آخرین اخبار
همشهری آنلاین اجتماعی ۱۴۰۵/۰۷/۲۸

اعتراف هولناک پسر ۴۳ ساله پس از یک سال سکوت؛ راز وحشتناکی که پشت گم شدن زن کوهنورد پنهان بود!

اعتراف هولناک پسر ۴۳ ساله پس از یک سال سکوت؛ راز وحشتناکی که پشت گم شدن زن کوهنورد پنهان بود!

به گزارش تیترستان؛ ماجرای تکان‌دهنده‌ای که از آذر سال گذشته در مشهد آغاز شد، اکنون با اعتراف صریح یک پسر ۴۳ ساله به قتل مادرش وارد مرحله تازه‌ای شده است. این پرونده زمانی کلید خورد که مرد جوانی با مراجعه به پلیس آگاهی خراسان رضوی، از ناپدید شدن ناگهانی مادرش خبر داد و ادعا کرد که او برای کوهنوردی از خانه خارج شده اما دیگر بازنگشته است. به گفته وی، آنها به تنهایی در منزلی واقع در بولوار شهید صیاد شیرازی زندگی می‌کردند و او ابتدا تصور می‌کرده مادرش به یک تور کوهنوردی رفته است. اما با طولانی شدن غیبت، نگرانی‌اش بیشتر شده و تصمیم گرفته موضوع را به پلیس گزارش دهد. این در حالی بود که کارآگاهان از همان ابتدا به رفتارهای متناقض و اضطراب‌آور این مرد جوان مشکوک شدند و پرونده را به دایره ویژه قتل عمد منتقل کردند.

ردپای یک جنایت پنهان در لابه‌لای اظهارات ضد و نقیض

تحقیقات تخصصی کارآگاهان دایره قتل عمد پلیس آگاهی خراسان رضوی به سرپرستی سرهنگ ولی نجفی و با پیگیری سروان آرمین منفرد، به زودی ابعاد تازه‌ای از این ماجرا را آشکار کرد. در حالی که «محمدعلی» خود را شاکی اصلی پرونده معرفی می‌کرد، برادر دیگر زن گمشده نیز برای پیگیری موضوع به پلیس آگاهی رفت و اطلاعات مهمی را در اختیار investigators قرار داد. او گفت که ارتباطش با برادرش قطع بوده اما وقتی خبر گم شدن مادرش را شنیده، برای کمک آمده است. وی با اشاره به نارضایتی شدید مادرش از محمدعلی، اظهار داشت که برادرش به دلیل رفیق‌بازی، آوردن سگ و حیوانات به خانه و بداخلاقی‌های مداوم، موجب رنجش مادر شده بود. حتی یک بار مادرش مبلغی پول به او داده بود تا خانه‌ای مجردی برای محمدعلی رهن کند تا مدتی در آرامش باشد، اما او آن خانه را هم به مرکز رفیق‌بازی‌هایش تبدیل کرده و پس از مدتی دوباره به خانه مادری بازگشته بود.

این اظهارات در حالی فرضیه جنایت را در ذهن کارآگاهان قوت بخشید که بررسی‌های نامحسوس نشان داد محمدعلی در سال ۱۳۸۶ هنگام تحصیل در یکی از دانشگاه‌های شمال کشور با دختری آشنا شده بود اما مادرش با ازدواج آنها مخالفت کرده بود. حالا پس از گذشت ۱۸ سال، او به سراغ همان دختر رفته و بدون حضور هیچ‌کدام از اطرافیانش، او را عقد کرده و به خانه مادری‌اش آورده بود. همچنین برادر محمدعلی به حساسیت مادرش روی خودروی شخصی‌اش اشاره کرد و گفت که او هرگز خودرو را در اختیار کسی قرار نمی‌داد، حتی برای تعویض روغن خودش همراه می‌رفت. اما پس از گم شدن زن، محمدعلی با همان خودرو در شهر جولان می‌داد و به آن رسیدگی نمی‌کرد. این سرنخ‌ها باعث شد که پرونده فقدان رنگ جنایی بگیرد و با دستور قاضی دکتر صادق صفری، قاضی ویژه قتل عمد مشهد، تحقیقات جنایی وارد مرحله جدیدی شود.

بازداشت و اعتراف؛ وقتی وجدان در تنگنا قرار گرفت

محمدعلی پس از تکمیل تحقیقات نامحسوس بازداشت شد، اما در ابتدا سعی کرد با متهم کردن بستگان مادرش به اختلافات مالی، مسیر پرونده را منحرف کند. او ادعا می‌کرد که افرادی از نزدیکان مادرش با او اختلاف داشته‌اند و انگیزه جنایت را به آنها نسبت می‌داد. با این حال، کارآگاهان با راهنمایی‌های قاضی صفری به تحقیقات خود ادامه دادند و در نهایت مشخص شد که افرادی که محمدعلی از آنها نام می‌برد، هیچ انگیزه‌ای برای ارتکاب جنایت نداشته‌اند. همه سرنخ‌ها فقط به خود او ختم می‌شد و او تنها مظنون این پرونده بود. چندین روز از بازداشت وی گذشت تا اینکه مدارکی از وقوع جنایت به دست آمد و متهم تحت بازجویی‌های فنی قرار گرفت. سرانجام در تنگنای سوالات، محمدعلی لب به اعتراف گشود و جزئیات هولناک قتل مادرش را شرح داد.

او در اعترافات خود گفت: «آن روز هنگامی که بسیار عصبانی بودم، با بطری شیشه‌ای به سر مادرم کوبیدم و او را به قتل رساندم. زمانی که فهمیدم دیگر نفس نمی‌کشد، پیکرش را درون خودرو انداختم. به دلیل ترسی که سراسر وجودم را فراگرفته بود، نمی‌دانستم او را کجا ببرم. به سوی جاده چناران رفتم و پیکر مادرم را در بیابان رها کردم. اما چون از شناسایی جسدش می‌ترسیدم، همان بطری مشروبات الکلی که همراهم بود را روی پیکرش ریختم و او را آتش زدم. سپس بدون اینکه به جسد نگاه کنم، سوار خودرو شدم و به مشهد بازگشتم. مدتی بعد هم با طرح نقشه رفتن مادرم به کوهنوردی، به پلیس آگاهی رفتم و ماجرای گم شدن او را گزارش دادم تا خودم شاکی این پرونده باشم.» این اعتراف در حالی صورت گرفت که قاضی صفری روز قبل از آن با حضور در بازداشتگاه، به ارشاد و راهنمایی متهم پرداخته بود و او پس از یک شب درگیری با وجدان، تصمیم به بیان حقیقت گرفت. کارآگاهان سپس با راهنمایی متهم عازم بزرگراه آسیایی شدند و بقایای جسد زن میانسال را کشف کردند.

زمینه‌های خانوادگی و پیامدهای اجتماعی یک جنایت هولناک

این پرونده تلخ، بار دیگر زنگ خطری برای توجه به سلامت روان و روابط خانوادگی در جامعه است. محمدعلی ۴۳ ساله که به گفته برادرش از رفتارهای دور از شأن خانوادگی رنج می‌برد و مادرش از او ناراضی بود، در نهایت دست به جنایتی زد که نه تنها خانواده را داغدار کرد، بلکه جامعه را نیز شوکه کرد. بررسی‌ها نشان می‌دهد که مادر این خانواده پس از جدایی از همسرش، با زحمت و رنج فراوان فرزندانش را بزرگ کرده بود و انتظار داشت در سال‌های پایانی عمر در آرامش زندگی کند. اما رفتارهای ناپسند پسرش و اصرار او بر ازدواجی که مادر مخالفش بود، تنش‌ها را به اوج رساند و در نهایت به فاجعه‌ای خونین منجر شد. این حادثه نشان می‌دهد که چگونه عدم مدیریت خشم و نبود ارتباط سالم میان اعضای خانواده می‌تواند به فاجعه‌ای جبران‌ناپذیر تبدیل شود.

از سوی دیگر، تلاش محمدعلی برای پنهان کردن جنایت با گزارش مفقودی و سپس آتش زدن جسد، نشان از درجه‌ای از سردی و محاسبه‌گری دارد که کارآگاهان را شگفت‌زده کرده است. او حتی سعی کرد با متهم کردن بستگان، افکار عمومی و پلیس را منحرف کند، اما هوشمندی investigators و استفاده از روش‌های نوین علمی، پرده از راز او برداشت. این پرونده همچنین اهمیت نقش پلیس آگاهی و دستگاه قضایی را در کشف جرایم پیچیده و برخورد با مجرمان نشان می‌دهد. با کشف بقایای جسد، پرونده وارد مرحله جدیدی شده و متهم برای طی مراحل قانونی در اختیار مقام قضایی قرار گرفته است. انتظار می‌رود با تکمیل تحقیقات، ابعاد بیشتری از این جنایت آشکار شود و عدالت در مورد قربانی و خانواده‌اش اجرا گردد. این رویداد هولناک، در کنار سایر اخبار حوادث اخیر، بر ضرورت توجه بیشتر به نهاد خانواده و پیشگیری از خشونت‌های خانگی تأکید می‌کند.

مطالعه در منبع اصلی
اشتراک‌گذاری
نظرات

در حال بارگذاری نظرات...