معمای بورس ایران؛ چرا شاخصها سبزند اما ارزش دلاری بازار ته چاه است؟

به گزارش تیترستان؛ بورس ایران در ماههای اخیر رکوردهای تازهای ثبت کرده و روزهای سبز متعددی را پشت سر گذاشته است، اما بررسی شاخصهای دلاری تصویر متفاوتی از وضعیت واقعی بازار ارائه میدهد. بازدهی دلاری شاخص کل و هموزن برای نخستین بار پس از سال ۱۳۹۹ مثبت شده و ورود پول حقیقی نیز به محدوده مثبت بازگشته است، با این حال ارزش معاملات خرد دلاری همچنان فاصله زیادی با اوج تاریخی خود دارد و ارزش دلاری کل بازار به حدود ۱۰۳ میلیارد دلار رسیده که پایینترین سطح دوره مورد بررسی است. این تناقض ظاهری، پرسش مهمی را پیش روی سرمایهگذاران قرار میدهد: آیا رشد شاخصها نشانهای از بهبود واقعی است یا صرفاً بازتابی از تورم و افزایش نرخ ارز؟ برای پاسخ به این پرسش، باید چهار شاخص کلیدی بورس را از منظر دلاری بررسی کرد و تأثیر عوامل اقتصادی و سیاسی را در نظر گرفت.
بازگشت ورود پول حقیقی به محدوده مثبت؛ نشانهای از احیای اعتماد
نخستین شاخص مورد بررسی، میانگین خالص ورود و خروج پول حقیقی به بازار سهام بهصورت دلاری است. این شاخص برای نخستین بار پس از سال ۱۳۹۹ مثبت شده و به محدوده ۴.۵ میلیون دلار نزدیک شده است. برای مقایسه، میانگین ورود پول حقیقی در اوج بازار سال ۱۳۹۹ به حدود ۷.۹ میلیون دلار رسیده بود؛ بنابراین با وجود بازگشت جریان پول حقیقی به محدوده مثبت در سال جاری، میزان ورود پول همچنان فاصله قابلتوجهی با دوره اوج بازار دارد و در حدود نیمی از سطح ثبتشده در آن سال قرار میگیرد. این بازگشت هرچند ناچیز، نشاندهنده احیای تدریجی اعتماد سرمایهگذاران حقیقی به بازار سهام است، اما هنوز نمیتوان آن را به معنای بازگشت کامل رونق سالهای گذشته دانست. کارشناسان معتقدند تداوم این روند به کاهش نااطمینانیهای اقتصادی و سیاسی و بهبود انتظارات تورمی بستگی دارد.
ورود پول حقیقی به بازار سهام در حالی مثبت شده که بسیاری از سرمایهگذاران در سالهای گذشته به دلیل زیانهای سنگین از بورس فاصله گرفته بودند. بازگشت آرام آنها میتواند به عمق بخشیدن به بازار و افزایش نقدشوندگی کمک کند، اما تجربه سال ۱۳۹۹ نشان داد که ورود پول بدون پشتوانه تحلیلی میتواند به حباب قیمتی منجر شود. از این رو، تحلیلگران تأکید دارند که مثبت شدن جریان پول حقیقی باید همراه با بهبود بنیادین شرکتها و افزایش سودآوری باشد تا بتواند پایدار بماند. در غیر این صورت، خطر خروج سریع پول و ریزش شاخصها وجود دارد. همچنین باید توجه داشت که بخشی از این ورود پول ممکن است ناشی از جذابیت نسبی بورس در مقایسه با سایر بازارها مانند مسکن و ارز باشد که به دلیل ریسکهای خاص خود، سرمایهگذاران را به سمت بازار سهام سوق داده است.
ارزش معاملات دلاری؛ فاصله ۸۱ درصدی با اوج سال ۱۳۹۹
دومین شاخص، میانگین سالانه ارزش معاملات خرد بورس بهصورت دلاری است. این شاخص از سال ۱۴۰۳ روندی صعودی داشته و به ۱۶۴ میلیون و ۸۰۰ هزار دلار رسیده است، اما همچنان فاصله زیادی با اوج سال ۱۳۹۹ دارد و در حال حاضر حدود ۱۹ درصد سطح آن دوره است؛ به بیان دیگر، ارزش معاملات دلاری نسبت به اوج آن سال حدود ۸۱ درصد پایینتر قرار دارد. این شکاف عمیق نشان میدهد که尽管 رشد شاخصها، حجم خریدوفروش در بازار سهام هنوز به سطح رونق سالهای گذشته بازنگشته است. ارزش معاملات، معیاری از نقدشوندگی و مشارکت فعال سرمایهگذاران است و پایین بودن آن میتواند به معنای عدم اطمینان کامل و احتیاط سرمایهگذاران باشد. البته باید میان ورود پول حقیقی و ارزش معاملات تفاوت قائل شد؛ ورود پول جهت خالص جریان سرمایه را نشان میدهد، در حالی که ارزش معاملات حجم خریدوفروش را اندازهگیری میکند.
کارشناسان اقتصادی معتقدند پایین بودن ارزش معاملات دلاری نسبت به اوج سال ۱۳۹۹ بیانگر آن است که بازار سهام هنوز نتوانسته اعتماد کامل سرمایهگذاران را جلب کند و بسیاری از آنها ترجیح میدهند در بازارهای دیگر مانند طلا، ارز یا مسکن سرمایهگذاری کنند. همچنین، محدودیتهای ناشی از تحریمها و مشکلات ساختاری اقتصاد ایران مانند تورم بالا و نرخ بهره حقیقی منفی، بر حجم معاملات تأثیرگذار بوده است. با این حال، روند صعودی ارزش معاملات از سال ۱۴۰۳ نشاندهنده بهبود تدریجی شرایط است و اگر این روند ادامه یابد، میتواند به بازگشت رونق به بازار کمک کند. اما برای رسیدن به سطح سال ۱۳۹۹، نیاز به محرکهای قویتری مانند کاهش تنشهای سیاسی و بهبود چشمانداز اقتصادی است.
بازدهی دلاری مثبت شاخصها؛ دستاوردی واقعی یا سرابی تورمی؟
سومین شاخص، بازدهی دلاری شاخص کل و شاخص هموزن است. بر اساس دادههای مورد بررسی، شاخص هموزن از ابتدای سال جاری تاکنون ۴۲ درصد و شاخص کل ۳۹ درصد بازدهی دلاری ثبت کردهاند. این اتفاق از آن جهت اهمیت دارد که شاخص کل برای نخستین بار پس از سال ۱۳۹۹ بازدهی دلاری مثبتی را تجربه کرده است. شاخص هموزن نیز پس از ثبت بازدهی ۵ درصدی در سال ۱۴۰۲، در سال جاری به محدوده بازدهی مثبت رسیده است. این ارقام نشان میدهند که رشد بازار صرفاً به افزایش نرخ دلار محدود نبوده و شاخصها پس از تعدیل با نرخ ارز نیز افزایش یافتهاند. به عبارت دیگر، سرمایهگذاران توانستهاند بخشی از کاهش ارزش ریال را جبران کنند و بازدهی واقعی مثبتی کسب نمایند.
با این حال، برای ارزیابی دقیقتر عملکرد بورس در سال جاری، لازم است روند این شاخصها تا پایان سال دنبال شود تا امکان مقایسه کاملتری با سالهای گذشته فراهم شود. همچنین باید توجه داشت که بازدهی دلاری مثبت به معنای بهبود عملکرد بنیادین شرکتها نیست و ممکن است ناشی از افزایش انتظارات تورمی و رشد نرخ ارز باشد. بسیاری از تحلیلگران هشدار میدهند که اگر رشد شاخصها بدون افزایش سودآوری واقعی شرکتها باشد، در بلندمدت پایدار نخواهد ماند و ممکن است به اصلاح قیمتی منجر شود. از سوی دیگر، بازدهی دلاری مثبت میتواند جذابیت بورس را برای سرمایهگذاران خارجی و داخلی افزایش دهد، اما وجود ریسکهای سیاسی و اقتصادی همچنان مانع اصلی ورود سرمایههای بزرگ است. در مجموع، اگرچه بازدهی دلاری مثبت دستاورد مهمی است، اما نباید آن را بهتنهایی نشانه سلامت کامل بازار دانست.
در نهایت، بررسی چهار شاخص دلاری بورس ایران نشان میدهد که بازار در مسیر بهبود تدریجی قرار گرفته است، اما هنوز با سطح اوج سال ۱۳۹۹ فاصله زیادی دارد. ارزش دلاری کل بازار به حدود ۱۰۳ میلیارد دلار رسیده که در پایینترین سطح دوره مورد بررسی قرار دارد و این موضوع با بازدهی مثبت دلاری شاخصها متناقض به نظر میرسد، اما در واقع دو مفهوم متفاوت را اندازهگیری میکنند. برای قضاوت درباره تداوم رشد بورس، باید مجموعهای از شاخصها را در کنار یکدیگر بررسی کرد؛ نه فقط رکوردهای شاخص کل و سبزپوشی نمادها. روند ورود پول حقیقی، ارزش معاملات دلاری، ارزش کل بازار و گزارشهای مالی شرکتها، در کنار تحولات سیاسی و اقتصادی، مشخص میکنند که رشد فعلی تا چه اندازه از پشتوانه لازم برای ادامه مسیر برخوردار است. اگر رشد شاخصها با افزایش مشارکت سرمایهگذاران و تقویت عملکرد مالی شرکتها همراه باشد، میتوان به پایداری بیشتر روند صعودی امیدوار بود؛ در غیر این صورت، خطر نوسانات و ریزش وجود دارد.
در حال بارگذاری نظرات...