چرخش بزرگ مسکو و تهران در قفقاز؛ پشت پرده فعالسازی سازوکاری که غرب را نگران کرده است

به گزارش تیترستان؛ در تحولی که میتواند معادلات ژئوپلیتیک منطقه قفقاز جنوبی را برای همیشه تغییر دهد، سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه از همکاری هماهنگ مسکو و تهران برای فعالسازی سازوکار منطقهای «۳+۳» خبر داد. این اظهارنظر که در ادامه رایزنیهای فشرده دیپلماتیک میان مقامات ارشد ایران و روسیه مطرح شد، نشاندهنده عزم جدی دو کشور برای به دست گرفتن ابتکار عمل در یکی از حساسترین مناطق جهان است. لاوروف با تأکید بر لزوم حلوفصل درونمنطقهای چالشهای قفقاز جنوبی، تصریح کرد که تهران و مسکو بهطور هماهنگ برای پیشبرد این سازوکار با یکدیگر همکاری میکنند؛ اقدامی که به باور ناظران، پاسخی مستقیم به تلاشهای فرامنطقهای برای نفوذ در این حوزه راهبردی تلقی میشود. این اظهارات در حالی بیان میشود که تنشها بر سر کریدورهای مواصلاتی و حضور نیروهای خارجی در قفقاز، طی ماههای اخیر شدت گرفته و دو کشور را به سمت هماهنگیهای راهبردی سوق داده است.
سازوکار ۳+۳ چیست و چرا ناگهان بر سر زبانها افتاده است؟
سازوکار منطقهای «۳+۳» که نخستین بار پس از جنگ دوم قرهباغ در سال ۲۰۲۰ مطرح شد، ساختاری برای گفتوگو و همکاری میان سه کشور قفقاز جنوبی یعنی جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان از یک سو و سه قدرت بزرگ منطقهای یعنی ایران، روسیه و ترکیه از سوی دیگر است. هدف اصلی این ابتکار، حلوفصل مسائل و اختلافات منطقه بدون دخالت بازیگران فرامنطقهای و ایجاد بستری برای همکاریهای اقتصادی، امنیتی و ترانزیتی است. با این حال، این سازوکار تاکنون به دلیل اختلافات میان ارمنستان و آذربایجان و همچنین بیمیلی گرجستان به دلیل گرایشهای غربیاش، به طور کامل عملیاتی نشده است. اکنون لاوروف با اشاره به «فعالسازی» این سازوکار، از مرحله جدیدی خبر میدهد که به نظر میرسد با توافقهای پشت پرده میان تهران و مسکو همراه شده است. کارشناسان معتقدند که فعال شدن این سازوکار میتواند موازنه قدرت در قفقاز را به سمت کشورهای منطقه تغییر دهد و از نفوذ بیشتر آمریکا و اروپا در این حوزه جلوگیری کند.
اهمیت این سازوکار برای ایران به ویژه از آن جهت است که تهران همواره با هرگونه تغییر در مرزهای ژئوپلیتیک منطقه و ایجاد کریدورهای جدید بدون حضور خود مخالفت کرده است. روسیه نیز به نوبه خود، پس از تحولات اوکراین و افزایش فشارهای غرب، به دنبال تحکیم موقعیت خود در حیاط خلوت سنتی خود است و همکاری با ایران را به عنوان یک شریک راهبردی در این مسیر میبیند. از سوی دیگر، ترکیه به عنوان عضو دیگر این سازوکار، منافع پیچیدهای در قفقاز دارد و رقابت پنهانی با روسیه و ایران بر سر نفوذ در منطقه را دنبال میکند. بنابراین، فعالسازی ۳+۳ نیازمند مدیریت دقیق اختلافات و ایجاد اعتماد میان این سه قدرت است. لاوروف در اظهارات خود تأکید کرد که مسکو و تهران مواضع نزدیکی در قبال بحران اوکراین و تحولات قفقاز دارند و این هماهنگی میتواند به عنوان الگویی برای همکاریهای گستردهتر منطقهای عمل کند.
هماهنگی تهران و مسکو؛ از بحران اوکراین تا امنیت قفقاز
وزیر امور خارجه روسیه در بخش دیگری از سخنان خود به ارزیابی مواضع دو کشور پیرامون بحران اوکراین پرداخت و بر اشتراک نظر تهران و مسکو در قبال تحولات این کشور تأکید کرد. هرچند جزئیات بیشتری از این مواضع منتشر نشده، اما به نظر میرسد که دو کشور در مخالفت با سیاستهای یکجانبه غرب و گسترش ناتو به سمت شرق، دیدگاههای مشترکی دارند. این هماهنگی در بحران اوکراین، زمینهای برای همکاریهای راهبردیتر در سایر حوزهها از جمله قفقاز جنوبی فراهم کرده است. به باور تحلیلگران، روسیه که پس از جنگ اوکراین با انزوای نسبی در عرصه بینالمللی مواجه شده، ایران را به عنوان یک متحد قابل اعتماد در منطقه میبیند و تلاش میکند از ظرفیتهای تهران برای پیشبرد اهداف خود در قفقاز بهره ببرد. در مقابل، ایران نیز با توجه به فشارهای تحریمی غرب، به دنبال تقویت روابط با روسیه به عنوان یک قدرت جهانی و استفاده از پشتیبانی مسکو در معادلات منطقهای است. این همافزایی منافع، به شکلگیری یک اتحاد راهبردی نوظهور در منطقه انجامیده که میتواند توازن قوا را به طور جدی تحت تأثیر قرار دهد.
علاوه بر این، لاوروف به همکاریهای اقتصادی و فنی دو کشور نیز اشاره کرد و از بازگشت متخصصان روس به نیروگاه بوشهر و چراغ سبز مسکو به پروژههای مشترک با ایران خبر داد. این موضوع نشان میدهد که روابط تهران و مسکو صرفاً به مسائل سیاسی و امنیتی محدود نمیشود و در حوزههای اقتصادی و انرژی نیز در حال گسترش است. در واقع، همکاری در قفقاز جنوبی را میتوان بخشی از یک راهبرد کلانتر دانست که در آن ایران و روسیه تلاش میکنند با ایجاد شبکهای از همکاریهای دوجانبه و چندجانبه، در برابر فشارهای غرب ایستادگی کنند. فعالسازی سازوکار ۳+۳ نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ زیرا این سازوکار میتواند به عنوان یک پلتفرم برای هماهنگی سیاستهای منطقهای دو کشور و دیگر بازیگران همسو عمل کند. با این حال، برخی کارشناسان هشدار میدهند که اتکای بیش از حد به روسیه ممکن است منافع بلندمدت ایران را به خطر بیندازد و تهران باید مراقب باشد که در رقابتهای قدرتهای بزرگ گرفتار نشود.
آینده پیش رو؛ فرصتها و چالشهای پیش روی محور تهران-مسکو در قفقاز
فعالسازی سازوکار ۳+۳ در شرایطی اعلام میشود که قفقاز جنوبی به یکی از کانونهای رقابت ژئوپلیتیک تبدیل شده است. از یک سو، آمریکا و اروپا تلاش میکنند با میانجیگری در مذاکرات صلح آذربایجان و ارمنستان و ارائه طرحهای اقتصادی مانند کریدور زنگهزور، نفوذ خود را در منطقه گسترش دهند. از سوی دیگر، روسیه که به عنوان ضامن امنیتی در قرهباغ حضور داشت، پس از تحولات اخیر و عقبنشینی نسبی از برخی مواضع، به دنبال بازسازی موقعیت خود است. ایران نیز به عنوان همسایه قدرتمند قفقاز، خواهان ثبات و امنیت پایدار در مرزهای شمالی خود و جلوگیری از ایجاد کریدورهایی است که منافع ملیاش را تهدید کند. در این میان، ترکیه به عنوان بازیگری فعال و جاهطلب، روابط نزدیکی با آذربایجان دارد و به دنبال ایفای نقش کلیدی در معادلات انرژی و ترانزیت منطقه است. بنابراین، سازوکار ۳+۳ میتواند به عنوان یک چارچوب برای مدیریت این رقابتها و کاهش تنشها عمل کند، مشروط بر آنکه همه طرفها به تعهدات خود پایبند باشند و منافع یکدیگر را به رسمیت بشناسند.
از منظر پیامدهای آینده، موفقیت این سازوکار میتواند به ایجاد یک نظم امنیتی بومی در قفقاز منجر شود که در آن کشورهای منطقه نقش اصلی را ایفا میکنند و قدرتهای فرامنطقهای به حاشیه رانده میشوند. این امر به نوبه خود میتواند به کاهش تنشها، تقویت همکاریهای اقتصادی و توسعه مسیرهای ترانزیتی مانند کریدور شمال-جنوب کمک کند که برای ایران از اهمیت راهبردی برخوردار است. با این حال، چالشهای جدی نیز وجود دارد؛ از جمله بیاعتمادی تاریخی میان ارمنستان و آذربایجان، مخالفت گرجستان با هرگونه سازوکار تحت رهبری روسیه، و رقابت پنهان تهران و مسکو بر سر نفوذ در منطقه. علاوه بر این، غرب نیز بیکار نخواهد نشست و ممکن است با اعمال فشار و ارائه مشوقهای اقتصادی، تلاش کند روند همگرایی منطقهای تحت رهبری ایران و روسیه را مختل کند. بنابراین، آینده سازوکار ۳+۳ به توانایی دیپلماسی دو کشور در مدیریت این پیچیدگیها و جلب اعتماد سایر بازیگران بستگی دارد. آنچه مسلم است، قفقاز جنوبی دیگر یک منطقه حاشیهای نیست و تحولات آن میتواند تأثیرات عمیقی بر امنیت و منافع ملی ایران داشته باشد.
در نهایت، اظهارات لاوروف را میتوان نشانهای از عزم جدی مسکو و تهران برای شکلدهی به یک نظم منطقهای جدید دانست که در آن نقش قدرتهای فرامنطقهای محدودتر میشود. با این حال، تحقق این هدف نیازمند اعتمادسازی، هماهنگی مستمر و در نظر گرفتن منافع همه طرفها است. ایران به عنوان یکی از بازیگران کلیدی این معادله، باید با هوشمندی دیپلماتیک، ضمن حفظ اتحاد راهبردی با روسیه، روابط متوازن خود را با سایر کشورهای منطقه از جمله آذربایجان، ارمنستان و ترکیه نیز تقویت کند تا بتواند در معادلات پیچیده قفقاز نقش آفرینی مؤثر داشته باشد. بدون شک، ماههای آینده آزمون بزرگی برای دیپلماسی ایران و روسیه در قفقاز جنوبی خواهد بود و نتایج آن میتواند سرنوشت ژئوپلیتیک منطقه را برای دههها رقم بزند.
در حال بارگذاری نظرات...