پشت پرده بازگشت مردی که از مجمع رأی نگرفت؛ چرا فوتبال ایران هنوز درگیر تصمیمهای اوست؟

به گزارش تیترستان؛ در روزهای اخیر خبری در محافل فوتبالی کشور منتشر شده که نشان میدهد یکی از اعضای سابق هیئترئیسه فدراسیون فوتبال که در انتخابات اخیر این فدراسیون نتوانست رأی اعتماد مجمع را به دست آورد، همچنان دست از تلاش برای حضور در مناسبات مدیریتی فوتبال برنداشته است. این فرد که پیش از این نیز ورودش به عرصه مدیریت فوتبال با توجه به سوابق غیرتخصصیاش مورد انتقاد کارشناسان قرار داشت، پس از ناکامی در انتخابات، حالا به دنبال آن است که بدون داشتن هیچ مسئولیت رسمی، از طریق نزدیک شدن به برخی کمیتهها، حضور در محافل مدیریتی، انجام مصاحبههای گاهوبیگاه و انتشار پستهای اینستاگرامی، جایگاه از دست رفته خود را احیا کند. این در حالی است که به نظر میرسد افکار عمومی فوتبال ایران دیگر تحمل بازگشت چهرههای حاشیهساز را ندارد و خواستار شفافیت و تخصصگرایی در مدیریت این ورزش پرطرفدار است.
کارنامهای پر از حاشیه و ابهام
کارنامه این عضو سابق هیئترئیسه تنها به حضور در فدراسیون فوتبال محدود نمیشود و نکات مبهم بسیاری در آن به چشم میخورد. تلاش مستمر او برای دستیابی به کرسیهای بینالمللی در راستای منافع شخصی، بدون هیچ دستاورد ملموسی برای ورزش کشور، از جمله مواردی است که عملکرد مدیریتی او را با پرسشهای جدی روبهرو کرده است. منتقدان میگویند کرسیهایی که قرار بود با حضور افراد دلسوز و وطنپرست، فرصتی برای تأمین منافع ملی باشند، در مواردی صرفاً به عنوانی برای تقویت رزومه شخصی و کسب منافع فردی تبدیل شدهاند. این در حالی است که انتظار میرفت چنین جایگاههایی به افرادی سپرده شود که بتوانند برای فوتبال ایران افتخارآفرینی کنند، نه اینکه به محلی برای جولان منافع شخصی تبدیل شوند.
حاشیههای دوران مدیریتی این فرد نیز بخش دیگری از کارنامه او را تشکیل میدهد که نمیتوان به سادگی از آن عبور کرد. از جمله این حواشی میتوان به درگیری فیزیکی در جلسه هیئترئیسه فدراسیون فوتبال اشاره کرد که بازتاب گستردهای در رسانهها داشت و چهرهای نامناسب از مدیریت ورزشی کشور به نمایش گذاشت. همچنین درگیری با بخشهای مختلف فدراسیون و دخالتهای بیجا و غیرقانونی در امور اداری فدراسیون فوتبال، از دیگر مواردی است که عملکرد او را زیر سؤال برده است. این موارد نشان میدهد که وی نه تنها نتوانسته است اعتماد مجمع را جلب کند، بلکه در دوران حضور خود نیز با رفتارهای غیرحرفهای، به اعتبار مدیریت فوتبال کشور آسیب زده است.
پرونده حساس بینالمللی و سایه سنگین بر فوتبال ایران
یکی از مهمترین نقاط تاریک کارنامه این فرد، ارتباط نام او با یکی از پروندههای حساس بینالمللی ورزش ایران است؛ پروندهای که به تعلیق یک فدراسیون در مناقشه با رژیم صهیونیستی انجامید. این پرونده که بازتاب گستردهای در رسانههای بینالمللی داشت، ضربهای سنگین به اعتبار ورزش ایران وارد کرد و نشان داد که حضور افراد غیرمتخصص در رأس امور میتواند چه پیامدهای جبرانناپذیری به همراه داشته باشد. هرچند جزئیات دقیق این پرونده هنوز به طور کامل روشن نشده است، اما همین اندازه که نام یک عضو سابق هیئترئیسه در آن مطرح باشد، برای زیر سؤال بردن صلاحیت او کافی است. به نظر میرسد فوتبال ایران هنوز هم از تبعات آن پرونده رنج میبرد و حالا با تلاش این فرد برای بازگشت به عرصه تصمیمگیری، زخم کهنهای دوباره سر باز کرده است.
اما مسئله امروز فوتبال ایران صرفاً گذشته این فرد نیست؛ موضوع مهمتر، تلاش او برای اثرگذاری و ایجاد جو در فوتبال و تأثیرگذاری بر تصمیمات فوتبال است که دیگر هیچ مسئولیت رسمی در آن ندارد. پرسش روشن است: فردی که از مجمع رأی نگرفته و هیچ سمتی در ساختار فوتبال ندارد، چرا باید در تصمیمسازیها و فعالیت کمیتههای آن نقش داشته باشد؟ این پرسش زمانی جدیتر میشود که بدانیم مجمع فدراسیون فوتبال به عنوان عالیترین مرجع تصمیمگیری، با رأی خود عدم اعتماد به این فرد را اعلام کرده است. بنابراین، هرگونه تلاش برای حضور غیررسمی او در تصمیمات، به معنای نادیده گرفتن خواست مجمع و بیتوجهی به اصول دموکراسی در مدیریت ورزشی است.
آینده فوتبال ایران؛ نیازمند مدیران متخصص و پاسخگو
فوتبال ایران در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری به مدیران با تجربه، بیحاشیه، پاسخگو و متخصص نیاز دارد، نه چهرههایی که پس از کنار رفتن از ساختار رسمی، به دنبال حفظ نفوذ غیررسمی خود هستند. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که حضور افراد غیرمتخصص و حاشیهساز در رأس مدیریت فوتبال، نه تنها کمکی به پیشرفت این ورزش نکرده، بلکه باعث عقبماندگی و از دست رفتن فرصتهای بینالمللی شده است. امروز که فوتبال ایران با چالشهای متعددی از جمله مسائل مالی، زیرساختی و بینالمللی دست و پنجه نرم میکند، وجود مدیرانی که بتوانند با تکیه بر دانش و تجربه خود، این چالشها را مدیریت کنند، یک ضرورت انکارناپذیر است. بنابراین، تلاشهای فردی برای بازگشت به قدرت از طریق روشهای غیررسمی، نه تنها کمکی به فوتبال نمیکند، بلکه میتواند روند بهبود وضعیت را نیز مختل کند.
از سوی دیگر، افکار عمومی فوتبال ایران در سالهای اخیر آگاهی بیشتری نسبت به مسائل مدیریتی پیدا کرده و دیگر به سادگی فریب ظاهرها را نمیخورد. هواداران و رسانهها با دقت تحولات فدراسیون فوتبال را دنبال میکنند و هرگونه تلاش برای بازگشت چهرههای حاشیهساز را به چالش میکشند. این مطالبهگری میتواند به عنوان یک فشار مثبت عمل کند و مسئولان را وادار به پاسخگویی و انتخاب افراد شایستهتر کند. در نهایت، باید منتظر ماند و دید که آیا این عضو سابق هیئترئیسه میتواند بار دیگر در ساختار مدیریتی فوتبال نفوذ کند یا اینکه با مقاومت مجمع و افکار عمومی، راه به جایی نخواهد برد. آنچه مسلم است، فوتبال ایران برای پیشرفت نیازمند کنار گذاشتن حاشیهها و حرکت به سمت حرفهایگری واقعی است.
در حال بارگذاری نظرات...