سال فرار، سرانجام دستگیر شد اما همچنان بر بی‌گناهی خود پافشاری می‌کند. این موضوع نشان می‌دهد که دستگاه قضایی باید با دقت نظر بیشتری به بررسی شواهد و اظهارات متناقض بپردازد تا هم حق اولیای دم ادا شود و هم از محکومیت ناحق جلوگیری شود. از سوی دیگر، طولانی شدن روند رسیدگی به پرونده‌های این‌چنینی، اعتماد عمومی به دستگاه قضایی را خدشه‌دار می‌کند و ضرورت تقویت سازوکارهای رسیدگی سریع و شفاف را بیش از پیش آشکار می‌سازد.

بر اساس اطلاعات عمومی، پرونده‌های مشابه در سال‌های گذشته نشان می‌دهد که متهمان به قتل مأموران پلیس معمولاً با اتهامات سنگینی مانند قتل عمد، شروع به قتل، حمل سلاح غیرمجاز و سرقت مسلحانه مواجه می‌شوند و در صورت اثبات جرم، مجازات‌های سختی از جمله قصاص یا حبس‌های طولانی در انتظارشان است. اما آنچه این پرونده را متمایز می‌کند، اصرار متهم بر انداختن تقصیر به گردن همدست کشته‌شده است؛ امری که در بسیاری از پرونده‌های مشابه نیز دیده می‌شود و کار قضات را برای کشف حقیقت دشوار می‌کند. کارشناسان حقوقی معتقدند در چنین مواردی، تکیه بر شواهد علمی و کارشناسی مانند اسلحه‌شناسی، انگشت‌نگاری و بازسازی صحنه جرم می‌تواند راهگشا باشد. در نهایت، آنچه از این پرونده می‌آموزیم این است که عدالت اگرچه گاهی کند پیش می‌رود، اما در نهایت راه خود را پیدا می‌کند و مجرمان نمی‌توانند برای همیشه از چنگ قانون بگریزند.

مطالعه در منبع اصلی
اشتراک‌گذاری
نظرات

در حال بارگذاری نظرات...